تبليغاتX
فریاد مستضعفین

www.zaminkhari.blogfa.com

وبلاگ ستادمردمي ويژه بررسي پرونده زمين خواري ۱۰۳۰۰۰ متر مربعی دادگستري در همدان

با درج نظر در قسمت نظرخواهي آمادگي خود را اعلام نماييد

جهت همكاري و حمايت آدرس فوق را در يكي از پستهاي وبلاگ خود درج نماييد

منتظر دريافت اخبار تكميلي و بروز باشيد ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:25 توسط فقیر |

خبر فوری

زمین خواری در عدلیه

چند ماهی بود که در بعضی محافل میشنیدم که یه چند هکتاری زمین تو یکی از مناطق خوش آب و هوای جنوب شهرمون-البته جنوب از لحاظ جغرافیایی و نه از لحاظ...-  هست که دادگسری خریده و می خواد تغییر کاربری بده و به دلیل کار بی وقفه قضاتی که در راستای اجرای عدالت از هیچ کوششی دریغ نمی کنن تحویلشون بده تا توش ذخیره دنیایی برا خودشون بسازن ...

سر همین قضیه چند هکتار زمین ناچیزم بود که یه عده دانشجو وطلبه بیکار تصمیم به تحصن و تجمع و .. خلاصه بر هم زدن جو آرام عمومی و امنیت ملی و نشر اکاذیب و توهین به مقدسات و .... گرفته بودن که با هوشیاری نیروهای خدوم دادگستری و قوه قضاییه و .... این توطئه دشمن هم خنثی شد .....

مردم هم که تقصیری نداشتن و اصولا بازی چه دست یه عده دانشجو و طلبه و آدم بیکار و عوام فریب شده بودن گفتن حالا که حضرات آقایان می فرمان الان شب خوب حتما درست میگن و ما دچار کور رنگی شدیم و آنچنان شد که صف طویلی در اقصا نقاط شهر برای پزشکان چشم به وجود .......

داشتم می گفتم که مردم منطقه هم بی خیال قضیه شدن و با سلام و صلوات رفتن خونه هاشون ...

اما چند روز پیشا دیده بان سازمان همون دانشجوها و طلاب بیکار خبر داد که یه بلوک سیمانی که روش نوشته شده : (ساخت و ساز ممنوع - کمربند سبز) جلوی کاخ استانداری اونم تو یکی از بلوارای بالا شهر گذاشته شده ...

در این هنگام توجه همگان -البته تا کمی تا قسمتی ابری- جلب شد که آقا بیاین که تازه فهمیدیم یا فهمیدن یا فهماندن یا ... که استانداری هم تو کمربند سبز بوده ...!!!!!!!!!!!!!!

اما همون دیده بان پس از فضولی های فراوان گزارش داد که :

اولا اون چند هکتار زمین ناچیزی که بالا گفتم خیلی کمتر از این حرفا بوده تقریبا چیزی در حدود فقط  ۱۰۳۰۰۰ متر مربع باغ بوده ...

ثانیا به چه کسی مربوطه که می خوان توش خونه بسازن یا بازم خونه بسازن ... اینا نماد عدالتن و بهتر از هرکسی می دونن که عدالت چیه مگه قاضیا دل ندارن....!!!!!!!

ثالثا اون قضیه بلوکم کار برادرای دادسرا بوده که در یک عمل شجاعانه حتک حرمت استانداری رو به ساعت -ببخشید ساحت -مقدس دادگستری و قوه قضاییه محکوم کردن و اعلام برائت از این قبیل قلدریها  -بخوانید اعتراضها- کردن و گفتن اگه کسی اعتراض کنه به جرم توهین به مقدسات و نشر اکاذیب و ... میفرستیمش جایی که از به دنیا اومدنش پشیمون بشه و در راستای اجرای عدالت  اون فرد یا ارگان یا سازمان یا ... هر کی و کجا که می خواد باشه باشه : از استانداری و معاون سیاسیش گرفته تا این چندتا بچه اخلالگر ...

و....

اين بار پا به پاي«ابوذر»رفتم

از نخلستان تا خيابان.

از چارراه «درد» گذشتيم،

از چارراه «فقر»،

كه اعتراض«ابوذر»مرا به خود آورد

- «اينان برادران«علي»هستند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»فرياد مي زد:

«چرا شريح قاضي ها رسوا نمي شوند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»،

از كنار اين همه تفاوت نمي گذشت.

دردا كه به«ابوذر»تنه مي زدند

دردا كه به«ابوذر»طعنه مي زدند

دردا كه اعتراض«ابوذر»

در لابه لاي همهمه ها گم شد.


پی نوشت ها :

۱-مطلب فوق داغ داغ و چند روزی که اتفاق افتاده و الان هم جاری اما جهت حفظ مصالح ملی -که پدر مارو دراورده- فعلا بیش از این از دادن اطلاعات معذوریم لطفا توقف نفرمایید !!!!

۲- نهضت همچنان ادامه داره و اون چندتا بچه اخلالگر قصد دارن یه کارایی بکنن پس آماده جهاد با نماد عدل تو مملکت اسلامی بشین !!!!!!!!

