احمدي نژاد را هم مي توان ياري كرد....

دراين نوشته قصد بررسي سيستماتيك و آمار ارقامي يك حركت را ندارم و فقط تا آنجا كه بتوانم به دلايل عدم اعتمادي كه برخي حركتهاي دولت مكتبي دكتر احمدي نژاد از سوي برخي از روشنفكران متعهد منجمله خودم پيش آمده است را مي پردازم اما با يك پيش شرط و آنهم اينكه :
بايد احمدي نژاد را ياري كنيم
در آغاز مطلب بايد چند واژه و اصطلاح تعريف گردد تا مجالي براي سوء تعبير و خدايي نكرده سوء استفاده باقي نماند:
1- روشنفكر متعهد : از ديد اين حقير روشنفكر متعهد همان اصولگراي اصلاح طلبي مي شود كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند ، يعني فردي كاملا هوشيار ، مطلع از زمان و اخبار و متعهد و پايبند و مدافع اصول اساسي انقلاب اسلامي ايران .
2- اعتماد و بي اعتمادي: منظور از اين دو كلمه در اين متن آنچه كه متداول است نمي باشد و يك تفاوت ريز دارد و آنهم اينكه كسي كه در اينجا بي اعتماد است لزوما بي تفاوت و معاند نمي باشد و سعي فراوان در اصلاح نگرش خود و يا طرف مقابل و نيز كشف مصاديق بي اعتمادي مي نمايد.
3- ياري كردن : ياري كردن لزوما به حركت فيزيكي و حضور مادي دوشادوش فردي اطلاق نمي شود و در گاهي مواقع يك نقد منصفانه با ديد اصلاح و يك رويكرد منصفانه در برخورد با حقايق و اتفاقات ، صدها بار از يك كمك باصطلاح يدي و مشاورتي كارسازتر مي باشد ، لذا ياري كردن را هرآنچه كه به صلاح نظام مقدس جمهوري اسلامي مي باشد تعريف مي نماييم ، نه عناد و دشمني و نيز نه تعريف و تمجيد كوركورانه.
اما چه بايد كرد...
دكتر محمود احمدي نژاد را اكثر منتقدين دلسوز و مصف ، تنها گزينه موجود در بين نامزدهاي رياست جمهوري مي دانستند و با تمام ابزار خود سعي در ياري ايشان گماشتند كه در سوم تير ، نه شخص دكتر احمدي نژاد ، بلكه ايده هاي عدالت محور ايشان از صندوق بيرون آيد كه فَوقَع ما وَقَع...
اما حقيقت آنست كه آنچه پس از انتخابات و اتصابات و ... بر سر اين تفكر آمد بسيار بي رحمانه بود . زيرا پس از گذشت قريب به 2 سال از 3 تير84 هنوز شاهد رشد ثروت ثروتمندان و فقيرتر شدن فقيران هستيم و در اين شرايط به جابجا كردن خط فقر مي پردازيم !!.
آنچه كه مي توان از ضعفهاي قابل جبران بيان كرد عدم تحقق حلقه چند هزار نفري مديران ارشدي بود كه رئيس جمهور عدالتخواه !! بيان كردند ، از انتصابات استانداران گرفته تا چند پست بودن برخي مسئولين ، و بايد پذيرفت مردم آن چيزي را باور مي كنند كه ببينند نه آنچه را كه بشنوند و اين حقيقتي تلخ است كه گريبان گير شده است ...
ديشب دكتر احمدي نژاد در جواب خبرنگاران شبكه 2 سيما در مورد رشد قيمت مسكن آن را سينوسي ناميدند اما آنچه كه براي مردم واقعيت دارد چه در تعقر و چه در اوج اين نمودار كاذب ، كساني كه بايد هزينه مادي اين موج را كه در عين سينوسي بودن صعودي نيز مي باشد را پرداخت نمايند همين 13 ميليون مردمي هستند كه در واقع اكثرا هم از زندگي كنندگان در زير خط فقر واقعي !!! خواه فقر مادي و خواه فقر فرهنگي و ...
بايد به اين نكته توجه و عنايت ويژه داشت كه مفداري از واقعيت قافل شده ايم و در خيالات سير و سلوك مي نماييم.
واقعيت آنست كه نه سطح فرهنگي مردم سطح پايين فرهنگي صدر اسلام است و نه سطح ديني مردم در حد سطح بالاي ديني آن دوران ...
