تبليغاتX
فریاد مستضعفین

آقا

همواره نقش محور در یک فعالیت گروهی منسجم زمانی بر همگان آشکار خواهد گردید و دبگر هیچ نقطه ابهامی در روند فعالیتها و اختیارات و وظایف آن پیشنخواهد آمد که اختلافات و درگیریها در آن گروه بالا گرفته و اعضا به دور از منطق موجود در درون آن گروه به نقد و تخریب یکدیگر دست برآورند که در این هنگام چنانچه وجود محوری مقتدر و آگاه به تمامی زوایای پیدا و پنهان فعالیت جمعی خودنمایی نماید می توان به بقا و ادامه راه گروه امیدوار بود

آنچه در بالا مورد بررسی قرار گرفت تحلیلی کوتاه و عوامانه از نقش کلیدی رهبر در جوامع وسیاسی و اجتماعی بود و آنچه که مسلم است چگونگی تفکیک جامع الشرایط بودن این محور یا همان رهبری یک جامع سیاسی می باشد.

مفهوم ولایت و رهبری در جمهوری اسلامی ایران که میراث خمینی روح خدا برای مردم همیشه بیدار ایران اسلامی می باشد دارای ابعاد پیدا و پنهان فراوانی می باشد که بر اساس نظریه فقهی آن بسیاری از ابعاد حرکتی انسان را همین ولایت فقیه به معنای وجودیش در بر می گیرد اما آنچه که به طور ملموس می توان در مورد آن سخن گفت چگونگی نقش آفرینی رهبری در موارد اختلاف و نزاع می باشد که انفاقا نقطه ممیز و تمیز کنند رهبری مبتنی بر نظریه جامع ولایت فقیه در ایران با تمامی رهبریها در نظامهای سکولار جهانی بوده و نشان از بعد معنویو تسلط بر قلوب دارد.

چنانچه در حوادث اخیر که به تعبیر رهبر معظم انقلاب شیطنت دشمنان مردم و انقلاب و ساده لوحی برخی از داخلیون موجب رقم خوردن آن گشت به وضوح ذکاوت و مردمی بودن رهبری مشخص شد ، به طوری که با توجه به هزینه های هنگفت براندازی و نیز جمعیت نسبتا چشمگیر غافلان و خوارج در درون نظام و فشار رسانه ای سنگین و کم نظیر انگلیس و امریکا از ب ب سی گرفته تا قلم نیوز را درخود جای داده بود ، رهبری نظام با درایت تمام و با تمام وجود در برابر تمام هجمه های تبلیغاتی و  در حالی که بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب نیز ترس و واهمه در دلشان رسوخ کرده بود با شجاعت تمام یکه و تنها و با اتکا به قدرت ذات اقدس الهی در برابر هجمه ها و تیر های زهرآگون دشمن ایستادگی نمود تا بار دیگر نعمت بی انتهای ولایت بر تمام مردم ایران آشکار گردد و پاسخ دهد به تمام کوته فکرانی که ولایت را تنها بازی سیاسی می نامیدند چرا که گرجستان و اوکراین نیز تجربه شده است

ولایت فقیه نعمتی جاویدان بر امت اسلام و جهان تشیع می باشد که در تمامی شعون زندگی انسانها اثر گذاز بوده و تنها به دلیل غفلت مردم از این اصل اساسی نظام جمهوری اسلامی است که می تواند راه را برای حضور بیگانگان و دشمنان ملت ایران در عرصه های سیاسی و بین الملی گشوده و دست نامحرمان و نا اهلان را در سفره ای که به همت و غیرت هزاران گلگون کفن در ایران اسلامی پهن گردیده باز نماید

ضرورت پشتیبانی ولایت فقیه که به فرموده حضرت روح الله ضامن سلامت نظام است بار دیگر و با نقش آفرینی و از جان گذشتگی نائب خلفش بر تمامی ملت ستم دیده و ایثارگر روشن گردید و چندبن هزار مرتبه وظیفه و رسالت تک تک ملت ایران در برابر این نعمت بی بدیل خداوندی آشکار نمود.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:50 توسط فقیر |

قابل توجه امت حزب الله :  لطفا پس از خواندن بیانیه ۱- نقطه نظرات خود  ۲- نام نشریه خود را در قسمت نظرات منظور نمایند و در ضمن نام نشریه خود را به شماره ۰۹۱۸۳۱۳۰۳۶۰ ارسال کنید

متن پیشنهادی :

نامه سرگشاده نشریات عدالتخواه خطاب به علما و روحانیون
به تکلیف خود عمل کنید


حضرت روح الله  3/12/67  :
((‌ از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظارى‏ نمى‏رود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم، خود اولين قربانيها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت‏باشد ......
صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شده‏اند (......) آنان در هر عصرى از اعصار براى دفاع از مقدسات دينى و ميهنى خود مرارتها و تلخيهايى متحمل شده‏اند و همراه با تحمل اسارتها و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:33 توسط فقیر |

بیانیه ۱۸ نشریه دانشجویی عدالتخواه در حمایت از

 حرکت انقلابی اعتراضی طلبه عدالتخواه سیرجانی

گام برداشتن در مسير تحقق عدالت در جامعه اي که داعيه ي اصول اسلام ناب محمدي را يدک مي کشد اصلي ترين وظيفه و تکليف هر انسان آگاه و مبارزي  است  که در اين جهاد اکبر بايد از تمامي تعلقات مادي و معنوي چشم پوشيد تا بتوان بر سر سرمايه داران زالو صفت و باندهاي قدرت و ثروتي که به دليل ضعف اجرا و نظارت بر قانون در اقصا نقاط کشور چون اختاپوساني بي شرم و حيا و با استفاده از باندبازي و رانت هاي دولتي بيت المال مسلمين را ضايع مي گردانند شوريد .
در مسئله زمين خواري سيرجان همگان شاهد بودند که چگونه نامحرمان و نااهلان با تکيه بر مسندهاي قدرت در اين شهر و استان و بدون کوچکترين فهم و بينشي نسبت به انقلاب و ايران و اسلام بر زمينهايي که جزعي از سرمايه ملي و بيت المال محسوب مي گردد دست درازي نموده و اقدام به تصرف نمودند.
جنبش دانشجويي با تکيه بر سخن اسوه عدالت و تقوا و شجاعت ، علي (ع) که باند بازي و تبارگرايي در حکومت را همرديف محاربه با دين مي شمارند ، همچون گذشته از اينگونه افعال غير انساني دوري گزيده و از طلبه مقاوم سيرجاني که در اين جهاد اکبر مشقات و سختي هاي فراواني که ناشي از عدم فهم و بصيرت مسئولان مرتبط با زمين خواري سيرجان در اين منطقه مي باشد را تحمل نموده است اعلام حمايت مي نمايد و بار ديگر با هشدار وجود خطربزرگ محافظه کاري در مسئولان و باندهاي پشت پرده در بدنه حکومت ، اعلام مي دارد که هرکس و در هر مقام و پست و مرتبه اي و با هر ثروت و مکنتي که مرتکب اين چنين تخلفات سنگين و عمومي  گشته باشد و متخلف به قانون جمهوري اسلامي و از آن بالاتر متخلف به قانون اسلام ناب محمدي شمرده شده و از آنها تخطي نموده باشد ، حتی اگر تمامي دستگاههاي حکومتي و بين المللي و ديني و ... نيز وي را ، از روي تسامح و باند بازي و محافظه کاري و به بهانه مصلحت و ... ، بيگناه اعلام نمايند - همچنان که در پرونده زمين خواري سيرجان دادگستري و قوه قضائيه و دادگاه ويژه روحانيت و استانداري و...  طلبه عدالتخواه سيرجاني را گناهکار و زمينخواران را صالحان بر روي زمين و خادمان به اسلام و مسلمين معرفي نمودند - جنبش دانشجويي بر خود واجب مي داند که همچون گذشته و از روي شعور و بصيرت ، نداي وا اسلاماي خود را به حق فرياد زند که امت اسلامي بدانند در برخي از منافذ موجود در حکومتي که داعيه برقراري عدالت و بازستاني حق مظلومان از ظالمان و ستمگران را دارا مي باشد چگونه اين اهداف و آرمانها و اسناد حقانيت انقلاب به دست برخي نامحرمان و نااهلاني که چگونگي به قدرت رسيدن  آنان در برخي مناطق کشور نيز خود قصه اي پر غصه مي باشد ، ذبح شرعي شده و هرگونه برخورد و مخالفت با آنها محکوم به شکست و حبس و زندان و شکنجه مي باشد .
 حال آنکه در حکومت اسلامي دردناک است فاصله و مغايرت اينگونه رفتار با يک طلبه عدالتخواه که شعاري جز العدل حيات الحکام را فرياد نزد تا گفتاري که  ( خداوند از علما بواسطه ي علمشان عهد گرفته است که براي بازستانب حق مظلوم از ظالم سکوت نکنند )....
سخن بسيار است و عمل هيچ ....
نشريات دانشجويي عدالتخواه سراسر کشور که همواره بال حرکتي جنبش دانشجويي بيدار و عدالتخواه مي باشند با اعلام حمايت خود از حرکت طلبه عدالتخواه سيرجاني حجت الاسلام جهانشاهي که در روز شهادت ام ابيها (س) جهت اعلام اعتراض خود از بي قانونيها و نا عدالتيها در استان کرمان با پاي پياده راهي تهران شده است ، اظهار مي دارد در صورتي که با اين دانه درشتها و متجاوزين به حق مردم و نيز مسئولان خاطي برخورد نگردد و حقوق مظلومان بر ظلم ظالمان مقدم شمرده نشود با فراخواني عمومي از طرق مختلف آمادگي برگزاري راهپيمايي و تحصن سراسري در روز ورود حجت الاسلام جهانشاهي به تهران را دارا بوده و بر خود مي بالد که چنين افتخاري نصيبش گردد ....
به اميد روزي که حق مظلومان بدون لکنت از ظالمان باز ستانده شود....

نشريات دانشجويي :
مستضعفين( دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا همدان)
وارثين( دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا همدان)
خيزش(ارگان مجمع دانشجويان حزب الله دانشگاه علم و صنعت ايران)
قيام (مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان(آرمان))
مستضعفين (ارگان مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي شريف)
پيام وصل (ارگان  تشکل وصال دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز)
آفتاب نيمه شب (ارگان کانون قرآن و عترت دانشگاه صنعتي شاهرود)
جريان دانشگاه صنعتي امير کبير
خيزش دانشگاه صنعتي اصفهان
مستضعفين دانشگاه تهران
نيش خند دانشگاه صنعتي شريف
  بازگشت دانشگاه تهران
خيزش هفته دانشگاه علم  و صنعت
انقلاب سوم دانشگاه صنعتي شاهرود  
سوخته دانشگاه صنعتي شاهرود
شمارش معکوس دانشگاه فردوسي مشهد
بي داد دانشگاه صنعتي شاهرود
جريان دانشگاه علم و صنعت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 17:47 توسط فقیر |

يك فعاليت معطوف به تكليف، به آن قسم از افعال و اعمال اطلاق مي گردد كه غالبا جنبه ايجابي داشته و مبتني بر آرمانها و اصول انقلاب و آموزه ها و انتظارات دين و بالتبع امام و رهبري بنيان نهاده شده باشد به نحوي كه گره خوردن اين شاخص با شور و شعور و توان و تفكر جواني مي تواند موجبات تضمين سلامت حركت يك جامعه اسلامي را فراهم آورد .

از اصلي ترين آسيبهاي امت حزب الله كه بسيار در مورد آن بحث گرديده است حركت به سمت محافظه كاري و عدم استقلال  راي و نظر و انديشه مي باشد به طوري كه گاها مشاهده مي گردد انجام وظايف محوله بر دوش جنبش دانشجويي مسلمان با تهمتهايي چون تندروي و انحراف بدرقه مي گردد كه استمرار اين روند موجب مرگ جنبش دانشجويي مي گردد .

دليل اين ركود  و عدم انجام تكاليف و وظايف محوله بر دوش دانشجويان و فعالين سياسي را غالبا مي توان در ضعف تئوريك، عدم شناخت آرمانهاي انقلاب و امام، نا آشنا بودن با زمينه هاي جنگ حق و باطل، عدم شناساي و درك صحيح از استعدادها و تواناييهاي فردي و گروهي و ناتواني در نيازسنجي استعدادهاي بالقوه جامعه، عدم آشنايي با اصول عقيدتي و حركتي اسلام ناب محمدي، عدم شناخت تكاليف و وظايف محوله و نهايتا عدم تمايل برخي صاحبان قدرت به انجام و سرانجام چنين فعاليت هايي مي توان جستجو كرد كه متاسفانه عدم تحقق شاخص هاي فوق و ركود نسبي جنبش دانشجويي مسلمان روز به روز شاهد باز و بازترشدن عرصه جهت جولان نااهلان و نا محرمان با انقلاب و اسلام ناب و تنگ و تنگتر شدن عرصه جهت مستضعفان و پابرهنگان مي باشيم .

عدم اتكا و گاهی اعتقاد عملي به اصول تئوريك اسلام ناب به دليل دشواري راه دستيابي به آنها و نيز مسئوليت ايجاد گشته ناشي از علم به آن، سنگ اندازي هاي ذينفعان عدم اجراي اين احكام، موجب گرديده لست كه از سوي امت حزب الله در دانشگاهها، تمسك به اصول اسلام ناب و پيروي از سيره جنگ فقر و غنا نه تنها امري مطرود تلقي گردد بلكه عمل به آنها گاها مورد نفي و نهي گروههاي به اصطلاح مذهبي دانشگاه قرار مي گيرد .

از ديگر آسيب هاي جدي فعاليت هاي امت حزب الله در دانشگاه مي توان به نفوذ بيش از حد در قدرت و  دولت اشاره نمود بدين معنا كه غالبا مشاهده مي گردد فعالين اين عرصه تبديل به سخنگو و مداح تمام وقت دولت گرديده اند و دفاع از اعمال دولت را اولي تر از دفاع از افكار و عقايد دولت مي دانند كه اين خود شروع وابستگي و پايان شاخص تمايز جنبش دانشجويي از ساير حركت ها، استقلال ، مي باشد و در نهايت نيز موجب بي اعتمادي جامعه دانشگاهي و اثر زاري ضعبف تر در اجتماع مطلوب خود مي گردد.

با روي كار آمدن دولت نهم با داعيه و شعار عدالت ومحروميت زدايي ، متاسفانه بسياري از فعالين و گروههاي حزب اللهي نتوانستند شعارهاي مكتبي دولت را با واقعيات اسلام ناب قياس و در نهايت تفكيك نمايند و شد آنكه تماميت تحقق اسلام ناب را سهوا و يا تعمدا تنها گره خورده در سرنوشت دولت دانستند و با برقراري يك رابطه مستقيم يك سويه بين اين دو مقوله فكري و عملياتي، به حمايت بي چون چرا و بدون پشتوانه منطقي در برخورد با حوادث و واقعيتهاي جامعه پرداختند كه اين هم از دلايل زمين گيري امت حزب الله در دانشگاه مي باشد .

همواره شناخت از استعدادها و توانايي ها و نيز درك صحيح از وظايف و تكاليف جزو اصلي  ترين شاخصه هاي يك فعال دانشجويي مي باشد كه معمولا تحقق اين دو مقوله با مقدار توانايي فكري و نيز آشنايي با مباني تئوريك نفكر در ارتباطي عميق مي باشد .

يكي از زمينه هايي كه در اقشار جديد حركتهايي دانشجويي امت حزب الله به وفور شاهد آن هسنيم عدم تمايل به داشتن اطلاعات عميق مي باشد كه منجر به تربيت افرادي گشته است كه در ظاهر عالم به تمام علوم بوده و حال آنكه در باطن سرابي بيش نبوده و عالمي بي عمل به ادعاي خود مي باشند و با ترسيم يك فضاي كاذب انجام بسياري از تكاليف و وظايف منطبق بر اصول اسلام ناب و انقلاب و امام و رهبري را خارج از حيطه استعداد و توان خود دانسته و انجام آنها را در شرايط آرماني امكان پذير مي دانند حال آنكه عدم تحقق اين اهداف و تكاليف مانع از دستيابي به همان شرايط آرماني مي باشد .

در پايان بايد تاكيد گردد دست افراد و گروهها و تفكرات خارج از حيطه فعاليت دانشجويي در دامن زدن به اين مشكلات و مانع تراشي ها مي باشد كه به كرات شاهد بيان آنها در تاريخ مي باشم و اميد آن داريم كه روزي فرا رسد كه اين حركات جهت تحقق اسلام ناب و پياده سازي جامع اهداف انقلاب و امام و رهبري ، خود تاريخ ساز گردد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:21 توسط فقیر |

