يا علي!ما عرف الله الا انا و انت ولا عرفني الا الله و انت ولا عرفك الا الله وانا
ديشب در«نهج البلاغه»با كسي بودم
كه مرا پا به پاي خويش،تا نخلستان هاي كوفه برد.
از«نخلستان»صداي«گريه»مي آمد.
ديشب به مضامين مظلوم«نهج البلاغه»مي اندشيدم
كه«ابوذر»از راه رسيد.
اين بار پا به پاي«ابوذر»رفتم
از نخلستان تا خيابان.
از چارراه «درد» گذشتيم،
از چارراه «فقر»،
كه اعتراض«ابوذر»مرا به خود آورد
- «اينان برادران«علي»هستند؟»
من مي گذشتم و«ابوذر»فرياد مي زد:
«چرا شريح قاضي ها رسوا نمي شوند؟»
من مي گذشتم و«ابوذر»،
از كنار اين همه تفاوت نمي گذشت.
دردا كه به«ابوذر»تنه مي زدند
دردا كه به«ابوذر»طعنه مي زدند
دردا كه اعتراض«ابوذر»
در لابه لاي همهمه ها گم شد.
پی نوشت ها :
۱- درج این مطلب از وبلاگ یه اخوی باحال بود:
حتما يه سري بزنيد كلي صفا كنيد اما دعا براي اين بنده حقير يادتون نره ...
2 - من تا پنجشنبه شب نيستم و از تمامي برو بچه هاي با صفايي كه تو اين مدت به ما با پيامهاي باحالشون صفا مي دادن ممنونم و درخواست حلاليت دارم و اميدوارم كه ما رو ببخشن ..
اگر خدا بخواد دارم ميرم يه دوره آموشي - فرهنگي - نظامي كه از طرف بر و بچه هاي موعود به عنوان نماينده استان خودمون انتخاب شدم كه تو مركز آموزشهاي نظامي نيرو دريايي سپاه تو انزلي برگزار مي شه و ما لياقت حضور تو جمع اين بچه هاي باصفا رو پيدا كرديم ايشالا وقتي برگشتم يه خاطره هم ( البته اگر از لحاظ امنيتي مشكل نداشته باشه ) براتون مي نگارم ....
۳ - تو زماني كه من نيستم قراره ديگر فقرا براتون مطلب بزنن ...
به بركت اين دولت اون چيزي كه زياد پيدا ميشه فقيره :
فقير ۱ . فقير ۲ . فقير ۳ و ...
فعلا يا حق..
تو رجب وقتي كه روزه دار بوديد به خدا نزديكتريد دعا فراموشتون نشه
و چه زيبا و آرمانيست چنين آرزويي...
و چه زيباست زندگي كردن با چنين نگرشي...
و چه مقدس است چنين هدفي...
........................................................................................................
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندانم
چه خواهد ساخت ،
ولي بسيار مشتاقم ،
كه از خاك گلويم سوتكي سازد ،
گلويم سوتكي باشد ،
بدست كودكي گستاخ و بازيگوش
واو
يكريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ،
بدين سان بشكند در من ،
سكوت مرگبارم را ...
(دكتر علي شريعتي)
نه فقط بنده به ذات ازلـــــي مي نـــازد
نــــاشــر حـكم ولايــت به ولـــــي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ، ندارد عجبي
عجب اينست ، خدا هم به علي مي نازد

نجواي شبانه با اميرِ تمام مومنان
در چنين روزي در مكه ، مولودي چشم به جهان گشود كه تا كنون مخلوقي بي نظير و يكتايي بي رقيب ، مصنوع دست خالق قادر بوده است....
وعليِ فاطمه ، فرزند اقتدار خداوندي و نمود تمام (( اَشِدّاءُ عَلَي الكُفار وَ رُحَماءُ بَينَهُم ))در خانه و ماواي امن خداوندي چشم به جهان گشود تا دليلي روشن باشد براي اهل يقين ، بر تماميت رحمانيت و رحيميت خداي قادر و توانا...
و اما علي جان......
اي علي ، تو كه در تمام زندگانيت پدري دلسوز براي عالميان بودي اما...
اما نمي دانم و نمي توانم بدانم كه چگونه و چرا در نيمه شبها قصد بر سفري نه طول و دراز بل آسماني در كوچه هاي كوفه ، اين شهر مردمان نامرد ، بسته و توشه بر سفره يتيمان و مستضعفين نهادي و ....