در اين زمانه كه بسيار نامرد گشته و غالبا دستخوش تغييرات ناخواسته ايست كه نتيجه برداشت كاشته هاي امپرياليسم جهاني مي باشد بايد پذيرفت كه به داشت كاشته هاي آنان نبايد بپردازيم...
بايد پذيرفت كه در عصر منفور تكنولوژي و ماهواره و ارتباطات و ... واقعيت متاسفانه اينست كه :
مردمي كه معاش ندارند ، معاد ندارند
دليلي كه باعث مي شود گاهي برخي منتقدين در مزان اتهام معاند بودن قرار گيرند حركت هاي انفعالي و كارشناسي نشدهايست كه از سوي بعضا از سوي خود دولت و يا گاها از سوي برخي نزديكان دولت صورت مي گيرد كه باعث هزينه دادن نظام ، و صرف و خرج كردن از اصول اساسي چون عدالت و مهرورزي جهت پوشاندن برخي نواقص موجود مي باشد.
اينكه چه بر سر اين دولت مي آيد شايد مهم نباشد ، اما اينكه چگونه مي توان عدالت را دوبار در ذهن مردم تعريف كرد ، عدالتي كه هميشه با نام علي (ع) همنشين بوده است و هم اكنون بازيچه دست كساني قرار گرفته همواره معاند بوده اند ، سخت است و از آن سختر آنست كه اين فيلم مستند به دست كساني كليد خورد كه متعهدانه پايبند به اصول و نظام بوده و هستند...
واقعيت آنست ، مردم نه آنكه به احمدي نژاد بي اعتماد شده باشند ، بلكه ديگر اميدي به تحقق عدالت ندارند و روز به روز شاهد آمار و ارقام رنگانگي هستند كه هيچ نمود عيني و ملموسي جز افزايش قيمتها از ميوه گرفته تا اجاره بهاي مسكن و تورم و عدم اشتغال و ... ندارد...
شايد برخي از دوستان بگويند كه اين مشكلات در دولتهاي قبل بوده و ما فلان درصد هم حتي كمتر از آنها با اين مشكلات مواجه هستيم و چه نابخردانه است ، زيرا اين همان نقطه برخورد و مشكل است...
بايد به اين بزرگواران گفت ظرفي كه جهت سنجيدن اعمال خود در سوم تير در اختيار مردم قرار داديد آنقدر وسيع و محكم و داراي ظرفيت مي باشد كه آنچه تا كنون انجام داده و به آن مي باليد در مقام قطره اي در درياست ...
آري سروران ضمن تشكر از شما به نمايندگي از 13 ميليون آزاده اي(البته باستثنا اين حقير) كه به شما راي دادند و عدالت را براي اين مملكت برگزيدند كه به حق انتخاي شايسته اي بود و بايد احسنت گفت... بابت آنچه رشد مي ناميد ذكر يك نكته خالي از لطف نيست و آنگونه بيان نمايم كه شما بايد در حدي رفتار كنيد كه رنگ و بوي عدالت را مردم ببينند و حس كنند والا ارقام نزولي در مشكلات و صعودي در پيشرفتها ، منطبق بر آرمانهايي كه اعلام نموديد نيست ...
منطبق بر عدالت نيست ...
شايد مشكل كار آنجا باشد كه مردم مقصرند ...؟؟!!!
آري مردم هم مقصرند چرا كه وقتي سخن از عدالت به ميان مي افتد به ياد (( ذُق يا علي )) در مواجهه با خانواده اي مي افتند كه مرد خود را در جنگ با كفار از دست داده بودند و اميرالمومنان فراموش كرده بودند به آنها ياري رسانند....
و در پايان شايد مشكل گشاي اين محفل هم سخنان راهگشاي رهبري باشد ...
اما يك نكته فراموشمان نشود و آنهم اينكه : رهبري چه حرفي را در كجا ، به چه كسي و چه قشري ، و در چه فضاي سياسي و اجتماعي و بين المللي بيان مي نمايند تا در دام تعبيرهاي غلط از بيانات ايشان و بالطبع عمل اشتباه نيافتيم كه .....
سيد مرتضي آويني:
(( آرمانخواهي انسان مستلزم صبر در برابر رنجهاست ، پس ياد بگير در اين سياره رنج صبورترين انسانها باشي ))