در باب آسيب شناسي فعاليت نيروهاي حزب اللهي سخن بسيار است اما آنچه كه در واقعيت با آنان به كرار مواجه بوده و مجال پرداختن به آنها مي باشد مسايلي است كه موجب گشته اين فعاليت ها از اصل رسالت خود و طبعا عمل به وظايف ترسيم شده آنها كوتاهي نمايند چرا كه با توجه به فضاي اينگونه جمع ها و عطش انجام كار ، خلل اين فضاها معمولا ملموس نمي باشد.
يك فعاليت معطوف به تكليف ، به آن قسم از افعال و اعمال اطلاق مي گردد كه غالبا جنبه ايجابي داشته و مبتني بر آرمانها و اصول انقلاب و آموزه ها و انتظارات دين و بتبع امام و رهبري بنيان نهاده شده باشد به نحوي كه گره خوردن اين شاخص با شور و شعور و توان و تفكر جواني مي تواند موجبات تضمين سلامت حركت يك جامعه اسلامي را فراهم آورد .
از اصلي ترين آسيبهاي امت حزب الله كه بسيار در مورد آن بحث گرديده است حركت به سمت محافظه كاري و عدم استقلال  راي و نظر و انديشه مي باشد به طوري كه گاها مشاهده مي گردد انجام وظايف محوله بر دوش جنبش دانشجويي مسلمان با تهمتهايي چون تندروي و انحراف بدرقه مي گردد كه استمرار اين روند موجب مرگ جنبش دانشجويي مي گردد .
دليل اين ركود  و عدم انجام تكاليف و وظايف محوله بر دوش دانشجويان و فعالين سياسي را غالبا مي توان در ضعف تئوريك ، عدم شناخت آرمانهاي انقلاب و امام، نا آشنا بودن با زمينه هاي جنگ حق و باطل ، عدم شناساي و درك صحيح از استعدادها و تواناييهاي فردي و گروهي و ناتواني در نيازسنجي استعدادهاي بالقوه جامعه ، عدم آشنايي با اصول عقيدتي و حركتي اسلام ناب محمدي ، عدم شناخت تكاليف و وظايف محوله و نهايتا عدم تمايل برخي صاحبان قدرت به انجام و سرانجام چنين فعاليت هايي مي توان جستجو كرد كه متاسفانه عدن تحقق شاخص هاي فوق و ركود نسبي جنبش دانشجويي مسلملان روز به روز شاهد باز وبازترشدن عرصه جهت جولان نااهلان و نا محرمان با انقلاب و اسلام ناب و تنگ و تنگتر شدن عرصه جهت مستضعفان و پابرهنگان مي باشيم .
عدم اتكاو گاها اعتقاد عملي به اصول تئوريك اسلام ناب به دليل دشواري راه دستيابي به آنها و نيز مسئوليت ايجاد گشته ناشي از علم به آن ، سنگ اندازي هاي ذينفعان عدم اجراي اين احكام ، موجب گرديده لست كه از سوي امت حزب الله در دانشگاهها ، تمسك به اصول اسلام ناب و پيروي از سيره جنگ فقر و غنا نه تنها امري مطرود تلغي گردد بلكه عمل به آنها گاها مورد نفي و نهي گروههاي باصطلاح مذهبي دانشگاه قرار مي گيرد .
از ديگر آسيب هاي جدي فعاليت هاي امت حزب الله در دانشگاه مي توان به نفوذ بيش از حد در قدرت و  دولت اشاره نمود بدين معنا كه غالبا مشاهده مي گردد فعالين اين عرصه تبديل به سخنگو و مداح تمام وقت دولت گرديده اندو دفاع از اعمال دولت را اولي تر از دفاع از افكار و عقايد دولت مي دانند كه اين خود شروع وابستگي و پايان شاخص تمايز جنبش دانشجويي از ساير حركت ها ، استقلال ، مي باشد و در نهايت نيز موجب بي اعتمادي جامعه دانشگاهي و اثر گزاري ضعبف تر در اجتماع مطلوب خود مي گردد.
با روي كار آمدن دولت نهم با داعيه و شعار عدالت ومحروميت زدايي ، متاسفانه بسياري از فعالين و گروههاي حزب اللهي نتوانستند شعارهاي مكتبي دولت را با واقعيات اسلام ناب قياس و در نهايت تفكيك نمايند و شد آنكه تماميت تحقق اسلام ناب را سهوا و يا تعمدا تنها گره خورده در سرنوشت دولت دانستند و با برقراري يك رابطه مستقيم يك سويهبين اين دو مقوله فكري و عملياتي ، به حمايت بي چون چرا و بدون پشتوانه منطقي در برخورد با حوادث و واقعيتهاي جامعه پرداختند كه اين هم از دلايل زمين گيري امت حزب الله در دانشگاه مي باشد .
همواره شناخت از استعدادها و توانايي ها و نيز درك صحيح از وظايف و تكاليف جزو اصلي  ترين شاخصه هاي يك فعال دانشجويي مي باشد كه معمولا تحقق اين دو مقوله با مقدار توانايي فكري و نيز آشنايي با مباني تئوريك نفكر در ارتباطي عميق مي باشد .
يكي از زمينه هايي كه در اقشار جديد حركتهايي دانشجويي امت حزب الله به وفور شاهد آن هسنيم عدم تمايل به داشتن عمق اطلاعات مي باشد كه منجر به تربيت افرادي گشته است كه در ظاهر عالم به تمام علوم بوده و حال آنكه در باطن سرابي بيش نبوده و عالمي بي عمل به ادعاي خود مي باشند و با ترسيم يك فضاي كاذب انجام لسياري از تكاليف و وظايف منطبق بر اصول اسلام ناب و انقلاب و امام و رهبري را خارج از حيطه استعداد و توان خود دانسته و انجام آنها را در شرايط آرماني امكان پذير مي دانند حال آنكه عدم تحقق اين اهداف و تكاليف مانع از دستيابي به همان شرايط آرماني مي باشد .
همانطور كه در ابتدا اشاره گرديد متاسفانه آسيبها فراوانند و زبان قاصر از بيان آنها اما آنچه كه در پايان بايد تاكيد گردد دست افراد و گروهها و تفكرات خارج از حيطه فعاليت دانشجويي در دامن زدن به اين مشكلات و مانع تراشي ها مي باشد كه به كرات شاهد بيان آنها در تاريخ مي باشم و اميد آن داريم كه روزي فرا رسد كه اين حركات جهت تحقق اسلام ناب و پياده سازي جامع اهداف انقلاب و امام و رهبري ، خود تاريخ ساز گردد

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:3 توسط فقیر |

مجلس شوراي اسلامي به عنوان نهاد قانونگذار در جمهوري اسلامي از جايگاه خاصي برخوردار بوده و همواره حضور در اين قوه مورد مناقشه و رقابت گروههاي مختلف سياسي بوده كه طبعا هر يك از اين گروهها پس از حضور در مجلس داراي رفتار و عملكرد خاصي مي باشند.
فعاليت يك نماينده مجلس را مي توان به دو بخش قانونگذاري و همچنین نظارت بر اجرای قوانین تقسيم نمود؛
که حضور يك نماينده در هريك از اين بخشها داراي شرايط ، مقتضيات و انحرافات خاص خود مي باشد. البته امروزه بحث تمرکز فعالیت و اثرگذاري نمایندگان در حوزه انتخابيه خود نیز از آسیب های جدی وکلای ملت در این جایگاه ملی می باشد.
در اين مطلب قصد داريم تا نگاهي اجمالي بر عملكرد نمايندگان شهرستان همدان در کنار آمار بدست آمده از صورت جلسات مجلس داشته باشیم، همپنین اظهار نظرهاي گوناگون و زمینه هاي اثر گذاري آنان در حوزه انتخابيه همدان و فامنين را بررسی کنیم؛ تا از اين طريق نگاهي نيز بر روند عملكرد نمايندگان اصولگراي مجلس داشته باشيم. اگر چه عملكرد اين دو نماینده نمي تواند نشان دهنده رفتار كل نمايندگان اصولگرا باشد، ولي مي توان با سنجش رفتار ايشان با شاخصه هاي اصولگرايي به معيار مناسبي دست پيدا كرد :


حمید رضا حاج بابایی:

تعداد تذکرات به مسئولین اجرایی :  38 مورد
تعداد پیشنهادات: 15 مورد
نطق پیش از دستور: 7 مورد
صحبت بعنوان موافق و مخالف مصوبات: 53 مورد
ارائه ی طرح: 8 مورد
اخطار قانون اساسی: 7 مورد
تذکر آیین نامه ای: 3 مورد
سوال از وزرا: 0 مورد
دكتر حميدرضا حاجي بابايي:
با بررسي آمار مجلس از دكتر حاج بابایي به عنوان يكي از نمايندگان فعال در مجلس مي توان ياد كرد، اما نكته قابل تامل اين است كه در آمار منتشر شده نبايد فقط به اعداد و ارقام توجه کرد بلكه به نظر می رسد بايد بر محتواي شاخص های مطرح شده تامل بیشتری صورت پذيرد.
با بررسي اجمالي آمار منتشر شده این نكته جلب توجه می کند كه ايشان در اكثر موارد به تاييد و تذكر و .. مواردي پرداخته كه هيچ تنشي براي جايگاه ايشان در مجلس بوجود نمي آورده است بعنوان مثال ایشان در طول این 4 سال حتی یک سوال هم از وزرا نپرسیده اند و تا حد زيادي وابسته به نظرات و تفكرات جريان اصولگرايي ( به معناي يك جريان سياسي ) بوده است، و حال آنكه شجاعت و عدم توقف در هر جريان سياسي را مي توان از شاخصه هاي اصلي يك نماينده دانست.
دكتر حميد رضا حاجي بابايي در حوزه انتخابيه خود و در معناي عام ، در استان همدان از نفوذ بسيار زيادي برخور دارند، كه البته اين نفوذ بلقوه مشكلي ندارد، ولي آنچه شاهد بروز آن در استان هستيم گاها استفاده از اين توان در دخالت در مديريت سطح كلان استان كه بروز آن را مي توان  در درگيري با استانداري و ...  و نيز انتصابات یافت. كه متاسفانه نه بر اساس شايسته سالاري و توان علمي بلكه براساس وابستگي گروهي و ... مي باشد؛ حال آنكه  متاسفانه علي رغم اينكه وظيفه نمايندگان مجلس قانونگذاري و نظارت بر اجراي آن مي باشد بخش عمده اي از فعاليت نمايندگان معطوف به حوزه انتخابيه ايشان شده است كه اين امر خود را در اختلاف بسیار زیاد ميان تعداد تذكرات به مسئولين اجرايي و عوامل ديگر بررسي شده نشان مي دهد . كه فعاليت در حوزه انتخابيه را مي توان تلاشي جهت پيروزي در رقابتهاي انتخاباتي نيز قلمداد نمود.


ابراهیم کارخانه ای:

تعداد تذکرات به مسئولین اجرایی :  56 مورد
تعداد پیشنهادات: 20 مورد
نطق پیش از دستور: 5 مورد
صحبت بعنوان موافق و مخالف مصوبات: 5 مورد
ارائه ی طرح: 1 مورد
اخطار قانون اساسی: 0 مورد
تذکر آیین نامه ای: 2 مورد
سوال از وزرا: 0 مورد

دكتر ابراهیم کارخانه ای:
بررسي آمار عددي در مورد دكتر ابراهيم كارخانه اي  بيان كننده اين واقعيت است كه ايشان هم  به شهادت آمار ظاهري به مانند دكتر حاجي بابايي عملكرد مثبتي دارند اما بازهم نكته قابل تامل در اين مورد محتواي عملكرد ايشان مي باشد كه آيا به وظيفه وكالتي خود جهت قانونگذاري و نظارت بر اجراي آن عمل كرده اند يا خير و نيز بايد به اين مسئله اشاره شود كه جناب آقاي دكتر چرا هيچ سوالي از وزيران مطرح نكرده اند و اصولا آيا اين موضوع بيانگر عدم وجود هيچ اشكالي در بدنه دولت است ؟ چرا كه شنيده ها حاكي از اين مطلب است كه ايشان به دليل نزديكي به رياست محترم جمهوري در ليست اصولگرايان تهران قرار گرفته اند كه خود اين موضوع نيز قابل تامل مي باشد كه اولا آيا ايشان نگاه به همدان را به مثابه يك سكوي پرتاب مي دانند و در وهله دوم آيا ايشان توان كافي جهت حضور در ليست كلان شهري چون تهران رادارا مي باشند و آيا اين حركت ايشان را نمي توان يك تصميم صرف سياسي وبدور از شان يك نماينده مجلس دانست ؟ چرا كه همانطور كه در بالا قيد شد عدم وابستگي به جريانات سياسي يكي از شاخصه هايي است كه انقلاب براي نمايندگان بر شمرده.
بحث دوم در مورد ايشان حضور در عرصه حوزه انتخابيه مي باشد. جناب آقاي دكتر بجاي صرف اين همه وقت جهت انجام امور خيريه در سطح شهرستان همدان و پرداخت كمك هزينه سطحي به اقشار مختلف از بودجه دولت بهتر بود به ارائه طرحهاي بيشتري جهت تصحيح زيرساختي اين امور در كشور مي پرداختند و نيز نظارت دقيق تري بر روند حركتي دستگاه اجرايي مي داشتند تا اينگونه شاهد اجراي برخي از سياست هاي اشتباه دولت نمي بوديم.

 


 

+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:20 توسط فقیر |

***اشاره : مجمع دانشجويان عدالتخواه نام تشكلي است كه فعلا به دليل تخطي مسئولين ذيربط از قانون در دانشگاه بوعلي سينا بروز پيدا نكرده است اما اين عدم بروز داراي خير و بركتهاي فراواني براي جامعه دانشگاهي بوده چرا كه نشان داده است گروهي كه بر اهداف و رسالتهاي خود اشراف كامل داشته باشند در هيچ چارچوب و تشكيلاتي نگنجيده و با اتكا بر اصول اساسي انقلاب و آرمانهاي امام و رهبري به انجام تكليف پرداخته و اصالت را بر خلاف فضاي موجود كار تشكيلاتي در دانشگاه ، به هدف خود مي دهند نه به تشكيلات و سازمان...***
قريب به 250 روز از درخواست هيئت موسس مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا مي گذرد و هم چنان به دلايل نا معلوم با اين درخواست موفقت نگرديده است.
اين تاخير چند ماهه موجبات ايجاد شبهات فراوان و نيز سوءِ استفاده سودجويان معلوم الحال را فراهم آورده است كه پرداختن به اين موضوع برايمان اهميت ندارد اما از آنجا كه براي دانشجويان و مخاطبانمان احترام فراوان ، آن هم از ديد قشر فرهيخته و خاص جامعه قائل هستيم برآن شديم روند فعاليتي خود را شفاف نماييم و به شبهات احتمالي ايجاد شده تا حد نياز پاسخ دهيم.
يكي از مواردي كه اخيرا از گوشه و كنار شنیده شده و متاسفانه توسط برخي افراد دوست نما ايجاد گرديده است بحث نحوه فعاليت تشكيلاتي و ادامه پيگيري ثبت تشكل مجمع دانشجويان عدالتخواه بوده است كه با بهانه قرار دادن اين موضوع اصل ادامه فعاليت عدالتخواهي و حواشي آن را زير سوال برده و شايعه تعطيلي اينگونه فعاليتها را پراكنده اند.
- تشكل برايمان موضوعيت ندارد
نگرش اين جمع و در سطح كلان  نگرش و رويكرد تفكر آرمانخواهي و مطالبه گري بر اين سمت مي باشد كه ايجاد تشكيلات و سازمان نظم يافته جهت تحقق بستر فعاليت گروهي و نشر افكار جز ضروري ترين اقدامات مي باشد اما بايد به اين موضوع اهتمام ويژه داشت كه تعريفمان از گروه ، سازمان ويا تشكيلات صرفا يك گروه ثبت شده و با نام و نشان مشخص نمي باشد چرا كه كاركردهاي مورد انتظار از يك تشكل در گرو ثبت قانوني و نام ، نشان ، مهر ، دفتر و ... نيست بلكه مبتني بر تعميق اعتقادات افراد و كيفيت و كميت فعاليت گروه در راستاي نشر آن و نيز توانايي جذب اخلاقي نيرو و در نهايت برخورداري از روحيه انقلابي مي باشد.
آنچه كه تنها به عنوان يك كار تشكيلاتي برايمان موضوعيت دارد پرداختن به مجموعه فعاليتهايي برنامه ريزي شده و منسجم و در قالب گروه ، با شرح وظايف و انتظارات مشخص و مبتني بر نظم مي باشد كه  جهت نشر تفكر و انسجام در رفتار عملياتي به وجود مي آيد و در اين فرايند، طي پروسه قانوني شدن و گرفتن امكانات از دانشگاه نه تنها موضوعيت نداشته  و به دليل وقت و فكري كه بايد هزينه ايجاد تشكل و تنشهاي كاذب گردد، از هيچ اهميتي برخوردار نيست بلكه گاهاً طي اين مسير به خودي خود نيز از آنجا كه مي تواند موجبات انحراف از افكار و اهداف را فراهم ساخته و فضاي فكري را به فضاي عمل زده صرف تبديل سازد مورد ابهام قرار مي گيرد . آنچه كه از اهميت فراواني برخوردار است انجام كار تشكيلاتي نظم يافته مبتني بر اصول و آرمانهاي انقلاب مي باشد و نه ايجاد تشكل قانوني اگر چه كه اگر از جمعي نيز برخوردار نباشيم با الهام از آموزه هاي قرآني و در راستاي اهداف الهي خود به صورت فردي نيز اداي تكليف مي نماييم.
و اما نكته اي كه بايد در پايان به آن اشاره كرد نقش موثر و پرنگ برخي از دانشگاهيان در فراهم نمودن بستر و گاهاً ايجاد اين فضاها مي باشد.
از هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه به عنوان نهادي كه مسئوليت نظارت و نيز ايجاد تشكلهاي اسلامي را بر عهده دارد مي توان به عنوان اولين عامل ايجاد اين گونه تنشها در بين دانشجويان ياد كرد . تعلل و تاخيراين هيئت و تخلف محرز قانوني آنها در بررسي درخواست ايجاد تشكل مجمع دانشجويان عدالتخواه بستر مناسبي را جهت افراد و گروههايي كه ايجاد تفكر عدالتخواهي ، مطالبه گري و آرمانخواهي را در منافات با منافع و نفوذشان در بدنه دانشگاه مي ديدند فراهم نمود كه نمونه هاي فراوان مي توان يافت كه اين قصور از انجام وظايف قانوني از اصلي ترين عوامل ايجاد آن مي باشد.
هيئت نظارت دانشگاه بايد به اين موضوع توجه نمايد كه صدور و يا عدم صدور مجوز فعاليت از اين هيئت و حتي مراجع بالاتر هيچ خللي در راستاي دستيابي به اهداف برنامه ريزي شده اين طيف و تفكر ايجاد نمي نمايد و تنها كاركرد اين رفتار ضعيف و غير قانوني از سوي دانشگاه در برخورد با اين موضوع ، صحه گذاشتن بر وجود ضعفها و اشتباهات گاها تعمدي و مكرر در بدنه به اصطلاح اصولگراي دانشگاه بوده كه اين خود تضادي آشكار با شاخصه هاي اصولگرايي انقلاب مي باشد.
و عوامل ايجاد و نشر اينگونه رفتارهاي غير اخلاقي بايد توجه داشته باشند كه اينگونه عمل زدگي آنها را ناشي از عدم درك صحيح  از شرايط روز و  فقر تفكر انقلابي مي دانيم و توصيه مي نماييم از محيط عمل زده  كمي فاصله گرفته تا بتوانند حقايق را آنگونه كه هست ديده و بازيچه دست افراد و محيطهاي سياست زده نشوند.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 7:14 توسط فقیر |

در پی مذاکران دولت جمهوری اسلامی ایران با دولت خائن و جنایتکار مصر :

کلام امام روح الله اتمام حجت است :

کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما تکلیف نماید

بسم الله الرحمن الرحیم.
جناب آقای دکتر یزدی وزیر امورخارجه با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید. 
                                                                      

  روح الله الموسوی الخمینی 11 اردیبهشت 1358

                                                                                                                         ****

قدرت های بزرگ پیش از آن که از شما استفاده نمایند، از شما طرفداری نمی کنند و شماها را برای منافع خویش به هلاکت می کشند و من نصحیت برادرانه به شما می کنم که کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم، و یقین بدانید که امثال حسنی مبارک مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتکاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند و اگر با نشست های خود بخواهید «طرح کمپ دیوید» یا فهد را که مرده اند، زنده کنید – که ما خطر بزرگ برای کشورهای اسلامی خصوصاً حرمین شریفین می دانیم – اسلام به ما اجازه سکوت نمی دهد و این جانب در پیشگاه مقدس خداوند تکلیف الهی خود را ادا نمودم، اکنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یکتا بلند کرده و برای قوای مسلح اسلام و فداکاران قرآن کریم و میهن عزیز ایران دعا می کنم و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم.
                                                                                                         سوم خرداد ماه 1361

                                                                                                                          ****

ملت‌ ما بلكه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كریم‌ و اسلام‌ عزیزند، درندگانی‌ هستند كه‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌ جنایتكارانة‌ خود دست‌ نمی‌كشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریكا این‌ تروریست‌ بالذات‌ دولتی‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشیده‌ و هم‌ پیمان‌ او صهیونیست‌ جهانی‌ است‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتكب‌ می‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ ابلهانة‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»! آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌كشاند. و ملت های‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌ این‌ جنایت‌ پیشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌ و حسنی‌ مبارك‌ هم‌ آخور با اسرائیل‌ جنایتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریكا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتكاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ و حقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند كه‌ خیانتكاری او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، كمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.                            