و چنين مي نماياند كه اين است آداب پدر بودن عليِ فاطمه....
و علي را چه زيباست در روز پدر ياد كردن ....
به سبب چنين آدابي گوارا و پدرانه از علي ، 13 رجب چون روزن نوري سوسوكنان در برابر خورشيد مي نماياند كه خورشيد همان الگوي پدر بودن عليست ...
اما علي جان .....
نمي دانم كه به يك باره و شايد تكراري چند باره چه شد كه ناگهان عالم در رمضان بي پدر شد و ديگر هيچ روزِ پدري ، خورشيد نه تنها بر مستضعفين و پا برهنگان نمايان نشد ، بل كه همان روزن نور نيز در حال بي فروغ شدن است ....
آري امير مومنان ، امير يتيمان و باديه نشينان ، امير مستضعفان و امير تمام مومنان....
در روزگاري سعي بر گذران عمر داريم كه سايه بي پدري خورشيدي چون تو را پيش از پيش بر سر و سامان خويش احساس مي كنيم .....
در روزگاري كه تمام گذران عمر با نام علي و اما ; بي عليست !!..
يا علي !! نمي دانم چرا ديگر هيچ روز پدري را احساس نميكنم ...
نمي دانم چرا ديگر عدالتي را كه روزي افتخار همنشيني با نام تورا به يدك مي كشيد نمي توانم بيابم و باور نمي كنم ....
آري ديگر نمي خواهم عدالت اجرا شود اما ....
اما و اما ... اما مي پندارم عدالتي كه وجودش را نمي توانم حس كنم ، وجود دارد اما ...
اما تنها در حالتي كه مجري عدليه ، عدالت علي را ، نه ، بل كه خود علي را شناخته ، نه ، بل كه باور و ... ذوب در علي شده باشد ...
علي جان در زمانه اي هستم كه تماما صحبت پيران فرتوط و جوانان شاداب بر سر مقوله عدل است و اما اين مفهوم چه قدر دور مي نگارد از وجود و كالبد بشريت !!!
علي جان ديگر مستضعفين و پابرهنگان طعم خوش پدر را نچشيدند و ابن ملجم ها در بريدن فرق عدالت علوي ، آشكارا ، از يكديگر پيشي مي گيرند و پامال كردن حقوق فقرا همراه با دادن شعار عدالت ، تبديل به يك ارزش شده است !!! حال كه رهروي شبانه و كشيدن دست نوازش عدالت علوي بر سر مستضعفين نيز تبديل به ضد ارزش و امري مضحك گشته ...
يا علي ! پيام مستضعفين و يتيمان چنين مي پندارد كه آنان تنها به سبب درك رهروي شبانه تو و به بركت توشه اي كه بر سفره آنها قرار مي دادي همچنان تورا باور دارند اما ...
اما به يك اميــــد .. !!
به اميد آنكه بتوانند تنها شاهد رهروي دوباره تو در كوچه هاي كوفه هاي اين قبرستان عادات سخيف باشند و .....
و اين است عدل علي .....
و اين است فرمان خداوندي در قالب عدل علوي....
و اما علي جان ....
اين مهم متجلي نمي گردد مگر...
مگر آنكه حجت خدا بر روي زمين رخ نمايد و ...
و آنگاه است كه مردان از نامردان و نامردمان متمايز شده و دين و دينداري و حكومت ديني به دست صاحبان اصليش كه همانا مستضعفين و پابرهنگانند مي رسد و ....
پس علي جان اميد داريم تا نداي هل من ينصر ناصرني، نداي عدالت مهدوي ، تورا شنيده ، درك كرده و لبيك گويان پاسخ دهيم زيرا كه مي دانيم عدالت مهدوي ، همان عدالت علوي است با همان نوازش هاي يتيمان و رهروي هاي شبانه و ... ،
پس منتظريم تا بشنويم
فريـــــــاد مـستـضعفيــن
را از كلام جاويدت ......
اللهم عجل لوليك الفرج
خوب...
به نظر میرسه که دیگه یواش یواش و دست به عصا باید وارد مقوله مجلس شد...
