به بهانه برخورد غیر منطقی با دانشجویان عدالتخواه شیراز
بررسي روند مطالبات مردمي و برخورد دولتها با اين تحركات
قال اميرالمومنين علي (ع) :
لا يحمل الناس علي الحق الا من ورعهم عن الباطل
تنها كساني مي توانند مردم را به راه حق وادار كنند كه آنها را از راه باطل پرهيز داده باشند .
1- انتقاد سازنده و مطالبه گري و پرداختن به يك چنين رفتاري حسنه همواره جز تكاليف و وظايف هر انسان آزاده و آگاه و بيداري مي باشد و در اثناي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و بيانات و رفتار امام روح الله ، خواستن و ادعا داشتن در مقابل مسئولين جزء لاينفك انتظارات از مردم بوده و همواره در صدر آنها قرار داشت .
2- پس از پايان جنگ تحميلي و پايان دوران رشادتها و ايثارهاي صورت گرفته و نيز رجعت بنيانگذار كبير انقلاب ، برخي از افراد صاحب نام آن دوران و حال ، به سبب محقق نشدن بسياري از مطالبات مردم كه سازگاري و همپوشاني كامل با وعده هاي صادقانه امام و انقلابيون مي داشت ،و عدم توانايي ارائه پاسخ شفاف در خود و دولت مطبوعشان پاسخگو بودن را كاملا از ياد برده و با استفاده از حربه هايي مديريتي اقدام به خشكاندن اين عادت مقدس در مردمان دهه هفتاد نمودند كه به دليل وجود مشكلات اقتصادي فراوان اين مهم تا حد زيادي متاسفانه محقق گرديد.
3- در اواسط دهه هفتاد وبا روي كار آمدن دولت اصلاحات با شعار آزادي ، اين بار شاهاد تفريط فراوان نقد و نقادي بوديم به گونه اي كه هجمه هاي فراوان و به دور از عقبه فكري و تاريخي ، مسئولان را تهديد مي نمود و اتخاذ چنين سياستي غلط از سوي مسئولان دولت وقت سبب گرديد تا تجربه تلخ دوران گذشته و دولتهاي قبل مجددا تكرار گردد و نقد و مطالبه به ابزاري كاملا جداي و ناآشنا از اخلاق و تنها جهت تخريب افراد و افكار مبدل گشته بودند و اصل صداقت و نقد به كالايي ناياب تبديل شود.
4- با روي كار آمدن دولت نهم و تكيه بر گفتمان عدالتخواهي ، آنچه انتظار مي رفت ايجاد محيطي كاملا شفاف ، آزاد و بدور از هرگونه تسامح ، تساهل ، ارعاب و وحشت جهت بيان نظرات موافق و مخالف و مطالبات توده عامه مردم و نيز نگاهي مدبرانه توسط دولت و كلا مجموعه نظام به چنين فضاهايي جهت بهره وري از نظارت مشفقانه و بدور از قرض ورزي مي بود كه آنچه محقق گشته بدور از قياس با دولتهاي قبل ، متاسفانه تامين كننده توقعات مردم نبوده و با شعارها و آرمانهاي والاي تعريف شده توسط دولت مهرورز فاصلهي فراواني دارد ولي با توجه به عمر باقي مانده از دولت ، به نظر مي رسد چنانچه اكثريت قالب مديران مياني و نيز برخي مديران و برنامه ريزان ارشد و كلان دولت ضرورت ايجاد كرسي هاي نقد و بررسي تخصصي و نيز مطالبه مردمي را درك نموده و سعي در برقراري تعادل و بدور از جهتگيري سياسي در رفتار اجرايي خود نمايند و مردم را ولي نعمتان خود ستايش نمايند ، مي توان اميدوار بود كه در دوران حال شاهد هزينه شدن گفتمان و فرهنگ نقد و مطالبه گري جهت رسيدن به اهداف سياسي دولت نخواهيم بود .
5- آما آنچه به نظر در اين بين فراموشانده مي شود بررسي رفتار و تعاملات ساير دستگاههاي نظام بلاخص قوه قضاييه با مردم مي باشد . قوه قضاييه اي كه اخيرا با اقتخار تمام حمايت از سرمايه داري را درصدر بيلان كاري خود قرار داده و با اين حركت انقلابي كاملا درصدد خشكاندن ريشه هاي امپرياليسم جهاني مي باشد !!
6- در بررسي روند مطالبه و نقد از قوه قضاييه آنچه در تمامي دوران اصلاحات و نيز در دولت اصولگرا شاهد آن هستيم تنها برخوردي چكشي و بدور از منطق و تواما با ارعاب و تهديد بوده است ، در چنين رفتاري تنها چيزي كه يافت نمي شود روزنهاي حتي باريك از آموزه هاي انقلاب و آرمانهاي امام مي باشد .
7- در نظامي كه يكي از اصلي ترين دلايل حمايت مردم و بلاخص قشر ضعيف و مستضعف از آن در روند تثبيت انقلاب ، شعار و ادعايي صادق جز مبارزه با سرمايه داري توسط امام نمي باشد ، اعلام رسمي حمايت از سرمايه داري تنها با تهديد و زور و اخيرا بازداشت چند جوان حزب اللهي و آرمانخواه دانشجو مي تواند سازگاري داشته باشد و لا غير .
8- روند مقابله با روحيه مطالبه گري مردم و بلاخص قشر جوان كه توسط بسياري از افراد سرشناس موجود در بين مسئولان كنوني طرح ريزي و برنامه ريزي شده است نويدي جز برخورد با باتوم و نيز اعلام قرار بازداشت براي جواناني كه به عدم اجراي قانون اعتراض نموده اند به جاي پاسخگويي شفاف و قضاوت عادلانه كه سالهاست چشم انتظار آن نشسته ايم را نمي دهد ... و اما بايد به ياد داشته باشيم كه :
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم / موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
.jpg)