 بخشی از وصیتنامه امام خمینی(ره)

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:13 توسط فقیر |

               اعمال قانون ؟؟؟؟ انتظاری بیجا

 

در ساز و كار اجرايي وزارت علوم ، وظيفه خطير تعامل با تشكلهاي اسلامي دانشگاهيان اعم از ايجاد تشكل و نظارت بر فعاليتها در هر دانشگاهي بر عهده هيئتي متشكل از رياست دانشگاه ، نماينده وزير و مسئول دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري مي باشد و آنچه كه معمولا هيئتهاي نظارت در دانشگاهها با آن سر و كار دارند رسيدگي و بررسي  درخواست تشكلها مبني بر برگزاري برنامه هاي گوناگون دانشجويي مي باشد و تمام فعاليت اين هيئت معمولا در يك چنين فرايندي خلاصه مي گردد .يكي از مهمترين و حساسترين وظايف اين هيئت سه نفره كه به ندرت پيش آمده و مي توان آن را مهمترين زمينه سنجش قابليت و توانايي اين هيئت دانست بررسي درخواست ثبت تشكل اسلامي جديد در قالب آيين نامه نظارت بر تشكلهاي اسلامي مي باشد كه معمولا اين درخواست از سوي دانشجويان فعال در زمينه هاي مختلف ساسي و اجتماعي ارائه مي گردد.

 

                            

 

جمعي از فعالين دانشجوي  دانشگاه بوعلي سينا با توجه به دغدغه هاي فكري خويش در غالب هيئت موسس مجمع دانشجويان عدالتخواه ، درخواست تاسيس تشكل خود را قريب به 8 ماه پيش و بر اساس آيين نامه هاي مربوطه به هيئت نظارت دانشگاه بوعلي سينا ارائه نمودند. در فرايند رسيدگي به اين در خواست و پس از طي فراز و نشيب هاي فراوان و عدم اعمال قانون از سوي مديريت دانشگاه ، نهاياتا با اعتراض به هيئت نظارت مركزي در وزارت علوم و اعلام نظر آن هيئت در اوايل آذر ماه مقرر شد كه دانشگاه پس از گذشت قريب به 6 ماه ، بدون اتلاف وقت نسبت به اعلام موافقت اصولي فعاليت اين تشكل اقدام نمايد. پس از صدور اين حكم ، اولين جلسه هيئت نظارت در آخرين روزهاي آذرماه شكل گرفت كه بازهم به دلايلي نامعلوم از اعلام نظر قطعي خوداري نموده و اعلام نظر را به جلسه‌ي بعدي موكول نمودند.

با پيگيري هاي صورت گرفته و  پس از گذشت قريب به 230 روز از درخواست اوليه ، 60 روز از صدور آخرين حكم هيئت نظارت مركزي وزارت علوم و 43 روز از آخرين جلسه هيئت نظارت دانشگاه بوعلي سينا تنها جوابي كه اعضاي هيئت موسس با آن در اين مدت مواجه بوده اند عدم تشكيل جلسه آنهم به دليل عدم حضور نماينده وزير ، دكتر حاج بابايي ، در همدان و يا  سفر رياست دانشگاه و مسئول دفتر نهاد رهبري به خارج از استان بوده است كه اين عدم هماهنگي و تشكيل جلسه خود بيانگر تمام واقعيت موجود در دانشگاه و ضعفهاي بسيار در بدنه دانشگاه بلاخص در بين اعضاي هيئت نظارت دانشگاه مي باشد كه اين چنين با بي نظمي خويش به وظيفه اي كه قانون بر عهده آنان نهاده عمل ننموده و موجبات بي قانوني را فراهم مي آورند و پتانسيلهاي فراوان دانشجويي را معطل تشكيل چنين جلساتي گاها تشريفاتي مي نمايند حال آنكه وظيفه دانشجو فراتر از اين مسائل بوده كه البته در گاهي مواقع از دايره ادراك مسئولين خارج مي باشد ؛ كه البته چنين عملكردي نشان دهنده سقف توانايي اين هيئت در بررسي امور مي باشد

با توجه به آنچه بيان شد اين سوال مطرح مي شود كه جمعي با چنين وضعيتي روشن و تاسف آور و با علم به اينكه بررسي موضوعي به اين روشني  در گرو حضور و يا عدم حضور ايشان و تشكيل جلسه‌ي مذكور مي باشد و وظيفه نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه را بر عهده دارند چگونه در حالي كه خود قانون را به سادگي زير پا گذاشته و براي وقت و زمان دانشجو هيچ ارزش واهميتي قائل نيستند ، صلاحيت رسيدگي ، نظارت و تصميم سازي در اين سطح از دانشگاه را بر عهده دارند ؟ خواه يك استاد دانشگاه باشند و خواه نماينده مجلس چرا كه تعامل با يك محيط دانشجويي نيازمند دوري ازهر گونه مناسب كشوري و ارزش قائل شدن به وقت دانشجو و محيط دانشگاهي بوده كه نيازمندي افرادي با روحيه دانشگاهي مي باشد تا متضمن جلوگيري از چنين سهل انگاري هاي غالبا تعمدي باشد .

و در نهايت آنچه كامل كننده اين ضعفها مي باشد عدم پيگري مصوبات هيئت نظارت وزرات علوم پس از گذشت قريب به 2 ماه از تاريخ ابلاغ از سوي اين وزارت مي باشد چرا كه معمولا مديران ضعيف در هر دستگاهي تنها زماني با آسودگي خيال به كار خود ادامه مي دهند كه يقين داشته باشند هيچ گونه سيستم پيگيري و نظارتي در داستگاه مافوق خود وجود ندارد و حال آنكه عدم وجود اين سيتم پيگيري و نظارت-  كه جزو اصلي ترين رسالتهاي دستگاههاي وزارتي مي باشد – در وزارت علوم و بلاخص در اين زمينه خاص به سادگي امكان عدم اجراي مفاد صريح قانون در هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه بوعلي سيناي همدان را با وجود مصوبه وزارتي فراهم آورده است كه از مسئولان انتظار مي رود با پيگيري خود به مديران و نمايندگان متخلف خود در دانشگاهها بدون در نظر داشت مسئوليتهاي خارج از دانشگاه آنان برخورد نموده و زمينه اعمال قانون را فراهم آورد. ان شا الله

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 1:2 توسط فقیر |

شاید همین نزدیکی ها ....

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:5 توسط فقیر |

قرن تنهایی و تلخی/
فصل فقر و نامردی/
انتشار ناامیدی/
خانه های انفرادی/
استخوانهای شکسته/
نردبانهای ترقی/
قرن فرصتهای فاسد/
قرن استعفای عاشق/
قرن ترویج حرامی/
عرصه ایمان انبوه/
بی وفاییهای واجب/
مهربانی های مکروه/
رشد روز افزون خنجر/
کاهش میزان مردی/
نسل مجنونان عاشق/
خسته از لیلا نوردی...

www.fasleFAGHR.blogfa.com

فصل فقر وبلاگي با آرمانخواهان براي مستضعفان

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 1:38 توسط فقیر |

        مصاحبه دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی با نشریه مستضعفین در پی اظهارات اخیر ریاست دانشگاه بوعلی:

                              این آقایان آبروی دولت نهم را برده اند !!

 

                                                           

 

بعد از جلسه ی پرسش وپاسخ هفته ی قبل مسوولین دانشگاه وصحبت های پرفسور خزایی ریاست دانشگاه در مورد جنبش عدالتخواه دانشجویی، بر آن شدیم تا گفتگویی داشته باشیم با دبیر اتحادیه ی جنبش عدالتخواه دانشجویی تا شبهات بی اساسی را که ریاست دانشگاه در ذهن دانشجویان ایجاد نمود ،برطرف کنیم .باشد که ریاست دانشگاه این گفتگو را با سعه ی صدر همراه با تامل مطالعه کنند:

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:57 توسط فقیر |

احمدی نژاد پس از حضور در همایش خلیج عربی و اعلام ۲ گام مثبت تا تعامل با امریکا به حج می رود

ان شاءالله قبول واقع شود...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 14:20 توسط فقیر |

انتشار شماره ۷ نشریه مستضعفین

حهت دریافت کلیک نمایید

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 22:34 توسط فقیر |

گزارش مستضعفین از جلسه پرسش و پاسخ دكتر خزايي رياست دانشگاه بوعلي سينا:
اگر رهبری مستقیما دستور بدهند مجوز تشکل میدهیم!!

اگر مقام معظم رهبري بفرمايند عدالتخواهي بايد به عنوان يك عده اي به نام جنبش عدالتخواه در دانشگاهها باشد، بنده سريعا وظيفه شرعي و قانوني خود مي دانم امر را بلافاصله اطاعت كنم!!! من با رئيس دانشگاه صنعتي اصفهان آقاي دكتر قرباني تماس داشتم و ايشان از عملكرد شما راضي نبودند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 19:13 توسط فقیر |

به همت نیروهای امنیتی سیرجان و در ادامه ماجرای زمین خواری سیرجان:
احضار و بازداشت دانشجوی سیرجانی به جرم حمایت از حجت الاسلام جهانشاهی 

چهارشنبه 21 آذرماه 1386  

 

طبق آخرین اخبار(ساعت 13:40 امروز چهارشنبه) محسن جهانشاهی دانشجوی دانشگاه آزاد سیرجان به جرم حمایت از حجت الاسلام جهانشاهی توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سیرجان احضار و بازداشت شد.
در روزهای گذشته نوشته کوتاهی به مضمون « طلبه دردشناس و عدالتخواه(جهانشاهی) در زندان!!!
کجایند دانشجویان و طلاب دردشناس و عدالتخواه »
در سطح دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان، دانشگاه پیام نور و دانشکده تکنولوژی سیرجان » منتشر شد.
وی در روزهای گذشته نیز به اداره اطلاعات سیرجان احضار شده بود.
شنیده شده است که نهادهای دولتی و حکومتی و امنیتی هم در زمین خواری سیرجان نقش داشته اند. زمین خواری نهادهای دولتی بارها مورد انتقاد مسئولان دلسوز و دانشجویان انقلابی و عدالتخواه قرار گرفته بود.
حجت الاسلام جهانشاهی هم اکنون دوهفته به جرم اعتراض به زمین خواری سیرجان و به بهانه نشر اکاذیب!! در زندان به سر می برد.
طبق آخرین اخبار با ه.ب یکی از زمین خواران اصلی این شهرستان برخورد نشده است.
این سایت منتظر جوابیه نهادهای مسئول سیرجانی برای تأیید یا تکذیب این خبر می باشد.

شماره تماس اداره اطلاعات سیرجان برای پیگیری 03453225917 و 03453227007 می باشد. شماره تماس برخی نهادهای دولتی برای پیگیری پرونده زمین خواری سیرجان:
دفتر امام جمعه  03453225315 و 03453225264
دادگستری  03453220770

ماجرا این است که حجت الاسلام جهانشاهی، روحانی سیرجانی، به دلیل اعتراض به زمین خواری در سیرجان به حبس محکوم شد.

جهانشاهی که امام جماعت یکی از مساجد سیرجان بود، نزد تمامی مردم این شهر به خلوص و دلسوزی مشهور بوده و تمام دستگاه های اطلاعاتی و انتظامی نتوانسته اند اتهام دیگری جز لفظ "تند بودن" به عملکرد و سابقه پاک و شفاف او وارد کنند. وی مدتهاست با دغدغه های عدالتخواهانه به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی مردمی در سیرجان می پردازد و اخیراً حرکتهایی برای مقابله با زمین خواران سیرجان آغاز کرده است. وی پس از جمع آوری طومار مردمی و انتشار نشریه فریاد عدالت در اعتراض به این پدیده شوم اقتصادی، از سوی دادگاه به حبس محکوم شده است. میزان حبس تعیین شده برای حجت الاسلام جهانشاهی سه ماه و یک روز است که تعمداً بیش از سه ماه تعیین شده تا قابل خریدن نباشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 19:10 توسط فقیر |

 

نامه سرگشاده نشریات دانشجویی عدالتخواه خطاب به رئیس دادگستری کرمان
در محکومیت بازداشت طلبه انقلابی سیرجانی و پاسخگویی در خصوص زمین خواری سیرجان

به ما بگویید که در پرونده زمین خواری سیرجان با کدام متخلف و مفسدی برخورد کرده اید؟

هر بخش از نظام اگر تحت تأثیر زرمندان و ثروتمندان قرار گرفت، ضایع خواهد شد و در این زمینه، از همه بدتر قوه قضائیه است.                                                      مقام معظم رهبری (5/4/1381)
 ریاست محترم دادگستری استان کرمان!
بیش از  2 سال از علنی شدن پرونده زمین خواری سیرجان می گذرد. در این 2 سال حوادث بسیاری اتفاق افتاد و همگان به خاطر داریم که دستگاه قضایی استان کرمان به جای برخورد با زمین خواران و بازپس گیری زمین ها از مسئولان متخلف و زمین خواران، حجت الاسلام جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی را به جرم پیگیری مبارزه با زمین خواری! و انتقاد از عملکرد مسئولان محلی! به 3ماه 10 روز زندان محکوم کرده که با پیگیری دانشجویان عدالتخواه این امر محقق نشد.
ریاست محترم دادگستری استان کرمان!
متأسفانه این دادگستری در اقدامی ناباورانه به دستگیری و بازدداشت این طلبه انقلابی اقدام نموده و همچنان زمین خواران را به امان خدا رها کرده است.
گویی فراموش کرده اید که در حکومتی مسئولیت دارید که داعیه دار عدالت است و این حکومت وظیفه دارد به شدت با رسوخ فساد مقابله نماید نه با فساد ستیزان!
ریاست محترم دادگستری استان کرمان!
به این سه سئوال ما پاسخگو باشید و برای افکار عمومی توضیح دهید که:
1- برای پرونده زمین خواری سیرجان تا بحال با کدام متخلف صورت گرفته است و تاکنون چه کرده اید؟
2- آیا این ظلم به مردم سیرجان و کرمان و اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست که مفسدان آن آزاد و رها، اما عدالتخواهان آن در زنجیر و بازداشت باشند؟ دستگیری حجت الاسلام جهانشاهی چه توجیهی دارد؟
3- آیا کاهلی و عملکرد ضعیف دادگستری در این پرونده، بیانگر این نیست که مفسدان و زمین خواران با مسئولان دادگستری همدست بوده و به جای دستگیری و محاکمه زمین خواران، به دستگیری و بازداشت این طلبه انقلابی و مستضعفانی امثالهم روی می آوردند؟
ریاست محترم دادگستری استان کرمان!
این نامه سرگشاده را با بیاناتی از رهبر عدالتخواه انقلاب اسلامی به پایان می بریم که فرمودند:
کسانی هستند که تلاش می کنند و حقیقتا در صدد این هستند که طبقه ممتازه جدیدی در نظام جمهوری اسلامی به وجود بیاورند و به خاطر انتخاب ها و انتصاب ها و زرنگی ها و دست و پا داریها و مشرف بودن بر مراکر ثروت و از طریق نامشروعی ه بازرنگی آن را یاد گرفته اند، به اموال عمومی دست بیاندازند و یک طبقه جدید - طبقه ممتازان و مرفهان بی درد- درست کنند... به فضل پروردگار، مخلصان انقلاب و اسلام نخواهند گذاشت که چنین انحراف های بزرگی به وجود بیاید. (25/4/1376)
اللهم ثبت قلوبنا علی دینک
خیزش(ارگان مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم و صنعت ایران)
قیام (مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان(آرمان))
مستضعفین (ارگان مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی شریف)
پیام وصل (ارگان  تشکل وصال دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز)
آفتاب نیمه شب (ارگان کانون قرآن و عترت دانشگاه صنعتی شاهرود)
پابرهنه(ارگان مجموعه ولی نعمتان دانشگاه امام صادق(ع))
جریان دانشگاه صنعتی امیر کبیر
خیزش دانشگاه صنعتی اصفهان
مستضعفین دانشگاه تهران
نیش خند دانشگاه صنعتی شریف
  بازگشت دانشگاه تهران
خیزش هفته دانشگاه علم  و صنعت
انقلاب سوم دانشگاه صنعتی شاهرود                                                                                                    
مستضعفین دانشگاه بوعلی سینا همدان
سوخته دانشگاه صنعتی شاهرود
شمارش معکوس دانشگاه فردوسی مشهد
بی داد دانشگاه صنعتی شاهرود
جریان دانشگاه علم و صنعت
جمعی از هئیت تحریریه نشریه حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)


رونوشت:
1- دفتر مقام معظم رهبری
2- آیت ا... هاشمی شاهرودی، ریاست محترم قوه قضائیه
3- آقای دکتر الهام، وزیر محترم دادگستری
4- حجت الاسلام نیازی، ریاست محترم سازمان بازرسی
5- حجت الاسلام محمدیان، ریاست محترم دفتر نهاد رهبری در دانشگاهها
6- معاونت فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
7- امام جمعه محترم سیرجان
8- حجت الاسلام حسینی، نماینده محترم سیرجان در مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:55 توسط فقیر |

54امین سالگرد حماسه 16آذر که از آن به عنوان نماد بیداری و استکبار ستیزی جنبش دانشجویی یاد می شود ، همچون گرامیداشت بسیاری از وقایع و اتفاقات ریز و درشتی که در نهایت منجر به وقوع انقلاب گشته ، مبدل به تحرکی تنها جهت عرض اندام و اعلام موجودیت مقطعی و بصورت کاملا سطحی و بدور از اصل ماجرا توسط حرکت باصطلاح جنبش دانشجویی در گوشه و کنار جامعه دانشگاهی و با پوشش خبری کاذب ، در حال برگزاری است .