اگر خدا یاری کنه و عمری باشه مطالب خوبی در این زمینه آماده کردم که به مرور زمان پست میکنم تو وبلاگ....
اما یه تذکر به خودم و شما : در شرایط کنونی کشور بهترین راه خدمت تو مقوله انتخابات معرفی الگوی مبتنی بر اصول می تونه باش نه معرفی کاندیدا اونم از سمت برو بچه های عدالت خواه البته یه استثنا هم هست مگر در شرایط ویژه و فوق العاده و تکلیف
اولين جلسه از سلسله نشست هاي آسيب شناسي انتخابات مجلس دوشنبه گذشته در دفتر جنبش عدالتخواه برگزار شد.
دكتر حسن سبحاني عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي در اين جلسه با بيان اينكه لازمه آسيب شناسي، داشت درك صحيحي از فضاي انتخاباتي كنوني در كشور است، به بيان برخي از مشكلات موجود پرداخت
دكتر سبحاني توسعه نيافتگي احزاب و گروههاي شركت كننده در انتخابات به لحاظ سياسي را يكي از مشكلات فضاي انتخاباتي كشور دانست و افزود:" مثلا ائتلاف گروههاي مختلف اصلاح طلب و يا اصولگرا-كه داراي مباني متفاوتي هستند- براي انتخابات، يكي از نمونه هاي اين توسعه نيافتگي است.
وي گفت:" يكي ديگر از مشكلات فضاي انتخاباتي موجود كشور اين است كه مجلس ها بر اساس برنامه هائي براي حل مشكلات موجود كشور شكل نمي گيرند، بلكه بر اساس ائتلاف و صرفا براي ورود به مجلس شكل مي گيرند."
ايشان انحراف جامعه از رويكرد اصولي خود در حركت به سمت بايد ها را از ديگر مشكلات موجود دانست وگفت:" جامع ما به لحاظ رويكرد اقتصادي، سياسي و فرهنگي به سمت سرمايه داري رمانده شده است.اين حقيقت كه روزانه 13 روزنامه اقتصادي با ادبيات سرمايه داري منتشر مي شود،بيانگر غلبه چنين ادبياتي در حوزه اقتصادي در كشور است.
وي نداشتن اعتماد به نفس لازم براي دگرانديشي و خروج از پارادايم تفكر سرمايه داري در بين نمايندگان را از ديگر مشكلات موجود در مجلس ها دانست و افزود:" مجالس ما با حالتي متصلب مواجهند كه اگر حركتي به غير از طراحي ليبراليستي انجام شود همه مي گويند محكوم به شكست است.
ايشان با بيان اينكه در عين حال نبايد به ورطه انتزاعي انديشي بيفتيم اظهار داشت:" پس از شناخت آسيب ها، طراحي براي بهبود وضع موجود بايد به گونه اي باشد كه مقداري – هر چند خيلي زياد هم نباشد- از وضع موجود فاصله بگيريم و به ايده آل هايمان كه همانا داشتن مجلسي در راس امور است نزديك شويم.
ايشان در باب نسبت نمايندگان با مشكلات منطقه اي به جمله مقام معظم رهبري اشاره كردند كه "شأن مجلس هم قانونگذارى است، نه گرفتن تسهيلات و كمكهاى عمرانى و غيره براى منطقهى خود " و افزودند جايگاه نمايندگي جايگاه اجرايي نيست اما مي توان به روند حل مشكلات كلان شهرها نظارت كرد.
براي اولين بار يك مجموعه دانشجويي ، تمامي بيانات رهبر انقلاب در موضوع عدالت از سال 68تا84 را جمع آوري و منتشر كرد.
به گزارش خبرنگار رجانيوز، كتاب «قاموس عدالت» تاليف مجموعه دانشجويي ولي نعمتان است كه دربرگيرنده بيانات رهبر انقلاب از سال68 تا سال 84 مي باشد.
اين كتاب كه به همت مجتبي جاويدي دانشجوي كاشناسي ارشد حقوق دانشگاه امام صادق (ع) تهيه و تنظيم شده ، از سوي انتشارات وزارت ارشاد اسلامي منتشر شده است.
بنا به اين گزارش،كتاب مذكور همچنين از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي مورد تاييد قرار گرفته است.