۳- الان وقت ندارم ولی ایشالا مطلب جدی و بدور از طنز رو - که البته چنین اتفاق نادری بیش از هر چیزی  لیاقت برخورد طنز گونه رو داره- در اسرع وقت رو سایت میزارم...

+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:7 توسط فقیر |

 

مي‌رويم‌ تا خط‌امام‌ بماند.

مي‌رويم‌ تا خط‌امام‌ بماند. خطي‌ كه‌ از ابراهيم‌ آغاز شد و در تداوم‌ سرخ‌ خويش‌ با دست‌هاي‌ پاك‌ محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و علي (عليه السلام) به‌ قلب‌ پرشور امام‌ امت‌ رسيد تا رنجبران‌ زمين‌ را از جور حكومت‌ قابيليان‌ برهاند‌.

خطي‌ كه‌ تبلور قاطعيت‌ بر عليه‌ جباران‌، عصاره‌ عصيان‌ مستضعفان‌ عليه‌ مستكبران‌، فرياد هميشه‌ مظلومان‌، راه‌ پيروز محرومان‌ است‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ رسالت‌ گسستن‌ زنجيرهاي‌ اسارت‌ از دست‌ و پاي‌ مغضوبين‌ زمين‌ را برعهده‌ دارد.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ پيام‌ قيام‌ پيروزمند مستضعفان‌ را بر تارك‌ تاريخ‌ خواهد داشت‌ و پوزه‌ كثيف‌ جلادان‌را سرانجام‌ به‌ خاك‌ خواهد ماليد.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ راه‌ پيروز انقلاب‌ كبير اسلامي‌ خلق‌ دلاور ايران‌ است‌ و بايد كه‌ حماسه‌‌ي قيام‌ را تا دوردست‌ها بكشاند و نهال‌ انقلاب‌ را در دل‌ خلق‌هاي‌ تحت‌ ستم‌ جهان‌ بنشاند.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ با نفي‌ هرگونه‌ سازشكاري‌ و ستمكاري‌، نويد نابودي‌ سازش‌گران‌ و ستم‌كاران‌ را باخود همراه‌ داشت‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ پاسداران‌ خون‌ رزمندگان‌ دلير و شهيدان‌ به خون‌ خفته‌‌ي امت‌ قهرمان‌ ايران‌ است‌.

خطي‌ كه‌ سرانجام‌ شوم‌ امپرياليسم‌ و سلطه‌ گران‌ اجنبي‌ را هم‌ اكنون‌ برقله‌ي‌ عالم‌ نمايان‌ ساخته ‌و دژ مستحكم‌ توحيد را در دور دست‌هاي‌ هر ستم‌كده‌ برپا خواهد داشت‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

(شهيد مهدي رجب بيگي)

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:2 توسط فقیر |

سوت پايان نيمه اول

 

 

نيمه اول بازي رفت تمام شد !!؟

 

شايد بتوان گفت كه در اين نيمه 45 دقيقه اي كه داراي فراز و نشيب هاي فراواني

 

بوده است نتيجه كماكان صفر صفر است اما به نفع چه كسي ؟؟

 

آري نتيجه مساوي بدون گل مي تواند برنده هم داشته باشد ...

 

اما يك نكته آنكه هر برنده اي هم كه داشته باشد مهم نيست چرا كه تماشاچيان

 

(مردم) از بازي لذت نبردند و اين است دردِ جامعه كنوني ما...

 

نظر دهيد  كه چه كسي برنده اين بازي بدون گل مساوي بوده و آيا با اين روند

 

بازي مجالي جهت برگزاري بازي برگشت باقيست و جايگاه دولت و مردم و ويژه

 

خواران و مدعيان و دوستان و مشاوران و وزرا و وكلا و .... در اين بازي قدرت

 

كجاست ؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 2:6 توسط فقیر |

 

عاقبت زنجير ما را چون كلاف

 

بافت محكم اين عمو زنجير باف

 

بافت محكم اين عمو زنجير باف

 

بعد از آن افكند پشت كوه قاف

 

..................................

 

برّه ها! فكري براي خود كنيد

 

چون شبان و گرگ كردند ائتلاف

 

اينك اين ماييم ؛ نعشي نيمه جان

 

كركسان گِردِ سر ما در طواف

 

ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم

 

پهلوانان را كه اينجا رفت ناف

 

آن يكي صد فخر دارد بر كلاه

 

گرچه بي شلوار شد روز مصاف

 

آن يكي ديگر به آواز بلند

 

حرف حق را گفت ، اما در لحاف

 

آن يكي ديگر به صد مردانگي

 

مي كند تا صبح ، عين و شين و قاف

 

آن دگر مانده است تا روشن شود

 

فرق آب مطلق و آب مضاف

 

كارگاه آسمان تعطيل باد

 

تا كه برگردد جناب از اعتكاف

 

..................................

 

الغرض مثل برنج تازه دم

 

در چلو صاف كَسان گشتيم صاف

 

جهد مردان عمل كاري نكرد

 

مرحبا بر همت مردان لاف

 

شعر از شاعر مجاهد محمد كاظم كاظمي

دي 1382

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 1:54 توسط فقیر |