تبليغاتX
فریاد مستضعفین

 

اعوذب ا... من نفسی

خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟

                                                        (سوره نحل آیه 71)

 

روزشمار:  ۳ روز(امروز پنجشنبه ۱ شهریور)

سه روز از رسانه اي شدن اين جريان مي گذرد و هنوز هيچ مسئولي اقدام موثری نكرده است.در ضمن هوای تهران امروز ابری است و احتمال بارندگی زیاد است...

 

 

منتظر نظرات شما در خصوص ساير موارد اينچنيني و مشكلاتي كه بحران مسكن براي اقشار محروم ايجاد كرده است هستيم. (درقسمت انتهاي متن نظر خود را ثبت كنيد.)

 

تصاویر گویا نیست. عکاس بینوا رویش نشد نزدیکتر شود. مادر دخترک هم نخواست که از نزدیک از چهره دخترک تصویری تهیه شود.

 

 

زن بینوا می گفت " وقت قرارداد اجاره خانه که تمام شد، صاحبخانه که می بیند مستاجرهایش آهی در بساط ندارند به بهانه اینکه در خانه باجناقم اتاقی برای شما تهیه کرده ام اسباب و اثاث مان را بار ماشین کرد وقتی از اطراف محل قدیمی مان دور شدیم به ناگاه راننده ترمز کرد و به همراه صاحبخانه اسباب مان را بر روی خیابان خالی کردند و رفتند."

الان ده روزی است که در پیاده رو کنار دیوار مدرسه ای که نامش علی بین ابیطالب است سکنی گزیده اند.

"مرد خانه مان راننده سرویس کارکنان ایران خودرو می باشد. پیمانی کار می کند. ماشین از خودمان نیست."

دخترک رنگ پریده است و ده دوازده سالی بیشتر ندارد و در فضای اطراف بین وسیله های خانه نشسته است.  

 

 

روزها مرد درخانه (پیاده رو) نیست سرکار است و شبها ... .

تا کنون از طریق مساجد محل و شهرداری منطقه 15 و کمیته امداد اقدام موثری انجام نشده است.

نشانی محل اقامت: تهران، افسریه، شهرک مسعودیه،اسلام آباد، خیابان مسلم، پیاده رو جنب مدرسه علی ابن ابیطالب.

 

 

پی نوشت :

۱- تمامی دوستانی که مایل به همیاری و مدد به این عزیزان هستند می توانند :

الف - پست این مطلب را در وبلاگ خود استفاده نمایند

ب- به آدرس http://faryadesabz.blogfa.com/ مراجعه و نظر خود را اعلام نمایند

ج-به ایمل مقابل پیام فرستاده و ارتباط گیرند mahoor13600@yahoo.com

یا حق

 

+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 0:46 توسط فقیر |

شعري از "اورهان ولي" در مناظره فقر و غنا

گربه آواره خطاب به گربه قصاب:
ما نمی توانیم با هم دوست شویم، راه ما جداست
تو گربه قصابی، من گربه سرگردان کوچه ها.
تو از ظرف لعابی می خوری، من از دهان شیر
تو خواب عشق می بینی، من خواب استخوان.
اما کار تو هم چندان آسان نیست عزیز
دشوار است هر روز خدا دم جنباندن!

پاسخ گربه قصاب به گربه آواره:
تو از فقر می گویی
پس کمونیستی.
بعد آتش می زنی به ساختمان ها
در استانبول
در آنکارا...
عجب خری هستی تو!


اورهان ولی شاعری است ترک، که شاید حرف و حدیث در موردش زیاد باشد. با این همه ادعای ما در این است که تا آنجا که ممکن است به "ماقال" توجه کنیم و نه "من قال". شعر زیر برگرفته از "ما قال" اورهان ولی است.

برگرفته از سایت عدالتخانه

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:34 توسط فقیر |