اين كتاب در هشت فصل، كليات، عدالت طلبي در سيره بزرگان، عدالت ساده زيستي و تجمل، شاخص هاي بي عدالتي، آثار بي عدالتي، نتيجه و ثمره عدالت و آسيب شناسي عدالت و در 700 صفحه تنظيم شده است.
جامع بودن و در دسترس بودن تمام منابع و ذكر تاريخ سخنراني هاي رهبر انقلاب از ديگر مزيت هاي كم نظيراين كتاب است.
بخش عمده اي از اين كتاب به بيانات رهبر انقلاب درباره لزوم ساده زيستي و پرهيز از تجمل اختصاص دارد.
گفته مي شود، تاليف اين كتاب 3 سال به طول انجاميده و يك سال نيز در موسسه تنظيم و نشر آثار آيت الله خامنه اي به طور كامل بررسي شده است. نكته جالب ديگر در گردآوري اين كتاب آنكه سخنراني هاي صريح رهبر انقلاب در سال هاي 70 و 71 كه تاكنون منتشر نشده نيز در اين دسته بندي مورد استفاده قرار گرفته است.
احمدي نژاد را هم مي توان ياري كرد....

دراين نوشته قصد بررسي سيستماتيك و آمار ارقامي يك حركت را ندارم و فقط تا آنجا كه بتوانم به دلايل عدم اعتمادي كه برخي حركتهاي دولت مكتبي دكتر احمدي نژاد از سوي برخي از روشنفكران متعهد منجمله خودم پيش آمده است را مي پردازم اما با يك پيش شرط و آنهم اينكه :
بايد احمدي نژاد را ياري كنيم
در آغاز مطلب بايد چند واژه و اصطلاح تعريف گردد تا مجالي براي سوء تعبير و خدايي نكرده سوء استفاده باقي نماند:
1- روشنفكر متعهد : از ديد اين حقير روشنفكر متعهد همان اصولگراي اصلاح طلبي مي شود كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند ، يعني فردي كاملا هوشيار ، مطلع از زمان و اخبار و متعهد و پايبند و مدافع اصول اساسي انقلاب اسلامي ايران .
2- اعتماد و بي اعتمادي: منظور از اين دو كلمه در اين متن آنچه كه متداول است نمي باشد و يك تفاوت ريز دارد و آنهم اينكه كسي كه در اينجا بي اعتماد است لزوما بي تفاوت و معاند نمي باشد و سعي فراوان در اصلاح نگرش خود و يا طرف مقابل و نيز كشف مصاديق بي اعتمادي مي نمايد.
3- ياري كردن : ياري كردن لزوما به حركت فيزيكي و حضور مادي دوشادوش فردي اطلاق نمي شود و در گاهي مواقع يك نقد منصفانه با ديد اصلاح و يك رويكرد منصفانه در برخورد با حقايق و اتفاقات ، صدها بار از يك كمك باصطلاح يدي و مشاورتي كارسازتر مي باشد ، لذا ياري كردن را هرآنچه كه به صلاح نظام مقدس جمهوري اسلامي مي باشد تعريف مي نماييم ، نه عناد و دشمني و نيز نه تعريف و تمجيد كوركورانه.
اما چه بايد كرد...
دكتر محمود احمدي نژاد را اكثر منتقدين دلسوز و مصف ، تنها گزينه موجود در بين نامزدهاي رياست جمهوري مي دانستند و با تمام ابزار خود سعي در ياري ايشان گماشتند كه در سوم تير ، نه شخص دكتر احمدي نژاد ، بلكه ايده هاي عدالت محور ايشان از صندوق بيرون آيد كه فَوقَع ما وَقَع...
اما حقيقت آنست كه آنچه پس از انتخابات و اتصابات و ... بر سر اين تفكر آمد بسيار بي رحمانه بود . زيرا پس از گذشت قريب به 2 سال از 3 تير84 هنوز شاهد رشد ثروت ثروتمندان و فقيرتر شدن فقيران هستيم و در اين شرايط به جابجا كردن خط فقر مي پردازيم !!.
آنچه كه مي توان از ضعفهاي قابل جبران بيان كرد عدم تحقق حلقه چند هزار نفري مديران ارشدي بود كه رئيس جمهور عدالتخواه !! بيان كردند ، از انتصابات استانداران گرفته تا چند پست بودن برخي مسئولين ، و بايد پذيرفت مردم آن چيزي را باور مي كنند كه ببينند نه آنچه را كه بشنوند و اين حقيقتي تلخ است كه گريبان گير شده است ...