بازنگری وقایعی که موجبات رقم خوردن حادثه خونین 16آذر و تمامی فعالیت های این چنینی در صدر انقلاب را سبب شده است و نیز بازخوانی اهداف و آرمانهای حرکت اصیل دانشجویی دهه 30 و 40 و نیز سالهای 55 تا 58 و آنچه که در دوره کنونی و عصر حاضر اتفاق افتاده است و از آن به حرکت دانشجویی تعبیر می گردد ، حاکی از این واقعیت تلخ می باشد که متاسفانه جنبش دانشجویی بیدزده کنونی که در یک رکود و رخوت محسوس به سر می برد جهت بروز پیدا کردن و مطرح شدن ، اقدام به ذوب شدن در تاریخ و وقایع تقویمی نموده است و از آنجا که ارائه تحلیلی سطحی از وقایع ، آن هم در کوران این چنین اتفاقاتی در صفخات تقویم حوادث تاریخی کشور از اقبال عینی و نیز نمود اجرایی پرفروغ اما مقطعی در جامعه دانشگاهی بخوردار بوده است ، به این سمت و سو نگرش پیدا کرده است .
آنچه که به نظر نگارنده هدف به وقوع پیوستن 16آذرها و نقش و تاثیر آنها در روند شکلگیری انقلاب می باشد نهادینه کردن مطالبه گری مبنتی بر یک سری اصول مشخص اسلامی ، آرمانخواهی بدور از سیاسیت زدگی و آزاد اندیشی می باشد که اگر چنین الگوی تجربه شده ای مد نظر فعالین و نخبگان جنبش دانشجویی قرار گیرد ، می توان با برداشتی از گذشته  این چنین نتیجه گیری نمود که در صورت عینی شدن دشمنی و عناد دشمنان و احساس ضرورت جامعه دانشگاهی ایده آل به عکس العمل ، شاهد بروز 16آذرهایی با عمق و اثر گذاری بیشتری در سطح کلان کشور خواهیم بود و حال آنکه در واقعیت روز عمق را رها کرده و با علم به این موضوع به سطحی نگری می پردازیم .
جنبش دانشجویی که در روزگار کنونی دارای امکانات سخت افزاری و نیز فضای فعالیتی چندین برابر و غیر قابل قیاس نسبت به 16 آذر 1332است و یک عقبه تاریخی گسترده شامل اصلی ترین تحرکات دانشجویی را در قالب تجربیاتی گرانبها یدک می کشد ، باید دارای مبانی فکری منسجم و مبتنی بر اصول بوده که بتواند جریان سازی نماید و به تولید گفتمان و نهادینه کردن تفکر خویش در جامعه بپردازد ، ولو اینکه باعث بروز وقایعی با ماهیت درونی مشابه 16آذر ها شود ؛ نه آنکه همچون مجالس ترحیم تنها به بزرگداشت تاریخ تقویمی وقایع پرداخته و با  ابزار منسوخ متداولی که دارای تاریخ مصرف مشخص و بسیار کوتاهی می باشد به ادای تکلیف !!! پرداخته و پس از کسب رضایت خدایان و خلق آنان دوباره به زیر لحاف برگشته و منتظر فرارسیدن 22بهمن ها و ... و حضوری مجدد در عرصه های ملی !!! با یقین !!! به اثر گذاری باشیم .
حال آنکه غافل از این موضوع هستیم که با چنین عملگرایی مقطعی و بدون پشتوانه فکری و هدفی مشخص ، تنها به مساعد نمودن فضا جهت حضور گروههای سیاستزده برونی در دانشگاه و در نتیجه مرگ جنبش دانشجویی می پردازیم و شرایط حضور دشمنان آزادی و عدالتخواهی و آزاداندیشی ، آنهم در لباس جنبش دانشجویی را فراهم می آوریم و این نوع رفتار عمل زده را متاسفانه غایت فعال سیاسی دانشجو تعریف می کنیم .
و در انتها بی فایده نیست که بنگریم چه باید بکنیم تا بسان شریعت رضوی و بزرگ نیا و قندچی  در 16 آذر 1332 و متوسلیان و همت و .... در 16 آذرهای دهه 60 ، تکلیف ، هدف و وسیله را شناخته و با آن ، برای آن و به آن عمل نماییم

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:55 توسط فقیر |

شماره ۶ نشریه مستضعفین منتشر شد :

 

جهت دریافت کلیک نمایید

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:51 توسط فقیر |

نامه سرگشاده تشکلهای دانشجویی سراسر کشور ( تعداد  تشکلها؟؟؟حتما" ذکر شود) به رئیس دادگستری کرمان
در محکومیت بازداشت طلبه انقلابی سیرجانی و پاسخگویی در خصوص کم کاری در خصوص پرونده زمین خواری سیرجان
فقط به ما بگویید که پس از دو سال، در پرونده زمین خواری سیرجان با کدام متخلف و مفسدی برخورد کرده اید؟
مبارزه با فساد، یک جنبه اخلاقی محض نیست و اداره کشور متوقف به مبارزه با فساد است.
 مقام معظم رهبری (27/3/1383)
هر بخش از نظام اگر تحت تأثیر زرمندان و ثروتمندان قرار گرفت، ضایع خواهد شد و در این زمینه، از همه بدتر قوه قضائیه است.                                                      مقام معظم رهبری (5/4/1381)
 ریاست محترم دادگستری استان کرمان!

....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:24 توسط فقیر |

انتشار پنجمین شماره نشریه مستقل دانشجویی مستضعفین دانشگاه بوعلی سینا :

 ۵ امین شماره مستضعفین

جهت دریافت فایل pdf اينجا كليك نماييد

 

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 6:39 توسط فقیر |

و مراقب باشیم  ...

مراقب باشیم تا آنچه را که در طول سالیان دراز به دست آورده ایم به قیمتی ناچیز از دست ندهیم ...

قیمتی به ارزش بی قیمتی ...


نشریه جام را که اخیرا توسط یکسری از حزب اللهی های دانشگاه بیرون آمده در اینجا ببینید :

صفحه اول

صفحه دوم

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 0:8 توسط فقیر |

«ممکن است کسانی به خطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوء استفاده‌کنندگان از ثروت‌های ملی موجب ناامنی اقتصادی و فرار سرمایه‌هاست. به این اشخاص تفهیم کنید که بعکس؛ این مبارزه موجب امنیت فضای اقتصادی و اطمینان کسانی است که می‌خواهند فعالیت سالم اقتصادی داشته باشند. تولیدکنندگان این کشور، نخستین قربانیان مفاسد مالی و اقتصادی ناسالمند.»                                                                        قسمتی از پیام ۸ ماده ای رهبری به سران قوا ۱۰/۲/۸۰

شماره جدید خیزش نو ( نشریه مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت ) :

جهت دریافت مطالب منتخب نشریه روی آنها کلیک نمایید

بازتولید گفتمان معاویه در قرن چهاردهم هجری / آیا از این قوه قضائیه، مبارزه با فساد نتیجه می شود؟

گفتگوی با دکتر کوشکی(عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیر): دولت نهم هیچ تصوری از فرهنگ ندارد!

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 22:25 توسط فقیر |

در طی ۲۴ ساعته گذشته فعلا  قریب به ۲۰۰ نفر از طریق ار سال اس ام اس اعلام حمایت از دانشجویان عدالتخواه شیراری نموده اند

از تمامی انسانهای آرمانخواهی که آزادانه در این اعلام حمایت شرکت می نمایند کمال تشکر را داریم و ا

منتظر حضور گرم دیگر عزیزان نیز هستیم ...

با ارسال اس ام اس حاوي كد :

2167031

به شماره :

30009324

از دانشجويان عدالتخواه شيرازي

در مبارزه با مفسدان اقتصادي و حاميانشان

 قاطعانه حمايت مي كنيم

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 22:47 توسط فقیر |

مقام معظم رهبري : عدالتخواهي لب انتظار ما از دانشجويان است

اعلام حمايت قاطعانه از دانشجويان عدالتخواه شيرازي

 

با ارسال اس ام اس حاوي كد :

2167031

به شماره :

30009324

از دانشجويان عدالتخواه شيرازي

در مبارزه با مفسدان اقتصادي و حاميانشان

 قاطعانه حمايت مي كنيم


در ضمن وبلاگ نویسانی که احساس مسئولیت می کنن با گذاشتن این مثلثها در وبلاگ خود حداقل حمایت رو انجام بدن.

                                                   

جهت در یافت کلیک نمایید

 

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:17 توسط فقیر |

هفته نامه مستقل دانشجويي مستضعفين

 

فایل pdf نشريه شماره 4 ( داغ داغ داغ )

تاريخ انتشار : شنبه 3 آذر ؟!!!

گستره توزيع : دانشگاههاي همدان

جهت دریافت کلیک نمایید ...

توضيح :

از اونجايي كه قراره نشريه صبح شنبه تو دانشگاه توزيع بشه و امروز 5 شنبه است ، فعلا فايل pdf  رو گذاشتم تو وبلاگ تا علاقمندا و دوستا و دشمنا و .... استفاده كنن

ايشالا اگر عمري باقي بود مطالب رو روز شنبه كامل رو وبلاگ قرار ميدم.

التماس دعا

فقير

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 23:27 توسط فقیر |

فایل pdf  شماره ۱ تا ۳ نشریه مستضعفین :

((جهت نمایش بر روی لینک مربوطه کلیک نمایید))

شماره ۱ :

فایل نشریه شماره 1 / صفحه 1

فایل دریافت نشریه 1 / صفحه 2

شماره ۲ :

فایل نشریه شماره 2 / صفحه اول

فایل نشریه شماره 2 / صفحه 2

شماره ۳ :

فایل نشریه شماره 3

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 23:15 توسط فقیر |


بسم الله الرحمن الرحيم

«لا يُحِّبُ الله الجَهرَ بِالسُوءِ مِنَ القَولِ اِلا مَن ظُلِم وَ کَانَ اللهُ سَمِيعَاً عَلِيمَاً»

چندي پيش بود که در حال و هواي سالگرد صدور پيام رهبر انقلاب به جنبش دانشجوئي  و فرمان ايشان به مطالبه گري اين جنبش،انتشار خبر صدور يک حکم قضائي از سوي ديوان عدالت اداري،نه تنها جنبش دانشجوئي که بسياري از دلسوزان نظام را متعجب و متاثر کرد.تاثر و تعجب ناشي از جانبداري ديوان عدالت اداري از يک مفسد اقتصادي وراي به انفصال از خدمت مديري که در صدد مبارزه با او بر آمده بود. اما دستگاه قضائي در پي مطالبه دانشجويان استان فارس  در قبال عمل سوال بر انگيز خود پيرامون پرونده مذکور، نه تنها ازارائه پاسخي قانع کننده امتناع نمود، که در اقدامي عجولانه پا را فراتر نهاده و در روزهاي گذشته براي 19 تن از دانشجويان آرمان خواه اين استان قرار بازداشت صادر نموده است تا برگ جديدي را در دفتر مبارزه با مفاسد اقتصادي بگشايد. 

براستي مسئله مبارزه با مفاسد اقتصادي به چه نقطه اي کشيده شده است؟ و دستگاه قضائي در اين راه در حال پيمودن کدام مسير است ؟ گوئي مافياي قدرت و ثروت آنچنان نفوذي يافته که به آساني مي تواند به احکامي اينچنيني دست يابد و کسي را ياراي مقابله با آن نباشد.

اين احکام در حالي براي19 دانشجوي استان فارس و آنهم به جرم مطالبه گري صادر مي شود،که اصلي ترين مطالبه رهبر  انقلاب از جنبش دانشجوئي در ساليان اخير همين پرسشگري از مسئولين بوده است.گوئي در نگاه مسئولين قضائي اين منکر است که جاي خود را به معروف داده است و دستگاه قضائي کشور به جاي مبارزه با مفسدين ودانه درشت ها،وظيفه اي مهمتر از برخورد با دانشجويان عدالت طلب نيافته است.

گوئي برخي به واسطه اين برخورد ها به دنبال آنند که راه را برهر گونه سوال و مطالبه  ببندند تا مبادا فرياد عدالت خواهي نخبگان جامعه به ديگر اقشار جامعه سرايت کرده و منافع مافياي قدرت و ثروت را تهديد کند.

امروز در برخورد با دانه درشت هاي مفاسد اقتصادي شاهد آنچنان سهل انگاري هائي هستيم که مفسدي مثل شهرام جزايري به راحتي آبروي نظام و احساسات مردم را به بازي مي گيرد و از چنگال قانون -بخوانيد دستان پر محبت نگهبانان امنيت اقتصادي!- مي گريزد و البته جز تغيير سراسيمه چند مدير ذي ربط، شاهد تغييري جدي در رويه هاي موجود نيستيم.

 امروز قوه قضائيه به جاي تدوين قانون مجازات اسلامي و مبارزه با مفاسد اقتصادي ،در تدارک سفرهاي خارجي وپيگيري مسائلي چون امنيت سرمايه گذاري و پوشش رسانه اي آنها است  و در مقابل انتظار جدي از اين قوه در قبال انجام وظايف اصلي اش سعي در مانع تراشي بر سر راه کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه دارد تا مبادا گزارشي کامل از وضع حاکم بر اين قوه منتشر گردد.وپر واضح است که با پارچه کثيف،آينه را پاک نتوان  کرد.

دانشجويان دانشگاههاي تهران هم صدا با برادران خويش در سراسر کشور،با دانشجويان عدالت طلب استان فارس اعلام  همبستگي کرده و به قوه قضائيه هشدار مي دهند،که در احکام صادره تجديد نظر نمايد چرا که چون گذشته در پيگيري فرامين رهبري از هيچ کوششي دريغ نخواهند کرد.

به اميد ظهور يگانه منجي عدل گستر جهان

والسلام علي من اتبع الهدي

بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)

بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي

بسيج دانشجويي دانشگاه علم وصنعت ايران

بسيج دانشجويي دانشگاه امير كبير

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف

بسيج دانشجويي علامه طباطبايي    

بسيج دانشجويي دانشگاه تهران

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:3 توسط فقیر |


 بسم الله الرحمن الرحیم

قطعنامة مجمع دانشجویی مطالبة آرمانهای انقلاب

 

 « عرض ما به قوّه قضاييّه اين است که اگر ما مي گوييم قوّه قضاييّه تضعيف نشود، اين تضعيف هميشه از بيرون قوّه نيست؛ گاهي تضعيف از درون قوّه است. کسي که داخل قوّه قضاييّه است، مسؤوليتي دارد، اگر با روش و رفتار و گفتار خود کاري کند که قوّه قضاييّه تضعيف شود، اين هم يکي از انواع تضعيف است . »

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس، معاونان و كاركنان قوّه قضاييّه، در آستانه سالروز هفتم تير (۱۳۸۱/۰۴/۰۵)

 « وقتى شما مى خواهيد با كسى كه بيت المال و اموال عمومى را با كمال وقاحت و بى رحمى به كيسه مطامع شخصى خود ريخته است، مقابله كنيد، اين كار شجاعت و اقتدار و حيثيّت قضايى در ميان مردم مى خواهد. »

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان قوّه قضاييه، خانواده هاى شهداى هفتم تير و جمعى از قضات (7/4/1380)

 « بدانيد كه مطالبات و پي گيري هاي شما ثمر بخش و سودمند خواهد بود، همچنانكه اگر جوانان مؤمن و مسئوليت شناس دانشگاهي در سالهاي گذشته ، پرچم عدالتخواهي را در جامعه بلند نمي كردند ، مسير حوادث و جهت گيري هاي انتخاباتي مردم به روي كار آمدن دولتي عدالتخواه و حاكميت گفتمان عدالت طلبي در جامعه ميسر نمي شد.»

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاى سياسى فرهنگى دانشگاهها   (۱۳۸۶/۰۷/۱۷)

 « وقتی مناسبات غلط اقتصادی در جامعه حاکم باشد ، وقتی رانت خواری رواج داشته باشد ، وقتی سوء استفاده از قدرت برای به دست آوردن ثروت های بادآورده رواج داشته باشد ، کسی که تولیدکننده و زحمت کش واقعی است ، ناامید می شود . کشاورزی که زحمت می کشد ، صنعت کاری که تولید می کند ، سرمایه داری که سرمایه گذاری می کند ، معدن کاری که عرق می ریزد ، معلمی که در مدرسه درس می گوید ، استادی که در دانشگاه تدریس می کند ، وقتی ببیند راه برای مناسبات غلط اقتصادی در جامعه باز است و با آن برخورد نمی شود ، مأیوس می شوند .این که ما گفتیم و تأکید کردیم باید با مفاسد اقتصادی و قاچاق مبارزه شود ، به خاطر این است که این پدیده ها اساس پیشرفت کشور را دچار آسیب های جدی می کند . »

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار علما و روحانيون استان همدان (15/4/83)

 در پی صدور دستور قضایی جهت بازداشت 19 تن از دانشجویان تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز ( 6 دبیر تشکل و 13 تن از سایر دانشجویان) و دستگیری دبیر تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد شیراز توسط مسئولین قوه قضائیه به علت اعتراض به رفتارهای غیرقانونی و عدم برخورد تیم قضایی با متخلفان پرونده های مفاسد اقتصادی و رانت خواری گسترده در استان فارس که دیگر قابل تحمل نیست، مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب که از تشکلهای اسلامی دانشگاههای شیراز تشکیل شده است ، ادامه این روند را به نفع فضای عمومی جامعه و ساحت حقوقی قوة قضاییه به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام اسلامی نمی داند.

 در همین رابطه توجه مسئولین ارشد استانی اعم از مسئول و ناظر! را به نکات زیر جلب می نمائیم:

 1- مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب متشکل از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز ، تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد شیراز و بسیج دانشجویی دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آزاد، در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحت فرامین مقام معظم رهبری ( مدظله) در جهت ترویج فرهنگ پرسشگری در میان آحاد جامعه مخصوصاٌ فرهیختگان اجتماع، زنده کردن اصل متقن و استوار امر به معروف و نهی از منکر و شکستن برخی از تابوها و فضای خاص در میان جامعه و مسئولین، پیگیری مفاسد اقتصادی و رانت های اقتصادی – اجتماعی به کمک واحدهای اطلاعات مردمی و دانشجویان فعال و به سرانجام رساندن هر کدام به عنوان یک پروژه، برگزاری سلسله نشست های عمومی پیرامون عدالت و مساوات و آرمانهای جامعه اسلامی در بحث عدالت اجتماعی، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با مسئولین استانی و مطالبات از مسئولین قوه قضائیه در خصوص شناسایی و برخورد با مظاهر فساد و رانت در جامعه به فعالیت خواهد پرداخت.

 2- در نظرسنجیهای اخیر موسسات معتبر درون سیستم، درصد مقبولیت دولت خدمتگذار و عدالت طلب تقریباٌ 48 درصد، مجلس شورای اسلامی نزدیک به 27 درصد و درصد محبوبیت و کارآمدی قوه قضائیه 5 درصد است؟! لذا ما هشدار می دهیم به دوستانی که مدام جلسات متعدد می گیرند و از آسیب شناسی جریانات و گروه های سیاسی می گویند و می نویسند و دغدغه افت محبوبیت طیف های خود را دارند متوجه باشند عملکرد برخی نیروهای موجود در سیستم قضایی سبب افت محبوبیت طیف مطبوع آنها است! و نه اظهار نظرهای عدالت طلبانه دغدغه مداران انقلاب اسلامی. لذا اصلی ترین مطالبه ما از مسئولان نظام اسلامی مربوط به قوه قضائیه در جهت تقویت و تصحیح شیوه های کنونی اداره آن قوه محترم است. قطعاً اگر قوای مقننه و مجریه وظایف خود را صورت ندهند، نشانه اتهام به سوی آنها نیز خواهد بود و سلسله جلسات و مطالبی در انتقاد از آنان در دستور کار قرار خواهد گرفت. انشاءا...

همچنین مسئولین قوه قضائیه را از فراکنی و برخورد فله ای ! با دانشجویان عدالتخواه و آرمان طلب با عناوینی چون « نشر اکاذیب» و « تشویش اذهان عمومی» و التهاب آفرینی در جامعه برحذر می داریم و یادآوری می کنیم برخوردهای اخیر مقامات قضایی استان که جزء موارد نادر بلکه یگانه پس از انقلاب اسلامی 57 بوده است، مایه بهت و حیرت فعالین سیاسی و آسیب جدی وجهه عمومی قوه قضائیه شده است و قطعاً مجمع فارغ از باند بازیهای سیاسی و سهم خواهی رایج در فضای مسموم خطی کشور و حرکت انفعالی مبتنی بر تاریخ های انتخاباتی! به وظایف و تکالیف خود به عنوان میراث داران انقلاب امام خمینی (ره)، ادامه خواهد داد و برخوردهای این چنینی تاثیری نخواهد داشت.

 3- عمده مطالبات ما پس از روی دادن وقایع اخیر خصوصاٌ از مقامات قضایی استان، حضور در صحن علنی دانشگاه و پاسخگویی به سوالات متعدد دانشجویان در خصوص مفاسد اقتصادی و رانت های اقتصادی – اطلاعاتی و پس از آن «کأن لم یکن» شدن پیگیری های قضایی اخیر در خصوص دانشجویان می باشد. لازم به ذکر است برنامه های مدون دانشجویان در آینده ادامه دارد و مسئولین قوه قضائیه باید متعهد به صبر و بردباری و پاسخگویی به مطالبات دانشجویان در هفته های آینده نیز باشد. نهایتاً عذرخواهی مسئولین دستگاه قضایی و برکنار شدن مقامات دخیل در این حرکت شتابزده، منفعلانه و وقیحانه قطعاً مد نظر ماست و تشکیل شورای تأمین و مطرح نمودن نقطه نظرات دانشجویان و حل مطلوب و سریع موانع اخیر در راه حرکت های انقلابی جنبش دانشجویی جزء وظایف سیستم اجرایی و قضایی استان می باشد و جزء مطالبات ما نخواهد بود.

 4- انتظار عمومی ما از مقامات قضایی و کارگزاران نظام حمایت از پیگیری آرمانهای انقلاب اسلامی و اهداف محقق نشده آن پس از 27 سال و آسیب شناسی و مبارزه جهادی باآفات آن بوده است و برخوردهای اخیر اصلاً قابل توجیه نیست و در آینده نیز نخواهد بود. چنین برخوردهایی در حالتی که ما ظرفیت های حداقلی خود را تاکنون فعال نموده و ادامه ماجرا را پس از انتخابات مجلس هشتم موکول کرده بودیم تا در آن زمان ظرفیت حداکثری خود را فعال کنیم،علامت سوال جدی در ذهن قاطبه جریان دانشجویی انقلابی و متعهد که معتقد به نقد عالمانه و هوشمندانه حاکمان و نه نقد حاکمیت هستند، ایجاد نموده و ما را مصمم تر ساخته است. تذکر جدی ما به مقامات محترم، رعایت شئون دانشگاهیان و عدم انتظار حرکت های مصلحت طلبانه سست و عملگرایانه لیبرال از آنان می باشد.

 5- مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب در عین انتقاد و مطالبه اهداف و پیگیری مفاسد و آسیب شناسی فضای عمومی کشور، اعلام می دارد با حضور دولت عدالتخواه در راس سیستم اجرایی کشور ، وضع رو به جلو و مثبت تر شده است و ما با پیروی از فرامین و بیانات مقام معظم رهبری ( مدظله)، دکتر احمدی نژاد را با انتقاد اصلاحی ، یاری خواهیم ساخت و از ایشان خواستاریم در مواضع عدالتخواهانه خود که نور امید جدیدی در این فضا ایجاد کرده است پافشاری نموده و به اهم مصالح، خطاکاری دشمنان داخلی انقلاب که گرگ در لباس میشند نپوشانده و به قوت به مسیر خود ادامه دهند .  ان شاءا...

 والسلام علی من اتبع الهدی

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:1 توسط فقیر |

به بهانه برخورد  غیر منطقی با دانشجویان عدالتخواه شیراز

بررسي روند مطالبات مردمي و برخورد دولتها با اين تحركات

بازداشت به جرم توهين به مفسدان

 

قال اميرالمومنين علي (ع) :

لا يحمل الناس علي الحق الا من ورعهم عن الباطل

تنها كساني مي توانند مردم را به راه حق وادار كنند كه آنها را از راه باطل پرهيز داده باشند .

1-      انتقاد سازنده و مطالبه گري و پرداختن به يك چنين رفتاري حسنه همواره جز تكاليف و وظايف هر انسان آزاده و آگاه و بيداري مي باشد و در اثناي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و بيانات و رفتار امام روح الله ، خواستن و ادعا داشتن در مقابل مسئولين جزء لاينفك انتظارات از مردم بوده و همواره در صدر آنها قرار داشت .

2-      پس از پايان جنگ تحميلي و پايان دوران رشادتها و ايثارهاي صورت گرفته و نيز رجعت بنيانگذار كبير انقلاب ، برخي از افراد صاحب نام آن دوران و حال ، به سبب محقق نشدن بسياري از مطالبات مردم كه سازگاري و همپوشاني كامل با وعده هاي صادقانه امام و انقلابيون مي داشت ،و عدم توانايي ارائه پاسخ شفاف  در خود و دولت مطبوعشان  پاسخگو بودن را كاملا از ياد برده و با استفاده از حربه هايي مديريتي اقدام به خشكاندن اين عادت مقدس در مردمان دهه هفتاد نمودند كه به دليل وجود مشكلات اقتصادي فراوان اين مهم تا حد زيادي متاسفانه محقق گرديد.

3-      در اواسط دهه هفتاد وبا روي كار آمدن دولت اصلاحات با شعار آزادي ، اين بار شاهاد تفريط فراوان نقد و نقادي بوديم به گونه اي كه هجمه هاي فراوان و به دور از عقبه فكري و تاريخي ، مسئولان را تهديد مي نمود و اتخاذ چنين سياستي غلط از سوي مسئولان دولت وقت سبب گرديد تا تجربه تلخ دوران گذشته و دولتهاي قبل مجددا تكرار گردد و نقد و مطالبه به ابزاري كاملا جداي و ناآشنا از اخلاق و تنها جهت تخريب افراد و افكار مبدل گشته بودند و اصل صداقت و نقد به كالايي ناياب تبديل شود.

4-      با روي كار آمدن دولت نهم و تكيه بر گفتمان عدالتخواهي ، آنچه انتظار مي رفت ايجاد محيطي كاملا شفاف ، آزاد و بدور از هرگونه تسامح ، تساهل ، ارعاب و وحشت جهت بيان نظرات موافق و مخالف و مطالبات  توده عامه مردم و نيز نگاهي مدبرانه توسط دولت و كلا مجموعه نظام به چنين فضاهايي جهت بهره وري از نظارت مشفقانه و بدور از قرض ورزي مي بود كه آنچه محقق گشته بدور از قياس با دولتهاي قبل ، متاسفانه تامين كننده توقعات مردم نبوده و با شعارها و آرمانهاي والاي تعريف شده توسط دولت مهرورز فاصله‌ي فراواني دارد ولي با توجه به عمر باقي مانده از دولت ، به نظر مي رسد چنانچه اكثريت قالب مديران مياني و نيز برخي مديران و برنامه ريزان ارشد و كلان دولت ضرورت ايجاد كرسي هاي نقد و بررسي تخصصي و نيز مطالبه مردمي را درك نموده و سعي در برقراري تعادل و بدور از جهتگيري سياسي در رفتار اجرايي خود نمايند و مردم را ولي نعمتان خود ستايش نمايند ، مي توان اميدوار بود كه در دوران حال شاهد هزينه شدن گفتمان و فرهنگ نقد و مطالبه گري جهت رسيدن به اهداف سياسي دولت نخواهيم بود .

5-      آما آنچه به نظر در اين بين فراموشانده مي شود بررسي رفتار و تعاملات ساير دستگاههاي نظام بلاخص قوه قضاييه با مردم مي باشد . قوه قضاييه اي كه اخيرا با اقتخار تمام حمايت از سرمايه داري را درصدر بيلان كاري خود قرار داده و با اين حركت انقلابي كاملا درصدد خشكاندن ريشه هاي امپرياليسم جهاني مي باشد !!

6-      در بررسي روند مطالبه و نقد از قوه قضاييه آنچه در تمامي دوران اصلاحات و نيز در دولت اصولگرا شاهد آن هستيم تنها برخوردي چكشي و بدور از منطق و تواما با ارعاب و تهديد بوده است ، در چنين رفتاري تنها چيزي كه يافت نمي شود روزنه‌اي حتي باريك از آموزه هاي انقلاب و آرمانهاي امام مي باشد .

7-      در نظامي كه يكي از اصلي ترين دلايل حمايت مردم و بلاخص قشر ضعيف و مستضعف از آن در روند تثبيت انقلاب ، شعار و ادعايي صادق جز مبارزه با سرمايه داري توسط امام نمي باشد ، اعلام رسمي حمايت از سرمايه داري تنها با تهديد و زور و اخيرا بازداشت چند جوان حزب اللهي و آرمانخواه دانشجو مي تواند سازگاري داشته باشد و لا غير .

8-      روند مقابله با روحيه مطالبه گري مردم و بلاخص قشر جوان كه توسط بسياري از افراد سرشناس موجود در بين مسئولان كنوني طرح ريزي و برنامه ريزي شده است نويدي جز برخورد با باتوم و نيز اعلام قرار بازداشت براي جواناني كه به عدم اجراي قانون اعتراض نموده اند به جاي پاسخگويي شفاف و قضاوت عادلانه كه سالهاست چشم انتظار آن نشسته ايم را نمي دهد ... و اما بايد به ياد داشته باشيم كه :

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم / موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 1:19 توسط فقیر |

قرار بازداشت 7 دانشجوي پيگير مبارزه با مفاسد اقتصادي!

گزارش رجانیوز، "مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب" متشکل از 6 تشکل دانشجویی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد اسلامی شیراز در پی صدور بیانیه های مختلف و برگزاری جلسات متعدد پیرامون مفاسداقتصادی و مطالبه از  دستگاههای مسئول جهت پاسخگویی در قبال فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری (مدظله) با برخورد قضایی دادگستری استان فارس روبرو گشت....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 0:7 توسط فقیر |

 شايــد تـه مقـالـه

1- سومین شماره‌ی مستضعفین با تمام قیل و قال ها بالاخره بیرون اومد اگر جالب نیست ببخشید ان شاا... از شماره ی بعد بهتر بشه.

2- دستمون که به مسئولین کشوری نمی رسه تصمیم گرفتیم سراغ مسئولین استانی بریم و مصاحبه های چالشي با روحیه ی مطالبه گري ازشون بگیریم از شما هم خواهش می کنم سخت نگیرید بالاخره بضاعت ما فعلا در حد نشریه هامونه.

3- حذف شد!!!

4- اگر کیفيت پایين ببخشید دیگه ماییم و جیبمون، برای ما نه چمدان دلار از دبی میاد نه حساب قرض الحسنه مهر داریم که براش میلیوني پول واریز بشه

5- چند روز پیش فکر می کردم چی می شد ما هم از لنگ در هوایی در میومدیم و یه جایی داشتیم برای زندگی که یه هو این شعر زیبا به خاطرم اومد که تغیرش دادم:

از حادثه لرزند به خود ... نشینان  

ماهشتی نشینان غم سیلاب نداریم

6- البته کسانی که هشتی نشینند، یا قصد ازدواج شديد دارن یا این که اعضای انجمن منحله اند ما هم بیشتر دور هشتی رو میزنیم تا این که رو پله ها بشینیم.

7-اگه از نشريه خوشت اومده،اگه با ما (البته با مطالب وخط ومشي ما)حال كرديد ،بيايد مطلب بياريد ماهم قول ميديم (اگه مربوط بود)چاپ كنيم

8-اگه سرتون به جایی خورد و خواستید ما رو پیدا کنید طرفای ظهر بعد از نماز بیاید دانشکده علوم زیر گنبد سبز دیدید که چند نفر دارن می گن و می خندن و بحث سیاسی می کنند بدونید که ماییم چرا که فقط ماييم كه جمع نقيضين مي كنيم يعني هم بحث سياسي ميكنيم هم مي خنديم!!!

9-رسما از تمام آبجیا و دادشای که کمک کردن تا این شماره چاپ بشه تشکر می کنم اجرتونم با...

10- شماره ي مدير مسوول برااين نوشتيم كه راحت تر مارو پيدا كنيد يه وقت فكر بعد به سرتون نزنه ها البته اگه زنگ زديد و وصل بود به ماهم بگيد

والسلام

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:55 توسط فقیر |

 

شعري كه در ذيل مي آيد طنزيست از ابوالفضل زرويي نصرآبادي كه در وصف گداست ونه سائل كه از روي نياز تقاضاي كمك مي كند والبته انشا ا... كه دوستان فرق اين دو را ميدانند:

 

يك لشكر گدا

مي رود از هر طرف رقصان و با لنگر گدا

از دو سويت مي رود اين ور گدا آن ور گدا

 

گر دهي كمتر ز صد تومان حسابت مي رسد

مي كند گردن كلفتي مي كشد خنجر گدا

 

با صداي دلخراشش ضجه و مويه كند

راستي در ضجه موته ميكند محشر گدا

 

لعن و نفرين مي كند گر قلب او را بشكني

مي كند محرومت از سرچشمه كوثر گدا

 

بر تو مي چسبد مثال مرد مؤمن بر ضيع

گر بگويي من ندارم كي كند باور گدا

 

هست دائم با خبر از قيمت ارز و طلا

داند از هر شخص ديگر نرخ را بهتر گدا

 

گر روي در خانه اش اطراف شمران يا ونك

دست كم دارد سه تامنشي يكي نوكر گرا

 

در صف بنزين اگر با او بد اخلاقي كني

مي كند لاستيك ماشين تو را پنچر گدا

 

گر گدايان  را براي پول در يك صف كني

صف كشد از شرق ري تا غرب بابلسر گدا

 

خود كفا شد از گدا اين شهر و من دارم يقين

مي شود تا سال ديگر صادر از كشور گدا

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:54 توسط فقیر |

 

اندر باب اختلاس

... و اختلاس بر وزن اسکناس اندر لغت سرقت را گويند و اخص آن سرقت ديوانيان است از خزانه و در وجه تسميه اين کلمه عقايد متفاوت است. زمره اي کتابت آن با (صاد) کرده و ريشه آن را (خلوص) دانسته اند و حجت ايشان اينکه مامور مختلس را ارادت و اخلاص چنان است که کيسه خويش از خزانه ايشان فرق ننهد و جدايي در ميانه نبيند. چنان که شاعر فرمايد:

خلوص نيت و اخلاص چون به پيش آمد  ز جيب خويش منه فرق با جيب دولت را

ببر ز کيسه ديوان و کاخ و قصر بساز  بر خويشتن مده راه خواري و ذلت را

گروهي ديگر اختلاس را از (اخلال هواس) دانسته و به همين علت مختلسين را از سياست و مجازات معاف دانسته اند

ز اخلال هواس است اختلاس اي دوست  که هوشيار، بدين کار تن نخواهد داد

جنون محض بود، ورنه مرد روشن راي  تن از براي يکي پيرهن نخواهد داد!

خواجه علي طفيلي در رساله (مصباح المختلسين) اختلاس اندک را تحريم فرموده و حجت که آورده اين است که چنين مختلس را ياراي ارضاي فرزندان خويش نيست و گاه باشد که مغرضين بر وي حسد برند و به زندانش اندازند.

در پي دانه مرو که همچون کبوتر تو را  عاقبت بهر يکي دانه به دام اندازد

صيد کن، شير صفت، نيم بخور نيم ببخش  تا که هر جا بروي بر تو سلام اندازند

و بر مختلس است که در امر اختلاس، همت بلند دارد و از مسروقات خويش بخشي گران نثاره فراتران کند و بقيت آن به نام خويش و پيوند به کار ابتياع ضياع زند و عمر در شاد کامي بسر آورد که گفته اند:

تو دزدي ميکن و در کيسه انداز  که دزدان راست در اين ره سرودي

    اگر دزدي نباشد در ادارات          در استخدام دولت نيست سودي

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:53 توسط فقیر |

 مخالفت با تاسيس مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا

ايجاد تشکل ؛ ضرورتــي اجتناب ناپـذير

گفتمان عدالتخواهي و روحيه مطالبه گري اسلامي ، همواره جزء اصلي ترين دغدغه ها و انتظارات مسئولين كلان كشور و بالاخص رهبر عظيم اشان انقلاب از دانشجويان و فعالين آنها بوده است . آنچه  كه در اين بين همواره فراموشانده مي شود ضرورت نظم بخشيدن به تحركات و افكار و افعالي است كه در راستاي عدالتخواهي و آرمانگرايي صورت مي پذيرد چرا كه قشر عام دانشجو به دليل عدم وجود يك نظم نسبي در حركتها و اعلام نظرها  از سوي فعالين عرصه دانشجويي دانشگاهها ، در يك ركود نسبتا طولاني به سر برده و اعتماد و اعتقاد خود به تحركات مختلف دانشجويي  و اثر گذاري آنها را از دست داده اند .

ضرورت نظم بخشيدن به تحركاتي كه همواه شعار عدالتخواهي و آرمانگرايي را سر مي دهند و ابزاري جز مطالبه گري اختيار نكرده اند ،از آن جهت داراي اهميت مي باشد كه اولا همواره از اساسي ترين اصول پايه اي ايجاد،  نشر و نهادينه كردن يك تفكر ، تاسيس يك تشكيلاتي نظم يافته و سازماندهي شده با چارچوبي مشخص و اهدافي شفاف مي باشد ، كه اينگونه رفتاري منظم  و شفاف از حيث نوع عمل و با حفظ و رعايت حريم هاي مشخص شده ( مبتني بر اهداف و عقايد )، نهايتا منجر به همان گفتمان سازي و اثر گذاري مي گردد كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني اخير خويش آن را يكي از افتخارات دانشجويلني دانستند كه عدالت و عدالتخواهي  را در جامعه نهادينه و مبدل به گفتمان غالب نمودند.

ثانيا اگر اين دست حركتهايي كه جهت عدالتخواهي  در گوشه و كنار ، به صورت پراكنده و در فقدان مكانيزم نظارتي منسجم و هوشيار جهت رعايت خطوط قرمز نظام ( منظور خطوطي است كه امام (ره) و رهبري ترسيم مي نمايند )  به انجام اموري مشغول شوند و يك سازمان و تشكيلاتي دانشجويي جهت انسجام افكار و اعمال ايجاد نگشته باشد ، با توجه به روحيه ي مطالبه گري موجود كه اساس ايجاد و بنيان يك گفتمان عدالتخواهي مي باشد ، خطر انحراف و انحطاط اين حركتها كاملا ملموس بوده چرا كه مطالبه گري بدون اعتقاد داشتن به حضور اصول اساسي اسلام ( منظور اسلام ناب محمدي مي باشد ) در عرصه عمل نه تنها اداي تكليف نمي باشد بل كه مي تواند شائبه حضور هواي نفس را نيز بوجود آورد ؛ (اِعمال نظارت بر چنين گروههايي اسلامي در بين دانشجويان ، به سبب حساسيت موضوع اغلب نظر جمع كثيري از دلسوزان حقيقي مردم و انقلاب را تامين مي نمايد چرا كه عدالتخواهي تحركي جهت تعميق نظام و ياري پابرهنگان و مستضعفان مي باشد).