ديشب دكتر احمدي نژاد در جواب خبرنگاران شبكه 2 سيما در مورد رشد قيمت مسكن آن را سينوسي ناميدند اما آنچه كه براي مردم واقعيت دارد چه در تعقر و چه در اوج اين نمودار كاذب ، كساني كه بايد هزينه مادي اين موج را كه در عين سينوسي بودن صعودي نيز مي باشد را پرداخت نمايند همين 13 ميليون مردمي هستند كه در واقع اكثرا هم از زندگي كنندگان در زير خط فقر واقعي !!! خواه فقر مادي و خواه فقر فرهنگي و ...
بايد به اين نكته توجه و عنايت ويژه داشت كه مفداري از واقعيت قافل شده ايم و در خيالات سير و سلوك مي نماييم.
واقعيت آنست كه نه سطح فرهنگي مردم سطح پايين فرهنگي صدر اسلام است و نه سطح ديني مردم در حد سطح بالاي ديني آن دوران ...
در اين زمانه كه بسيار نامرد گشته و غالبا دستخوش تغييرات ناخواسته ايست كه نتيجه برداشت كاشته هاي امپرياليسم جهاني مي باشد بايد پذيرفت كه به داشت كاشته هاي آنان نبايد بپردازيم...
بايد پذيرفت كه در عصر منفور تكنولوژي و ماهواره و ارتباطات و ... واقعيت متاسفانه اينست كه :
مردمي كه معاش ندارند ، معاد ندارند
دليلي كه باعث مي شود گاهي برخي منتقدين در مزان اتهام معاند بودن قرار گيرند حركت هاي انفعالي و كارشناسي نشدهايست كه از سوي بعضا از سوي خود دولت و يا گاها از سوي برخي نزديكان دولت صورت مي گيرد كه باعث هزينه دادن نظام ، و صرف و خرج كردن از اصول اساسي چون عدالت و مهرورزي جهت پوشاندن برخي نواقص موجود مي باشد.
اينكه چه بر سر اين دولت مي آيد شايد مهم نباشد ، اما اينكه چگونه مي توان عدالت را دوبار در ذهن مردم تعريف كرد ، عدالتي كه هميشه با نام علي (ع) همنشين بوده است و هم اكنون بازيچه دست كساني قرار گرفته همواره معاند بوده اند ، سخت است و از آن سختر آنست كه اين فيلم مستند به دست كساني كليد خورد كه متعهدانه پايبند به اصول و نظام بوده و هستند...
واقعيت آنست ، مردم نه آنكه به احمدي نژاد بي اعتماد شده باشند ، بلكه ديگر اميدي به تحقق عدالت ندارند و روز به روز شاهد آمار و ارقام رنگانگي هستند كه هيچ نمود عيني و ملموسي جز افزايش قيمتها از ميوه گرفته تا اجاره بهاي مسكن و تورم و عدم اشتغال و ... ندارد...
شايد برخي از دوستان بگويند كه اين مشكلات در دولتهاي قبل بوده و ما فلان درصد هم حتي كمتر از آنها با اين مشكلات مواجه هستيم و چه نابخردانه است ، زيرا اين همان نقطه برخورد و مشكل است...
بايد به اين بزرگواران گفت ظرفي كه جهت سنجيدن اعمال خود در سوم تير در اختيار مردم قرار داديد آنقدر وسيع و محكم و داراي ظرفيت مي باشد كه آنچه تا كنون انجام داده و به آن مي باليد در مقام قطره اي در درياست ...
آري سروران ضمن تشكر از شما به نمايندگي از 13 ميليون آزاده اي(البته باستثنا اين حقير) كه به شما راي دادند و عدالت را براي اين مملكت برگزيدند كه به حق انتخاي شايسته اي بود و بايد احسنت گفت... بابت آنچه رشد مي ناميد ذكر يك نكته خالي از لطف نيست و آنگونه بيان نمايم كه شما بايد در حدي رفتار كنيد كه رنگ و بوي عدالت را مردم ببينند و حس كنند والا ارقام نزولي در مشكلات و صعودي در پيشرفتها ، منطبق بر آرمانهايي كه اعلام نموديد نيست ...