و حال با استناد به موارد بديهي فوق و عملكرد و تصميم اخير نهادهاي مرتبط با چنين تشكيلاتهايي دانشجويي در دانشگاه بوعلي سينا ( منظور هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه مي باشد ) اين ابهام و سوال مطرح مي گردد  كه با وجود مخالفت با ايجاد يك چنين انسجامي جهت نهادينه نمودن عدالتخواهي و مطالبه گري اسلامي در دانشگاه بوعلي سينا ( با عنوان مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا )  و البته پس از طي نمودن يك پروسه 4 ماهه جهت بررسي (كه متاسفانه از مدت زمان پيش بيني شده در قانون هم قريب به 2 ماه تجاوز مي نمايد.)، آن هم به دليل كمبود امكانات كه به نظر دليلي ظاهري بيش نمي باشد ، ضرورت ايجاد يك چنين تشكيلاتي نظم يافته چه زمان براي مسئولين و تصميم سازان محترم مسجل گشته و ابهامات موجود كه هيچ گاه بيان نگشتند مرتفع مي گردند ؟، در حالي كه متاسفانه هيچ گاه نه تنها از موسسين اين جريان جهت دفاع و توضيح روش و منش و اهداف خود دعوتي به عمل نمايد بلكه هيچ يك از تصميم سازان با درخواست ملاقات موسسين جهت ايراد توضيح و برطرف نمودن شبهات احتمالي موافقت ننمودند ؛ و نهايتا آيا به عواقب احتمالي تاخير ايجاد چنين جرياني نظم يافته و مبتني بر اصول اسلام در فضاي كنوني دانشگاه كه هدفي جز مطالبه گري اسلامي با تكيه بر آرمانهاي يك دانشجوي ايراني مسلمان و بر پايه عدالتخواهي ندارد واقف هستيم؟ كه چنين تصميماتي سرنوشت ساز را چنين سهل اتخاذ مي نماييم ؟

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:50 توسط فقیر |

 شكايت آقاي رئيس از مستضعفين

رياست محترم دانشگاه بوعلي سينا در پي درج مطلب  »اصولگرايي مرد زنده باد اصولگرايي«  در شماره دوم نشريه ، رسما طي نامه اي از مطلب فوق و نشريه به دليل توهين و افترا و نشر اكاذيب شكايت نمودند كه در اين راستا مدير مسئول نشريه جهت ايراد توضيح و دفاعيه به كميته ناظر بر نشريات  احظار گرديده و به توضيح موارد اتهام پرداخت و پس از طي شدن حدود 20 روز از جلسه فوق هنوز حكمي مبني بر نحوه ادامه  فعاليت صادر نگرديده است.

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:46 توسط فقیر |

 اظهارات عجيب احمدي نژاد در علم و صنعت

 محمود احمدي نژاد در ديدار خود با دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اظهاراتي عجيب در رابطه با برنامه نمادين خود در دانشگاه كلمبيا و تعامل با امام زمان (عج) بيان نمود . در اين خبر و به نقل از رجانيوز سايت ثناگوي دولت آمده است : گفتم خدایا چه بلایی سر اینها می خواهي بياوري و چه سیلی ای به اینها خواهی زد که چنین صحنه ای درست کردند؟ چون هیچ احمقی این کار را نمی کند. البته می دانم آدمهای کوته فکر این باورها را در ذهن خود که می برند، هضم نمی کنند اما من یقین داشتم که مولایمان خواهد آمد و صحنه را اداره می کند. گفتم مولاجان می خواهم هنرمندی ات را ببینم اینها به خیال خود همه راهها را بسته اند .

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:45 توسط فقیر |

رابطه با امریکای لاتین تا کجا !؟ 

یادم می آید چند سال پیش که موج لیبرالیسم (راستگرایان غربی) وارد کشورمان شده بود و طیف دوم خردادي از آن دم می زد راستگریان وطني هجمه ي شدیدی از مخالفت خود با این تفکر را ابراز میداشتند حتی تا جایی رسیده بود که در راهپیمایی ها شعار مرگ بر ليبرال می دادند و به این شدت مخالفت خود را با این تفکر اعلام می کردند

اما با تغیر دولت و روی کار آمدن اصولگر ایان روند کار به کلی تغییر کرد و با توجه به شعارهای ضد آمریکایی که رئیس جمهور می داد و با توجه به پشت کردن دولت های غربی به ایران ، دولت ناچار شد که به دولتهاي سوسياليست آمریکایی لاتین گرایش پیدا کند و در سیاست خارج با کشورهایی نظیر ونزوِِئلا، نيكاراگوئه وبوليوي و... عقد اخوت ببند.

حال با توجه به این مقدمه به اصل مطلب می پردازیم که چرا باید دولت های ما در این زمینه ها افراط کنند بنده به هیچ وجه قصد حمایت از گرایش  اصلاحطلبان به لیبرالیسم را ندارم بلکه شدیدا به این موضوع چه در گذشته و چه در حال انتقاد داشته و مخالفم قصد این پرسش را نیز ندارم که گرایش ایران به لیبراسیم بهتر است یاسوسياليسم؟ چرا که جواب این سوال از اول انقلاب به روشنی و وضوح با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی مشخص شده است و انقلاب اسلامی نشان داده که هیچ یک از این تفكرات را قبول نداشته چرا که اسلام را کاملترین دین و جمهوری اسلامی را کاملترین حکومت می داند.

حال سوال این جاست که چرا دولت این گونه با دولت های چپ گرای لاتین ارتباط برقرار کرده و مگر تفکرات این دولت ها و ملت هایشان در مورد ایران را نمی دانند شما را ارجاع می دهم به سخنان دختر چه گوارا در دانشگاه تهران که گفته بود: تنها نقطه ی ارتباط ما با ایران دشمن مشترکمان یعنی امریکا است

به هیچ وجه قصد این را ندارم که بگویم با کشورهای امریکای لایتن نباید ارتباط داشت که این سخن را هر کس بگوید نوعی بي خردی را از خود نشان داده.

و این را درست می دانم که ما نباید بازار بكر و محتاج آمريكاي لاتين را از دست بدهیم و به هر صورت باید این بازار را برای خود نگاه داریم.

اما این را به یاد داشته باشیم که به کشورهای امریکایی لاتین صرفا باید به دید یک بازار خوب برای محصولاتمان و همچنین همانگونه که خود می گویند هم پیمان در مقابله با استکبار جهانی که نگاه کنیم و نه بیشتر.

و این که دوستان ما در دولت نهم بیایند تفاهم نامه فرهنگی با دولت که خدا را نفی می کنند و پایه و اساسشان بر روی کمونیسم است ببندند جای بسی تعجب است.

و دولتمردان ما باید این خطر را احساس نمايند كه مبادا تا چند سال دیگر برای بدست آوردن یک سری منافع ، اصولی را از دست داده باشیم که دیگر به دست آوردن ان کاری بس دشوار باشد و السلام .

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:44 توسط فقیر |

  

 توسط رياست دانشگاه بوعلي صورت پذيرفت :

 ايجاد گروه مشاوران جوان براي ماندن

 

 

هنگاميكه به  دوران چند ماهه گذشته رجوع نموده و اتفاقات و تصميمات صورت گرفته در آن دوران را با آنچه كنون اتفاق مي افتد قياس مي نماييم دراين ترافيك امر و نهي ها و اظهار نظرات و فرامين مختلف آنچه كه نظر هر جوان و بخصوص نسل دانشجو را به خود جلب مي نمايد صحبتهاي ارديبهشت ماه جاري رهبري مي باشد كه در  قسمتي از آن ديدار دانشجويان و بالاخص دانشجويان بسيجي را از پرداختن به سمتهاي پرطمطراقي چون مشاوران جوان به شدت نهي و حضور در اين عرصه ها را امري بيهوده تلقي نمودند ( شايان ذكر است متاسفانه اين قسمت از صحبتها از تمامي سايتهاي خبري و اطلاع رساني حذف گرديده است )  و انتظار از جوانان دانشجو  را حضور فعال در عرصه هاي تصميم گيري و عملياتي – فكري مطرح نمودند .

بعد از اين بيانات نيز همچون گذشته هيچ تغييري در رود شكل گيري اين گونه سمتهايي كه به نظر تنها جهت چهره نمودن نامشروع برخي افراد و جريانهايي كه متاسفانه برخي حتي لياقت آن جايگاه را ندارندايجاد نگشته است و در شرايطي كه رياست محترم جمهوري دولت نهم  كه خود بنيانگذار اين سمتهاي توخالي مي باشد ، اخيرا بيان نمودند كه حتي يك سوم انتظارات از مشاوران جوان هم محقق نشده است اين سوال مطرح مي گردد كه با وجود بيانات فراموش شده ي رهبري و سخنان اخير رئيس جمهوري چه دليلي جهت ايجاد يك چنين سمتهايي در دانشگاه باقي مي ماند؟

در يك محيطي كه كاملا جوان و دانشجو بوده و مسئولان نيز بايد صرفا براي دانشجويان و جوانان تصميم گيري نمايند چه نيازي به معرفي 2 دانشجو  ، جداي از نام و شخصيت افراد كه آن نيز متاسفانه چالش برانگيز مي باشد و ابهامات فراواني در ملاكهاي انتخاب وجود دارد ، به عنوان مشاور جوان مي باشد؟ و آيا درخواست مشاور جوان استانداري طي نامه شماره 6669/1/27  معياري صحيح و قطعي جهت اتخاذ اين تصميمات مي باشد ؟  اين درحالي است كه نارضايتي نسبي از عملكرد گروه مشاورين جوان استانداري در بين عامه جوانان و حتي خود دستگاه استانداري نيز وجود دارد ؟!!

نكته ديگري كه متاسفانه ابهامات را افزايش مي دهد انتخاب و انتصاب جناب آقاي ب . برقراري به عنوان مشاور رئيس دانشگاه مي باشد كه از ايشان خواسته شده با بهره گيري از دستاوردهاي علمي  روز امور محوله را به شايستگي انجام دهند و اين در حاليست كه اين برادر گرامي داراي 5 ترم مشروطي بوده و هم اكنون نيز پس از 11 ترم از دانشگاه فارغ التحصيل شده اند . مسئله شايستگي ايشان جهت احراز اين مسئوليت و نيز ملاك انتخاب ايشان تبديل به سوالي گشته است كه اميدواريم در آينده‌اي نزديك پاسخي قانع كننده از سوي رياست محترم دانشگاه كه اين 3 حكم را ابلاغ نموده اند دريافت نماييم چرا كه چيزي جز  چنين رفتاري از يك مدير دولت اصولگرا انتظارنمي رود .

آقايان سجاد ريحاني و مهدي امامقلي به عنوان مشاور جوان منصوب شدند.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:41 توسط فقیر |

                                                        

انتشار شماره سوم مستضعفین دانشگاه بوعلي سيناي همدان:

در اين شماره مي خوانيد :

- ایجاد گروه مشاوران جوان برای ماندن

- رابطه با امري‍ــكاي لاتيـــن تا كجـــا ؟!

- شكايت آقاي رئيس از مستضعفين

- اظهارات عجيب احمدي نژاد در علم و صنعت

- ايجاد تشـكل ؛ ضرورتــي اجتناب ناپـذير

- اندر باب اختلاس

- يك لشگر گدا 

-  شايد ته مقاله

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 23:43 توسط فقیر |

بيانيه جمعي از مديران مسئول نشريات دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور

در محكوميت تعليق فعاليت تشكل دانشجويي آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان

در 5 امين سالروز صدور پيام تاريخي مقام معظم رهبري به دومين گردهمايي جنبش دانشجويي كه نقطه شروع و حيات دوباره جنبش ها و تحركات دانشجويي جهت مطالبه گري و عدالتخواهي و يادآور وظايف هر دانشجوي متعهد ، آگاه و دردآشنا مي باشد كه « اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ريزى‏هاست، پس بايد هر پديده‏ى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد »...

 

به ما بپيونديد ...

 

متن کامل را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:38 توسط فقیر |

دوشنبه 7 آبانماه 1386  

 

بسمه تعالی


بیانیه دوازده تشکل دانشجویی در اعتراض به حکم توقف فعالیت تشکل آرمان
 (مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان)


      خصوصيت سوم جلسات دانشجویی، زبان انتقادى و طلب کارانه است؛ مبادا كسى تصور كند كه اگر اين زبان انتقادى حتّى يك كمى تلخ هم باشد، حالا بنده كه اينجا نشسته‏ام، ناراحت خواهم شد، نه؛ اتفاقاً خودِ اين زبان انتقادى هم برخاسته‏ى از همان نگاه و توقعات آرمانى است؛ راضى نبودن به آنچه كه داريم، معنايش ميل و گرايشِ رسيدن به آن چيزى است كه نداريم و اين درست همان چيزى است كه ما مي خواهيم.
                                                   رهبر معظم انقلاب
   
     در سالروز پیام رهبر انقلاب به جنبش دانشجویی مبنی بر سرلوحه قرار دادان عدالتخواهی و مطالبه عدالت از مسئولین، خبر غیر منتظره تعلیق فعالیت های تشکل دانشجویی آرمان از سوی هیئت نظارت بر تشکل های دانشگاه صنعتی اصفهان، موجی از بهت و نگرانی در میان فعالین دانشجویی سراسر کشور ایجاد کرد. این در حالسیت که انتظار می رفت با توجه به تأکیدات اخیر رهبر انقلاب بر لزوم "داعیه داشتن" و "مطالبه دانشجویی"، مسئولین و مدیران دانشگاه ها نیز با درک اقتضائات فضای دانشجویی، امکان پیاده ساختن هر چه بهتر منویات ایشان را در دانشگاه ها فراهم سازند.
در همان حال که مسئولین وزارت علوم از استراتژی کلان فرهنگی و باز کردن فضا و تحمل نقد دانشجویی سخن می گویند، در دانشگاه ها شاهد برخوردهای امنیتی و بازدارنده از سوی مدیران دانشگاهی هستیم. تا کی باید فعالین دانشجویی فشارهای ناشی از این گونه تناقضات در عمل و گفتار مسئولین را تحمل کنند؟ چرا با گماشتن مدیرانی در دانشگاه ها که همواره از سر تهدید به تشکل های دانشجویی می نگرند، باید شاهد هزینه مند شدن فعالیت های عدالتخواهانه و در چارچوب نظام باشیم؟ قرار گرفتن برخی مسئولین در پازل جریانات سیاسی خارج دانشگاه و نگاه امنیتی و بعضا ابزارگرایانه ایشان به تشکل های دانشجویی، سم مهلکی برای پویایی و نشاط فضای دانشجویی است. در این میان بازی خوردن برخی مدیران دانشگاه ها به عنوان منتصبین وزارت علوم در دانشگاه ها، دور از شأن این دستگاه و غیر قابل توجیه است.
چگونه است که برخی به خود اجازه می دهند با پنهان شدن در پس رویه ای از الفاظ و ظواهر ارزشی و با عذر رسیدن به اهداف به ظاهر مشروع، زشت ترین الفاظ و انواع تهمت ها و دروغ ها را به منتقدین خود نسبت دهند؟ با کدام مجوز شرعی و قانونی و عرفی، هر طور که منافع و مصالحشان اقتضا می کند، فضای دانشگاه ها را به تخریب ها و دشمنی ها آلوده می کنند و امکان نقد علمی و تعامل اخلاقی را از دانشجویانی که به دعوت رهبرشان لبیک گفته و مطالبه عدالت از مسئولین را وجهه همت خود قرار داده اند می گیرند؟ این است پاسخ آقایان به تأکیدات رهبری نسبت به حفظ آرامش در دانشگاه ها؟ آیا این چنگ و دندان نشان دادن ها، ریشه در ضدیت آقایان با دیدگاه های رهبر حکیم انقلاب مبنی بر " آرمان خواهی دانشجویان و پرهیز از مصلحت اندیشی" ندارد؟
ای کاش ناصحان و مصلحت اندیشان امروز، بار دیگر سخنان اخیر رهبر انقلاب را بخوانند تا اگر مرزهای تنگ و تاریک مصلحت اندیشی اجازه داد، نسبت نقد و نقادی را با تفکرات و دیدگاه های ولایت فقیه بفهمند و چماق دیگری برای سرکوبی مخالفین و منتقدین خود بیابند و به استفاده ابزاری و بی شرمانه خود از مفاهیم عمیق انقلاب پایان دهند.
این در حالیست که در طول این سال ها رهبر روشن گر انقلاب کرارا مهیا ساختن فضای مطالبه و عدالتخواهی را وظیفه مسئولین وزارت علوم و مدیران دانشگاه ها دانسته اند و "لحن طلب کارانه" دانشجویان را ستوده و بر لزوم سعه صدر مسئولین تأکید داشته اند.
ما اکیدا از مسئولین وزارت علوم می خواهیم پاسخ گوی عملکرد خود در انتصاب مدیرانی که درک صحیحی از فضای دانشجویی ندارند بوده و نسبت به رفع حکم توقف فعالیت های تشکل دانشجویی "آرمان" دانشگاه صنعتی اصفهان و عزل رئیس این دانشگاه به عنوان عامل اصلی برخودهای اخیر در این دانشگاه، اقدام نمایند.

مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم و صنعت
کانون امام حسن مجتبی دانشگاه شهید باهنر کرمان
کانون مطالعاتی امام خمینی (مجمع دانشجویان عدالتخواه) دانشگاه شهید باهنر کرمان
کانون قرآن و عترت دانشگاه سیستان و بلوچستان
بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد
تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس
بسیج دانشجویی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
بسیج دانشجویی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
بسیج دانشجویی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
کانون عدالتخواهی قسط دانشگاه صنعتی شاهرود
کانون قرآن و عترت دانشگاه صنعتی شاهرود

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:34 توسط فقیر |

دوشنبه 7 آبانماه 1386  

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حضور هيات محترم نظات بر تشكل ها
سلام عليكم؛
احتراماً همانگونه كه آن هيات محترم مستحضرند مدتي است كه گروهي از دانشجويان دانشگاه با سوء استفاده از واژه مقدس «عدالتخواهي» و از اين رهگذر بدنه پويا زنده فعال و در عين حال منطقي اين دانشگاه اعم از دانشجويان ، اساتيد و كارمندان را دچار مشكلات چالش ها و معضلات جدي و خطرناك بي پايان و بي نتيجه نموده اند. اين افراد پس از تلاش ها واقدامات بحث برانگيز راوان متاسفانه موفق شدند در سال 1383 با سوء استفاده از اعتماد و حسن نظر كلي مسئولين دانشگاه و هيات محترم نظات بر تشكل ها وجهه رسمي و قانوني به عملكرد ها و تحركات گروهي خود بخشيده و با اخذ مجوز از آن هيات محترم (كه در همان مقطع زماني نيز بحث ها و مسائلي را در پي داشت و مسئولين ذي ربط از عواقب صدور چنين مجوزي مطلع گرديدند) اقدام به شكل دهي مجموعه اي تحت عنوان «تشكل دانشجويي آرمان» نمايند. از همان بدو تاسيس و آغاز به كار هيجان زده، مكارانه و پردردسر اين مجموعه تخلفان علني و غير علني و اقدامات نفاق گونه ناشي از اين گروه در بهره برداري هاي هوچي گرايانه و مشكوف از مفاهيم و عناويني چون «مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان» و «جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي» و «جنبش عدالتخواهي» و ... تحت عنوان تابلوي تشكل مذكور بر همگان مشهود و معلو گشت و عليرغم تذكرات مكرر دلسوزان آگاه و دانشجويان با ذكاوت مذهبي دانشگاه شاهده كوچك ترين عكسل العمل شايسته و قابل ذكري از سوي آن هيات محترم و مسئولين فرهنگي دانشگاه تا كنون نبوده ايم، كه علاوه بر ابراز تاسف از اين مسئله، موضوع كوتاهي مسئولين و هيات محترم به فضل خدا در فرصت مناسب ديگري در حضور مسئولين محترم و كميته هاي مربوطه مطرح و پيگيري خواهد شد.
اما آنچه كه پس از گذشت حدود 3 سال فعاليت اين خويشتنداري مذهييون دانشگاه طي اين مدت باعث شده تا در اين مقطع زماني افرادي چون اينجانبان اقدام به پيگيري برخورد قانوني با اين جريان منحرف نمايند عبارت است از: اولاً اثبات علني و مكشوف نهفته در پوسته به ظاهر زيباي اين جريان كه اكنون مشكلات بنيادي تنيده در مباني نظري و آنان ديگر بر هيچ كس پوشيده و مستور نيمانده و در نتيجه لزوم برخورد با آنان بنا به تكليف شرعي بر همه آگاهان واز جمله اينجانبان واجب عيني گشته است ثانياً توجه به اين حقيقت غير قابل انكار كه تداوم حضور و حيات اين جريان كه نتيجه اي جز اغفال و انحراف دانشجويان ساده دل نا آشنا به اين گونه مسائل را در پي نداشته و نخواهد داشت و در عرصه عمل نيز حاصلي جز گسترش را به ثمر نياورده چونان آغاز و گسترش سرطلان مهلكي بر پيكره رنجور اعتقادات و آرمان هاي انقلابي و اسلامي دانشجويان مذهبي دانشگاه است كه اهداي ادامه حيات و زادولود در محيط پاك اين دانشگاه شكل گيري محصولاتي چون و از اين دست فرقه ها با انديشه هاي قابل بررسي را براي همگان به ارمغان خواهد آورد كه شرعاً و عقلاً جلوگيري از چنين فتنه هايي بر ما و شما فرض است ثالثاً و از همه مهمتر از اين كه آخرين اقدامات مذبوحانه و درد آور اين گروهك در ايام امتحانات سال جاري (خرداد ماه 1386) نشان داد كه هر چه تاهل و تسامح مسئولين و آرامش معنا دار اقشار مذهبي دانشگاه ادامه يابد نه تنها ايشان متنبيه و اصلاح نمي گردند كه بر گستاخي وا عمال وقيحانه ايشان افزون مي گردد تا جايي كه بزرگ ترين زمينه هاي رشد علمي و تحصيلي و معرفتي داشنجویان كه رسالت هاي اصلي دانشگاه هستند را دنباله و مقاصد ناملعوم خویش به بازي گرفته و دراين مسير از هيچ عمل خلاف قانون و عرف و شرع و غير اخلاقي نيز با حربه توجيه وسيله با هدف كوتاهي نمي كنند.
صرف نظر از موارد مذكور كه شرح مفصل آن فرصتي مغتنم و محقلي علمي و منطقي و نه قضايي مي طلبد اينجانبان نبت به عملكرد و تحركات تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» به استناد موارد ذيل به آن هيات محترم اعلام شكايت نموده و مطابق آيين نامه و دستور العمل اجرايي فعاليت تشكل هاي اسلامي دانشگاهيان در هر بند درخواست برخورد قانوني و تاثير گذار را داريم. اينجانبان در بررسي شكايت خود از تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» تقاضاي بررسي هر بند از سه منظر زير را داريم اولاً بررسي تخلفات در قالب عملكرد تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» ثانياً بررسي تخلفات در قالب اقدامات غير قانوني و تخلفات اشخاص حقوقي داراي مسئوليت در تشكل مذكور (دبير ، دبير سياسي و ...) ثالثاً بررسي تخلفات در قالب اقدامات انفرادي و گروهي خود سرانه اعضا و هوادران و منتسبين به تشكل مذكور در پوشش تشكل يا تحت حمايت غير علني و كم محسوس تشكل متخلف.
مفاد شكايت نامه اينجانبان عبارتند از:
ح1ـ همان گونه كه هيات محترم نظات بر تشكل ها مستحضرند مطابق تبصره بند ماده 4ـ3 آيين نامه اجرايي فعاليت تشكل هاي اسلامي دانشگاهيان تشكل هاي دانشجويي از حيث مباني نظري و انديشه هايي كه مبتني بر آنها تشكيل شده و فعاليت مي كنند ملزم به رعايت «اعتقاد و التزام عملي به اصل ولايت فقيه» «اعتقاد به مباني اسلامي صحيح»
مي باشند. از اين منظر لازم است هيات محترم ضمن بررسي و نقد موشكفانه جريانات فكري نهفته در تشكل ها و تشخيص نقاط انحراف فكري و انيدشه اي آنها در برهه هاي حساس و مواضع رسمي شان نسبت به كنترل تذكر و هدايت آنها همت گماشته و چنانچه انحراف فكري و سقوط تئوري كه مباني نظري ايشان به اثبات رسيد اقدام عاجل در جلوگيري از فعاليت ها و حدوديت سازي گسترش آنها به عمل آورد چرا كه مطابق روح نهفته در قانون مربوط به فعاليت تشكل هاي تشكيل هاي دانشجويي كه از بودجه بيت المال مسلمين و بودجه هاي فرهنگي دانشگاه كه بايستي صرف آموزه هاي فرهنگي ناب و صحيح و اسلامي و تربيت دانشجويان مسلمان و آگاه و منطقي گردد ارتزاق مي كنند فعاليت وادامه حيات جريانات منحرف فكري در قالب هر شكل و علمي چه «جريانات چپ كومونيستي و حزب توده» و چه «جريانات ليبرال دموكراسي غربي و لنگارطلب» چه «جرينات فمينستي تندرو» و چه «جرينات قوميت گرا ونژاد پرستانه از قبيل پان عربيسم و پان تركسيم و كردستان مستقل و ...» چه «جریانات فكري فر قه گرايانه در پوشش مذهب اعم از شافعي و اسماعيله و صوفيه گري و ...» و چه جرينات انجمن حجتيه و تندرو در زمينه مهدويت چه «جريانات جبهه ملي، ملي مذهبي و سلطنت طلب» و چه «جريانات التقاطي تنردو در عرصه سياست و دين اعم ازگروهك منافقين و فرقان و طالبان و ...» ممنوع و غير قانوني بوده و ممناعت از روز و گسترش اينگونه انديشه هاي و جلوگيري از شكل گيري گروهك ها و تشكل هايي با اين قبيل انديشه ها وعملكرد ها حتي با اسلامي و عناوين و تابلوهاي انحرافي با نام انقلاب و اسلام و ... از وظايف آن هيات محترم و مسئولين دانشگاه مي باشد. در شرايط كنوني كه تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» ديگر پس از 3 سال فعاليت با گستاخي تمام مباني نظري منحرف و التقاطي خود را در قالب هاي متنوع و در زمان هاي مختلف كاملاً شفاف تبيين نموده است و در برهه هاي حساس كه نيازمند آگاهي و حركت صحيح و منطقي و انقلابي جنبش دانشجويي هستيم سر ناسازگاري و جنگ با همه اركان نظام جمهوري اسلامي و هجمه هاي مستقيم و غير مستقيم و تندروي هاي غير منطقي نسبت به اصل مترقي ولايت فقيه (دقيقاً مانند عملكرد گروه طبرزدي و نشريه پيام دانشجو) را در دستور كار خود داده است ديگر بر آن كميته محترم و همه دانشجويان مذهبي آگاه دانشگاه واضح و مبرهن شده است كه تشكل مذكور از پيروان و مروجان انديشه هاي التقاطي جريانات منحرفي چون خوارج نهروان در صدر اسلام جريانات منحرف فرقه گرايانه و صوفي گرايانه و حجتيه در طول تاريخ اسلام جريانات گروهك منافقين و گروهك فرقان در دهه نخستين انقلاب و جريانات طالباني و اپوزسيوني تندرو داخلي نظام مقدس جمهوري اسلامي در دهه جاري انقلاب مي باشند همان گونه كه  هيات محترم قانوناً حق صدور مجوز براي فعاليت هاي تشكيلاتي جريانات فكري منحرف مذكور (منافقين فرقان، حجتيه ، طالبان و ...) را نداشته و حتي سخنراني مدعيون جريانات فكري آنها در قالب ها و شكل و شمايل ديگري نيز مجاز نمي باشد لذا از آن جمع محترم تقاضا دارم با بررسي تراوشات اعتقادي و مباني نظري منحرف ايشان كه به خوبي در موعظه ها و سخنراني هاي مرشداته شان در مسجد دانشگاه و تريبون هاي آزادشان در برنامه هاي تالاري و تجمعات غير قانوني شان مشهود و شفاف اعلم شده و يا در نشريات وابسته به آنها با پوشش هاي به ظاهر اسلامي و انقلابي ترويج شده است و نهايتاً از همه بدتر در عمل هاي فراقانوني صورت گرفته از سوي ايشان عملاً نيز به منصه ظهور رسيده مجوز تشكل مذكور يك بار ديگر مورد بررسي موشكافانه قرار گيرد تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» به استناد موارد فوق لغو مجوز گردد به نحوي كه در آينده نيز با توجه به اينكه يقيناً رگه هاي انفرادي اين انديشه در بين برخي افراد تا چند سالي باقي خواهد ماند هيچ يك نتوانند دوباره چنين جريان فتنه انگيزي را دراين دانشگاه را اندازي كنند ضمناً اگر چه تشكل مذكور و هواداران اصلي و حاشيه اي آن همواره در تلاشند كه با حفظ ظواهر و تقدس مابي هاي افراطي در لباس و پوشش و امال خويش و محاسن ظاهري و سخنان و ژست هاي انقلابي خود همواره خود را به عنوان پاك ترين، ولايي ترين، مهدوي ترين و پيشرورترين جمع مذهبي و انقلابي و اسلامي انشگاه مطرح نمايند ليكن بركسي پوشيده نيست كه اصولاً تشكل مشابه ايشان اصولاً در دايره دانشجويان دانشگاه هر چقدر هم كه حلقه را فارغ و از هم گسيخته فرض كنيم نمي گنجند و همان گونه كه مشابه ايشان در صدر اسلام و دهه اول انقلاب با عملكرد دقيقاً مطابق اين رويه نهايتاً ضبات مهلكي را بر بدنه امت اسلامي وارد ساختندو يقيناً هيچ فرد عاقل و آگاهي آنها را مذهبي به حساب
نمي آورد لذا منطقاً تداوم اين جريانات در زير پوست مذهبيون دانشگاه نيز به سرنوشتي مشابه و يا منجر خواهد شد كه تظاهر به مسلماني افراطي و پوشش ها و سخنان آتشين تند و بي منطق نهايت امر را به آن مرحله از تاريخ اسلام و تاريخ معاصر رسانيد.
2ـ احتمالاً تشكل به ظاهرمذهبي «آرمان» داراي اساس نامه و مرام نامه مشخص و مصوبي در نزد آن هيات محترم مي باشد كه لازم است حداقل در اختيار دانشجوياني كه مورد هجمه هاي تبليغاتي ايشان هستند قرار گيرد تا بتوان با مقايسه و تطابق شعارها عملكرد، سخنان و تبليغات تشكل مذكور با اساس نامه اهداف شكل گيري و مرام نامه آن براي تميز حق از ناحق و تفكيك و تخلفات و ... از سوي دانشجويان و هوداران ايشان اقدام مقتضي نمود يكي از شگردهاي زشت و غير اخلاقي و تخلف علني گروهك «آرمان» در فعاليت ها و برنامه هاي خود به به كار بردن اسامي عناوين و شعارهاي اصيل اسلام و انقلاب به عنوان نام خود و با تابلوي تبليغاتي مقاصد و مطامع خويش است. به عنوان مثال تشكل مذكور با وقاحت تمام عناوين «مجمع دانجشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان» «جنبش عدالتخواهي»،‌ «جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي» و ... كه عناويني غير از نام ثبت شده تشكل ايشان بوده و مفاهيم و اعتقاداتي بسيار فراتر از انديشه هاو عملكرد ايشان را در درون خود نهفته دارند را در سربرگ ها و بيانيه ها و اطلاعيه ها خويش به كار مي برند و بدون توجه به اين كه «جنبش هاي عدالتخواهي و نرم افزاري» ديگري چندين سال زودتر از ايشان در سطح دانشگاه صنعتي اصفهان شروع به فعاليت هاي تاثير گذار؟! گسترده اي نموده اند و هنوز هم در تكاپو هستند عناوين و مفاهيم عميق فوق را با هوچي گري و بزرگ نمايي تبليغاتي و سوء استفاده از ساده دلي برخي مصادره به مقاصد خود مي نمايند. لذا از تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» به دليل استفاد هاز عناويني غير از نام تشكل خود (كه اين عناوين جزو مفاهيم اعتقادي و بنيان هاي فكري متعلق به همه دانشجويان مذهبي بوده و كسي حق ندارد به عنوان تابلو تبليغاتي در انحصار و مورد سو استفاده خود قرار دهد) در سربرگ ها ، اطلاعيه ها ، بيانيه ها ، تبليغات،‌نشريات و عملكرد و برنامه هاي خويش كه در حقيقت اجحاف در حق مباني نظري اسلام و انقلاب و آرمان هاي دانشجويي دانشگاهيان است اعلام شكايت نموده و تقاضاي برخورد و اصلاح امور را داريم. (براي شفاف سازي ميزان خطرات ناشي از تخلف ايشان ذكر چند مثال لازم است هيات محترم فرض نمايند از امروز بعضي تشكل هاي دانشگاهي عناويني چون «مجمع ولايت فقيه» و «مجمع اعلام و تبيين انديشه هاي امام» و يا ... را به نفع گروهك خويش در سربرگ ها ، اطلاعيه ها ، بيانيه ها ، نشريات ، تبليغات و برنامه هاي خويش مصادره نموده و عملاً در انحصار مقاصد و اهداف مشكوك و غير صحيح خويش قرار دهند، در حالي كه اين عناوين جز اعتقادات، شعارها و آرمان هاي همه دانشجويان مسلمان هستند) بديهي است كه به هيچ عنوان هيچ كس حق ندارد اعتقادات و مفاهيم اصيل اين چنيني را براي خويش مصادره نموده دو در انحصار تشكيلات خود قرار دهد و از همه بدتر با بلند كردن تابلوهايي با اين عظمت انديشه هاي التقاطي و منحرف و خرابكارانه را گسترش داده و تبليغ كند.
3ـ تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» اصولاً مطابق آيين نامه اجرايي فعاليت تشكل هاي اسلامي دانشگاهيان در حال حاضر غير قانوني بوده و مجوز آن به صورت خودكار ملغي شده است. مطابق آيين نامه مذكور «تعداد اعضاي يك تشكل دانشگاهي بايستي حداقل سه درصد 3% جمعيت كل دانشگاه باشد» كه براي دانشگاه صنعتي اصفهان حداقل حدود 240 نفر را شامل مي شود لذا مطابق قانون تشكل «آرمان» با تعدد حدود 37 عضو فعال غير قانوني بوده و بايستي تشكل مذكور منحل گردد.
4ـ مطابق قوانين انتخابات شوراي مركزي و دبير تشكل هاي دانشجويي بايستي طي يك انتخابات علني و با اطلاع همه اعضا (اعم از عادي و فعال) و شركت اكثريت آنها كه تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» در انتخابات چندي قبل اين مهم را رعايت ننموده و انتخاباتي با حضور حدودا 37 نفر از اعضاي خود را برگزار نموده است و دچار تخلفات جدي شده است كه بر آن هيات محترم لازم است اين تخلف را به جد پيگيري نمايد.
5ـ تشكل به ظاهر مذهبي «آرمان» در موارد ذيل با برگزاري برنامه هاي غير قانوني و فاقد مجوز و در ادامه آن ها عدم توانايي كنترل وقايع و حوادث و جريانات و سخنراني ها و تربيون ها آزاد و ... اقدام به فعاليت هاي غير قانوين خارجي از چارچوب هاي دانشگاهي نموده است كه از سه منظر قابل بررسي و برخورد مي باشد: اولاً انجام فعاليت بدون مجوز هيات نظارت بر تشكل ها : ثانياً ايجاد اخلال در نظم آموزشي دانشگاه و ثالثاً نقض آزادي هاي مشروع و مصرح اشخاص و ايراد تهمت، افترا، اهانت و نشر اكاذيب ، كه مطابق بندهاي 3،‌ 4 و 5 ماده 18 آيين نامه اجرايي فعاليت تشكل هاي اسلامي دانشگاهيان تقاضاي برخورد قانوني با تشكل مذكور و لغو مجوز آن (به دليل تكرار چند باره آن و اصرار بر قانون شكني) برخورد قانوني با مسئولين حقوقي و دبيران آن،‌و برخورد انضباطي با هوادران و صحنه گردانان فعاليت هاي تشكل غير قانوني «آرمان» را داريم:
الف ) برگزاري تجمع غير قانوني فاقد مجوز به مناسبت فرار شهرام جزايري به صورت علني با تبليغات گسترده در سطح دانشگاه حاوي جرائم: برگزاري برنامه غير قانوني كه نتيجه طبيعي اين امر در آن برهه زماني ، شكستن قبح قانوني شكني و گستاخي شوراي صنفي در برگزاري تجمع مشابه غير قانوني و مملو از اهانت به مسئولين محترم دانشگاه در فرداي آن روز گرديد، بر هم زدن نظم آموزشي دانشگاه ، توهين و افترا نسبت به مسئولين دانشگاه، توهين و افترا نسبت به تشكل ها و اقشار مذهبي دانشگاه ، توهين و افترا نسبت به عامه دانشجويان دانشگاه توهين و افترا نسبت به مسئولين نظام در قواي سه گانه توهين به نيروي انتظامي و نهادهاي امنيتي كشور و قوه قضاييه نشر اكاذيب و تشويق اذهان عمومي توهين به مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (حفظه الله) از تريبون برنامه مذكور توسط آقاي «حمزه وطن فدا»،‌ دبير وقت تشكل مذكور (ايشان با ادعاهاي مبهم نسبت به عملكرد رهبري معظم انقلاب به صورت علني خواستار شفافيت و صراحت بيشتر از سوي ايشان شدند كه عقلاً ناقض عدالت و شجاعت رهبري كه جزو شرايط احراز آن است مي گردد).
ب ) برگزاري تجمع غير قانوين فاقد مجوز به مناسبت ثبت نام دانشجويان پولي در دانشگاه بر هم زدن نظم آموزشي دانشگاه توهين و افترا نسبت به مسئولين دانشگاه و هيات رئيسه وقت و مسئول نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري (حاج آقاي جلالي) توهين و افترا نسبت به مسئولين مملكتي توهين و افترا نسبت به دانشجويان مذهبي دانشگاه و توهين نسبت به عامه دانشجويان (به بهانه عدم همراهي آنان در فعاليت هاي غير قانوني شان) توهين نسبت به برخي اساتيد مخلص و محترم دانشگاه (از جمله آقاي دكتر ميبدي) نشر اكاذيب و تشويق اذهان عمومي سوء استفاده از نيات پاك و ساده دلي دانشجويان و ... كه با توجه به مفصل بودن موارد و تخلفات و موجود بودن مدارك مربوطه در آرشيو آن هيات محترم از توضيح بيشتر خود داري مي نمايم (نكته مهم قابل ذكر آن است كه هيات نظارت وقت در آن برهه زماني و با توجه به تكثر اعمال خلاف و غير قانوين تشكل به ظاره مذهبي آرمان ، تصميم درستي مبني بر لغو مجوز تشكل مذكور گرفت ولي متاسفانه به دليل عدم بينش كافي و عميق برخي مسئولين دانشگاه و لحاظ ننمودن هزينه و خطر ادامه فعاليت اين گروهك منحرف و قانون شكن در آينده دانشگاه و همچنين حسن نيت بيش از حد مسئولين وزارت علوم اجازه حيات و فعاليت مجدد به آن تشكل ملتقط و قانون گريز داده شد!)
ج ) برگزاري تجمع غير قانوني فاقد مجوز به مناسبت حمله تروريستي به حرمين عسگريين سامرا در مسجد دانشگاه با تعزيه گرداني دبير و اعضاي شوراي مركزي اين تشكل بر هم زدن نظم آموزشي دانشگاه در ايام امتحانات دانشجويان نشر اكاذيب و تشويق اذهان عمومي صحبت هاي موهن نسبت به علما و مراجع عام تقلدي اهانت نسبت به مقدسات مذهبي (از جمله زير سوال بردن زيارت عاشورا) و شخصيت هاي مذهبي صدر اسلام (مثلاً محكوم نمودن مقداد يار مخلص و با وفاي حضرت امير (ع) در جهت اثبات ادعاهای بي پايه و اساس خود اهانت به حاج آقاي رهبر سخنران رسمي برنامه مسجد در آن روز) و اقدام به بر هم زدن صحبت هاي ايشان اهانت به مسجد مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) و نسبت دادن عنوان مسجد «ضرار» به آن مسجد مقدس و تصريح بر اين ادعاي غير مشروع در بيانيه ها و صحبت هاي بعدي آن تشكل و نتيجتاً متهم نمودن همه نمازگران مسجد دانشگاه به «نفاق» توهين به دانشجويان مذهبي دانشگاه و ... و همچنين ارتكاب تخلفات بسيار در جريان و حاشيه اين برنامه توسط اعضاي اصلي و شخصيت هاي حقوقي اين تشكل (از جمله تهاجم فيزيكي به يكي از دانشجويان و تظاهر بر حمله فيزيكي و خشم در موارد ديگر و بساري تخلفات ديگر كه موارد مفصل آن طي شكايتي به كميته انضباطي تسليم و جهت اطلاع هيات محترم نظارت بر تشكل ها پيوست اين شكايت نامه آمده است).
د ) سخنراني مكرر و مرشدانه غير قانوني و فاقد مجوز و بدون هماهنگي با نهاد رهبري و يا هيات امناي مسجد در مسجد دانشگاه از جمله در برنامه احياي ليالي قدر و در بين فريضه نماز ظهر و عصر به بهانه هاي مختلف با محتواي بي اساس و پر از نقاط ابهام و حاوي ادعاهاي كذب و پر از توهين به مقدسات افراد و نهادهاي مختلف و به خصوص نمازگزاران مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) كه بر به هم زدن نظم و آرامش مسجد و تروجي هرج و مرج در آن تضعيف و حدت بين دانجشويان مذهبي و كاهش تعداد نمازگران مسجد با صفاي دانشگاه تنها گوشه اي از عواقب اين اقدامات غير قانوني
مي باشد.
ادامه دارد...