منطبق بر عدالت نيست ...
شايد مشكل كار آنجا باشد كه مردم مقصرند ...؟؟!!!
آري مردم هم مقصرند چرا كه وقتي سخن از عدالت به ميان مي افتد به ياد (( ذُق يا علي )) در مواجهه با خانواده اي مي افتند كه مرد خود را در جنگ با كفار از دست داده بودند و اميرالمومنان فراموش كرده بودند به آنها ياري رسانند....
و در پايان شايد مشكل گشاي اين محفل هم سخنان راهگشاي رهبري باشد ...
اما يك نكته فراموشمان نشود و آنهم اينكه : رهبري چه حرفي را در كجا ، به چه كسي و چه قشري ، و در چه فضاي سياسي و اجتماعي و بين المللي بيان مي نمايند تا در دام تعبيرهاي غلط از بيانات ايشان و بالطبع عمل اشتباه نيافتيم كه .....
سيد مرتضي آويني:
(( آرمانخواهي انسان مستلزم صبر در برابر رنجهاست ، پس ياد بگير در اين سياره رنج صبورترين انسانها باشي ))
و به دينداران ما دين
و به مومنان ما روشنايي و به روشنفکران ما ايمان
و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهي و به جوانان ما اصالت
و به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما نيز عقيده
و به خفتگان ما بيداري و به بيداران ما اراده
و به نشستگان ما قيام و به خاموشان ما فرياد
و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقيقت
و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به فرقههاي ما وحدت
و به مردم ما خود آگاهي
و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزت ببخشا.
خدايا: خودخواهي را چندان در من بکُش ، يا چندان برکش
تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدايا: به مذهبي ها بفهمان که:
آدم از خاک است.
بگو که:
يک پديده مادي نيز به همان اندازه خدا را معني مي کند که يک پديده غيبي،
در دنيا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.
و مذهب اگر پيش از مرگ به کار نيايد ، پس از مرگ به هيچ کار نخواهد آمد.
دکتر علي شريعتي (نيايش)
در پي انجام دور دوم مذاكرات با شيطان
قابل توجه بي غيرتان

مقام معظم رهبري(حفظه الله)
بعضي در دل خود احساس ضعف مي كنند يا چشم غره هاي آمريكا آنها را مي ترساند، يا وعده هاي آمريكا و امثال آمريكا دل ضعيف و ناتوانشان را به خود جذب مي كند لذا به سمت آمريكا مي كشند، آن گاه ملت و جوانان مومن و مديران با ايمان و با صفاي كشور را متهم مي كنند كه اينها نمي توانند؛ بنابراين ناچاريم برويم تسليم آمريكا شويم! كساني كه دم از مذاكره با آمريكا مي زنند، يا از الفباي سياست چيزي نمي دانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يكي از اين دوتاست.
اين مطلب رو گذاشتم برا اون دسته از بچه حزباللهي هاي جووني كه مي خوان يه خدمت بزرگي بكنن و دنبال الگو ميگردن:
اينم شهيد ديالمه
نماينده مجلسي كه فقط و فقط با ۲۶ سال سن شد نماينده مجلس
يه الگوي تاپ و ناياب
خداوند ان شاالله با حضرت سيدالشهدا محشورش بكنه
زندگي نامه شهيد دكتر عبدالحميد ديالمه

شهيد عبدالحميد ديالمه در ارديبهشت ماه 1333 در تهران ديده به جهان گشود . پس از طي دورة دبستان ، دورة متوسطه را در دبيرستان هدف شمارة 2 آغاز كرد و در دوران دبيرستان فعاليت اعتقادي و مبارزاتي را به اوج رساند و ...
در قسمت (ادامه مطلب) متن كامل را ببينيد. با تشكر
مگر مسلمانان جهان فاجعه ي قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه هاي مسلمين را در طول حيات ننگين آل سعود و نيز قتل عام زائران خانه ي خدا را فراموش ميکنند؟مگر مسلمانان نمي بينند که امروز مراکز وهابيت در جهان به کانون هاي فتنه و جاسوسي مبدل شده اند ، که از يک طرف اسلام اشرافيت،اسلام ابوسفيان،اسلام ملاهاي کثيف درباري،اسلام مقدس نماهاي بيشعورِحوزه هاي علمي و دانشگاهي ،اسلام ذلت و نکبت ،اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه ها، و در يک کلام " اسلام آمريکايي" را ترويج ميکنند و از طرف ديگر سر بر آستان سرور خويش آمريکاي جهان خوار ميگذارند
امام خميني(29تيرماه 67سالگرد کشتار مکه)
يکم: هنوز دير زماني از جنايات سران کافر کشور هاي عربي و در راس آنها خاندان کثيف آل سعود در مراسم حج نگذشته است ،جنايتي که به قطع چندين ساله ي روابط ايران با رژيم سعودي منجر شد(هرچند حضرت امام در اواخر حيات طيبه شان و بر اساس...
در قسمت (ادامه مطلب) متن كامل را ببينيد. با تشكر
من اخلالگرم/از سرزمين رنج و حرمان/كوچههاي غم، زاغههاي فقر/از ملك محرومان/از گوشهي ايران/با خشم ميآيم/با كينه ميآيم/آي مردم من اخلالگرم/پدرم را بيناني كشت/و ميگفت ولي/كه خدا رزاق است./پس بگوييد كه نانم به كجا پنهان است؟/ز چه رو زندگيام بيسر و بيسامان است./چه كسي نان مرا دزديده؟/يا چه كسي سفرهي ايمان مرا برچيده؟/همه گويند كه اخلالگرم/ليك من پيرو پاك بوذرم/مردي از طايفهي غفاري،/گنهش چيست جز اخلالگري؟/و كدامين اخلال؟/كارش اخلال به كار اشراف/زدن كتف شتر بر سر كعب الاحبار/حرفش آيات شريف قرآن./و قيامي به بلنداي ظهور
دانشجوي شهيد مهدي رجب بيگي
بسم رب الشهدا والصدیقین
اللهم عجل بظهور الامام العدل
سلام
شاید در این جور مواقع بی مقدمه و بی شیله پیله حرف زدن بهترین روش باشه پس:
من م.ص ملقب به فقیر دانشجوی رشته صنایع دانشگاه بوعلی سینای همدان هستم و چند صباحی هست که معتاد وبلاگ نویسی شدم
قصد دارم تو وبلاگم تمام اون چیزی رو که از طرفی: این روانشناسا بهش می گن دغدغه و از طرف دیگه تو دانشگاه و اجتماع نمی ذارن بیان کنم(حالا بهر دلیلی که خدا می دونه) رو بیارم تو دایره تا اونایی که سرخطن و این کاره و پاکار استفاده کنن الته یه نکته ناب ناب اونم اینکه من از اون دانشجوهای سکولار و مارکسیست و اینجورچیزا که ادای آدمای باصطلاح روشنفکر و در میارن نیست
من دوستدارم فرد آزاده روشنفکری باشم که به سبب روشنفکریش گاهی متحجرم می تونه بشه که ساده بگم همون اصولگرای اصلاح طلبی که آقاسید علی خودمون گفت می شه . اما با آرمانهای والا و فراری و معاند و مبارز با هرنوع محافظه کاری و لابی بازی و ...
اما یه رسم قدیم اونم اعلام رزومه کاری:
تقریبا ۱۷ یا ۱۸ ماه هست که تو مایه های عدالت خواهی(اگر لیاقت و تواناییشو داشته باشم) دارم کار می کنم و از مطالعه گرفته که پایه هرکاری انجام دادم تا تحصن و نشریه و دعوا و اعتراض و اینجور چیزا . حالاهم که دانشگاه تعطیل رو آوردم به وبلاگ نویس تا ایشالا فرجی حاصل بشه البته یه ۲ ماهی هم تو پارسی بلاگ و تو یه وبلاگ به اسم عدالتخانه (www.edalatkhane.parsiblog.com ) می نوشتم که به دلایلی تعطیل شد !!!
قصد دارم تو این وبلاگ به فضل و یاری خدا و شهدا به مسائل و دردهای اجتماع با یه دید کاملا عدالت محور بپردازم تو این راه همه جور مطلب : از انتقادی گرفته تا شعر و طنز و بد وبیرا(البته در حد مجاز و شرعیش) و تمجید و تحسین و... استفاده می کنم تا بتونم فریاد بزنم اونم فریادی از جنس
فریاد مستضعفین
ان شاالله