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:33 توسط فقیر |

یکشنبه 6 آبانماه 1386  

 

حضور ریاست محترم هیئت نظارت بر تشکل ها
آقای دکتر قربانی
 سلام علیکم 
     متأسفانه  همانطور که مستحضرید هیئت نظارت بر تشکل ها درآستانه انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی وعلیرغم تاکیدات وزارت علوم بر لزوم ایجاد فضای پویای انتخاباتی در دانشگاه ها در اقدامی عجولانه و غیر قابل قبول بر مبنای شکایت سخیف وخالی از ادلّه برخی از دانشجویان بسيج دانشجويي، این تشکل را به هشت ماه توقف فعالیت محکوم کرده است.
    این محکومیت در حالی صورت می گیرد که در سالروز پیام مقام معظم رهبری مبنی بر حركتهاي عدالتخواهانه  دانشجویی در دانشگاه ها قرار داریم و هنوز بیش از چند روز از تأکیدات اخیرایشان بر لزوم پیگیری مطالبات مستمر دانشجویی در دانشگاه ها وتحسین معظم له از حركت هاي عدالتخواهانه در دانشگاه ها نمی گذرد . در شرايطي هنوز معاونت فرهنگی وزارت علوم در هفته جاری در خارج از کشور به سر می برند. لذا:
 طبق ماده 19 آیین نامه تشکل های اسلامی دانشگاهیان اعتراض این تشکل را به رأی صادره از طرف هیئت نظارت به مستندات دقیق این حکم-مواردی که تخلف به اثبات رسیده- که شفاهاً توسط دبیر هیئت نظارت به بنده منتقل شده را رسماً به این تشکل اعلام کنید تا هم دفاعیات این تشکل برای هیئت نظارت مرکزی آماده شود و هم قاطبه دانشگاه در جریان بی اساس بودن آنها قرار گیرند. بدیهی است عطف به ماده مذکور تمامی فعالیت های این تشکل تا اعلام نظر هیئت نظارت مرکزی ادامه خواهد داشت.  هیئت نظارت مرکزی ارسال فرمایید.
                                                                                                                       
والعاقبه لأهل التقوی والیقین
                                                                                                                                                                                       دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان

رونوشت دفتر مقام معظم رهبری
رونوشت به مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها حجت الاسلام والمسلمین محمدیان
رونوشت به معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها دکتر شفیعی
رونوشت به وزیر علوم آقای دکتر زاهدی
رونوشت به معاونت فرهنگی وزارت علوم آقای دکتر خرمشاد
رونوشت به دفتر مرکزی جنبش عدالتخواه
رونوشت به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:29 توسط فقیر |

یکشنبه 6 آبانماه 1386  

 

شب گذشته ناگهان خبر محكوميت تشكل دانشجويي آرمان (مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان ) با شكايت بسيج دانشجويي منتشر شد. اين محكوميت در شرايطي شكل مي گيريد كه اولا معاونت سياسي جديد نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها هنوز كار خود را به طور جدي آغاز نكرده و همچنين معاونت فرهنگي وزارت علوم نيز در خارج از كشور مي باشد.

البته حسن انتخاب مسئولين دانشگاه صنعتي اصفهان جاي تقدير دارد. اين محكوميت  در سالروز پيام تاريخي مقام معظم رهبري به دانشجويان براي مطالبه عدالت و تاكيد مجدد ايشان در ديدار اخير با دانشجويان و در شرايطي كه كشور در آستانه انتخابات مجلس هشتم به پويايي و نشاط فضاي سياسي نياز دارد رخ داده است.

به هر تقدير سايت عدالتخواهي  به زودي متن شكايت دانشجويان بسيجی و همچنين جزئيات موارد محكومي آرمان را منتشر خواهد كرد تا دانشجويان خود قضاوت نمايند كه علت اصلي تعليق آرمان در شرايط فعلي چيست.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:27 توسط فقیر |

                                                   

فقر و استضعاف به طور طبيعي انسان را به انزوا مي کشد. انزواي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و... انسان فقير در نتيجه ي کمبود و فقر نسبت به سايرين احساس خودکم بيني مي  کند. از سويي به خاطر محروم ماندن از آموزش و فرهنگ و در نتيجه استضعاف فرهنگي احساس بي سوادي و کم بود و ناداني مي نمايد. از سمتي ديگر به خاطر آسيب هاي اجتماعي که به تبع فقر گريبان گير اين گروه مي شود انگشت اتهام ها در جامعه به سمت اين قشر نشانه مي رود و در جامعه نيز پرخطا شمرده مي شوند.
نيتجه ي همه ي اين موارد فقرا و مستضعفين در جامعه جايگاه اجتماعي خود را از دست مي دهند و کوچک شمرده مي شوند و از سويي خود با احساس خودکم بيني مواجه مي شوند. در نتيجه نه تنها حضور فعال و تاثير گذار در جامعه را از دست مي دهند و از حضور در نهادها و سازمان ها و گروه هاي تاثير گذار محروم مي شوند، که شجاعت و اعتماد به نفس و توان براي بيان مشکلات و معضلات خود را نمي يابند.
از منظري ديگر دغدغه ي معيشت آن چنان وقت و توانايي هاي آن ها را به خود مشغول  مي کند که مجال حضور در عرصه هاي ديگر زندگي به ويژه عرصه ي اجتماعي را نمي يابند. از وجهي ديگر به خاطر نياز به سايرين و توان گران و ... مجبورند براي به خطر نيفتادن هستي خويش در مقابل توان گران و مرفهان و ظالمان و مستکبران و طاغوت هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي سکوت کنند.
به تعبير اول مقتداي عدالت خواهان و آزادي خواهان جهان، امام علي (عليه السلام): «تقتمحه العيون و تحقره الرجال » فقير در نزد مردم کوچک و بي ارزش جلوه مي کند و مردم او را تحقير مي کنند.  « الفقير ينسي و المقل غريب في بلدته» فقير فراموش مي شود و در شهر و محل خود نيز غريب و گم نام است. « الفقير حقير لا يسمع کلامه و لا يعرف مقامه » فقير حقير شمرده شده اي است که به سخنانش گوش فرا نمي دهند و مقام و منزلتش را به رسميت نمي شناسند.. « ان الفقر مذحله للنفس ، مدحشه للعقل ، جالب للهموم » فقر خوارکننده ي نفس، لرزاننده ي عقل و دامن زننده به نگراني هاست « القله ذله و الحرمان خذلان ، من افتقر في الدنيا حزن » کم داري ذلت است و محروميت بدون آن که فقير شد در دنيا محزون مي گردد.»الفقر يخرس الفطن« فقر  انسان زيرک را در استدلال و مطالبه ي حقش لال مي کند و با مشکل مواجه مي سازد.»من استغني کرم علي اهله و من افتقر هان عليهم«بي نيازها در ميان نزديکان و اهل خويش عزت و آبرو مي يابند و آن که فقير شد در نزد آنان خوار مي شوند...
٭٭٭
ازسويي صاحبان زر و زور و تزوير يا همان توان گران و رفاه زدگان و مرفهين بي درد بر پايه ي توان حاصل از قدرت و ثروت خويش و منزلت اجتماعي حاصل از تمکن و تکاثر خود توان و شجاعت و تهور و اعتماد به نفس براي حضور در اجتماع دارند و از سويي جامعه نيز در نتيجه ي دور افتادن از تعاليم پيامبران و غرق شدن در گرداب غفلت سنتي و مدرن (تجدد) براي آنان شان و منزلت قائل شده است.
در نتيجه قشر مرفه و توانگر علاوه بر اين که خود هيچ گونه ترسي به دليل بي نيازي و اغناء در طرح مطالبات خود ندارد، به دلايلي که گفته شد، به راحتي صاحب تريبون مي گردد.
از سويي به علت تمکن خود آن ها نيز مي توانند تريبون هاي جديد براي خود ايجاد کنند  يا حتي تريبون هاي موجود در جامعه را به نفع خويش مصادره کنند. روزنامه ها و مجلات، تلويزيون ها و راديوها، بيلبوردها، سينماها و... همه خواسته يا ناخواسته در خدمت آنان قرار مي گيرد. آماري که از سيطره ي مافياي جهاني قدرت و ثروت به ويژه يهود بر رسانه ها ي مکتوب و تصويري و اينترنت منتشر مي شود، خود گوياي همه چيز است. در سطح داخلي نيز همه ي اين ها مشخص و واضح است. اگر خود مسئولان رسانه ها وابسته به باندهاي قدرت و ثروت و توان گران جامعه نباشند، به صورت طبيعي در دست گرفتن تريبون در هر سطح و صورتي که مد نظر باشد احتياج به تمکن مالي و سياسي دارد. 
نتيجتا فقرا و مستضعفان هيچ تريبوني در جامعه نمي يابند و از سويي تريبون ها نيز در دست کساني قرار مي گيرد که خود طعم فقر و استضعاف را نچشيده اند. که به تعبير حضرت روح الله:«تنها آن هايي تا آخر خط با ما هستند که طعم فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.»
٭٭٭
جنبش دانشجويي به سبب ماهيت آن و تاثيرگذاري آن در جامعه تريبوني براي بيان تفکرهاي مختلف است. تفکر اسلام گرايي، چپ گرايي ، ليبراليسم و... که هر يک به نوعي در دوره اي از تاريخ از تريبون جنبش دانشجويي به جامعه ارائه شده اند . جنبش دانشجويي در کانون الهام بخشي جامعه قرار دارد. تفکرات متفاوت با چنبره زدن بر جنبش دانشجويي و وابسته کردن آن به خود همواره آن را به تريبوني وابسته براي بسط نظريات خود تبديل کردند. از سويي توانگران و مترفان نيز بيکار نماندند و با وابسته سازي اين جنبش اجتماعي به خود علاوه بر منحرف کردن آن ها از بازگشت به اصل و فطرت خويش که همان آرمان خواهي و عدالتخواهي در سنين جواني است اين جنبش را به تريبون خويش بدل کرد و در برهه اي در کشور ما نيز جنبش دانشجويي به سمت شعارهاي سرمايه داري و ليبرالي روي آورد. که رگه هاي مرده اي از آن هم اکنون نيز در دانشگاه ها موجود است. از سويي با ايجاد يک جريان وابسته و انحرافي عدالتخواه چپ تلاش در جلوگيري از بازگشت جنبش دانشجويي به سمت عدالتخواهي مبنايي و اسلامي نمود، که به طور کلي در جامعه ي اسلامي ايران طرد شد، و اکنون نيز با احياي جريان مضحک نوعي چپ سرمايه داري تلاش در ادامه اين انحراف دارد.
جنبش دانشجويي بهترين فرصت براي ايجاد تريبون براي مستضعفين و پي گيري مطالبات بر زمين مانده ي آن هاست. که در بهترين دوره ي سني به علت جواني و عدم فزوني تعلقات و وابستگي ها امکان پي گيري دارد. دانشجو خود را وامدار کسي نمي داند که بترسد لذا بي محابا مي تواند به مستکبرين و طاغوت هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي بتازد. نمونه هاي اين حرکت در دانشگاه هاي ما از ديرباز موجود بود و بعد از پيام 6/8/81 مقام معظم رهبري به جنبش دانشجويي براي پي گيري عدالت پر رنگ تر شد. و اين امر امکان پر رنگ تر شدن دارد و فرا تر از امکان يک تکليف است. فراتر از تاکيدات مکرر رهبر انقلاب در اين زمينه ، در متون مرجع ديني ما نيز بر اين تکليف براي دانايان و عالمان که جنبش دانشجويي يکي از مصاديق آن است آمده است چنان که امام علي (عليه السلام) مي فرمايد :اخذالله علي العلماء الا يقاروا علي کظه ظالم و لا سغب مظلوم«خدا از اگاهان پيمان گرفته است، که در برابر بي عدالتي هاي زمانه( سيري ظالمان و گرسنگي مظلومان) سکوت نکنند.
از همه مهم تر فرمايش حضرت حق تعالي در قرآن است که شعار نشريه مستضعفين قرار گرفته است:«ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفيمن»«شما را چه شده است که در راه خدا و مردان و زناني که مورد استضعاف و محروميت تحميلي قرار گرفته اند و از خدا مي خواهند که از زير يوغ ظالمين رها شوند و از خدا درخواست سرپرست و ياري کننده مي خواهند مجاهده نمي کنيد؟»

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:22 توسط فقیر |

سيراب و گرسنه!

                                     
كار گره خورده است. جبهه تبليغات و جنگ رواني مسموم، از جبهه جنگ نظامي سبقت گرفته است. آدم ها به سادگي خريد و فروش مي شوند و آنگاه در درون جبهه خودي خلل مي افكنند. امام به خدا شكايت مي كند از مردمي منافق و سست عنصر كه «متاعي كم بهاتر از قرآن در ميان آنها نيست اگر حقايق آن گفته شود و متاعي گرانبهاتر از قرآن نيست اگر تحريف شود.» (51) به ياد تفسير پيامبر مي افتد از آيات آغازين سوره عنكبوت. «يا علي! تو با فتنه گران مي ستيزي، با بدعتگزاران و مخالفان امر ولايت و... محاسن تو از خونت خضاب خواهد شد پس از نبرد با ناكثين و قاسطين و مارقين. بشارت باد بر تو شهادت»!
به جهاد فرا مي خواندشان. كوتاهي مي كنند، بهانه مي آورند، ديگر همراهي نمي كنند در حالي كه بينشان اختلاف و سرگشتگي لانه كرده است. ياد شهيدان مي كند؛ يادتان به خير عمار، ابن تيهان، ذوالشهادتين، مالك! كه بر سر شهادت پيمان بستيد... اشك امانش نمي دهد. «آه از برادرانم كه قرآن را خواندند و استوار داشتند... به جهاد خوانده شدند و اجابت كردند و به پيشواي خود اعتماد ورزيدند و او را پيروي كردند. جهاد، جهاد بندگان خدا.» (61)
و آن هفته به پايان نرسيده بود كه صبر علي و وعده الهي با هم به سر آمد. پيمانه مشيت الهي و علوي يكجا پر شده بود. سر به مناجات برداشت «خدايا با اين مردم طبق سنت پيامبر رفتار كردم اما بر من ستم كردند... من از آنها خسته ام و آنها از من... خدايا پيامبر تو اين وعده را به من داده كه هر زمان از تو درخواست كنم، مرگ مرا برساني. اللهم وقد رغبت اليك في ذلك.» چه شهادتي، شيرين تر از عسل و گواراتر از آب «به خدا قسم با شهادت چيزي بر من وارد نشد كه آن را ناپسند شمارم. من جز تشنه اي كه شب هنگام ناگهان به آب رسد، و جوينده اي كه يابد، نبودم.» (71)
حالا وقت رفتن است. دخترم! هرگز بر سر سفره اي با دو خورش نشسته ام. شير را بردار و نمك را برگذار- دو سه لقمه بيشتر افطار نمي كند- مي خواهم هنگام مرگ، شكمم گرسنه و خالي باشد... آيا به اين بسنده كنم كه گويند اميرمؤمنان است و در ناخوشايندهاي روزگار اسوه و شريكي براي آنان باشم.
... و سري چنين سودايي كه مي شكافد، فرياد شيداي بي قرار به آسمان برمي خيزد؛ بسم الله و بالله و علي مله رسول الله. فزت و رب الكعبه. 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 22:20 توسط فقیر |

عدالتخواهي

يك تفكر يك وظيفه

عدالتخواهي و مطالبه گري وظيفه  ملي و معنوي هر انسان آگاه ، بيدار و مسئوليت پذيرمي باشد و در وحله بعد اجراي عدالت و عدالت محور رفتار كردن كه متاسفانه با فقدان آن از سوي برخي مديران مواجه مي باشيم ، پايه و اساس تشكيل يك نظام مبتني بر اصول اسلامي و ايراني ، كه همانا ثمره انقلاب شكوهمند بهمن 57 ديده شده بود ميباشد.

آنچه كه متاسفانه در دوران پس از دهه شصت به فراموشي سپرده شد عدم توجه برخي مسئولين كلان كشور به مقوله هاي اجتماعي از جمله فقر مي باشد كه نه تنها مسولين و مديران بلكه اقشار فرهيخته و فرهنگي كشور از جمله دانشجويان و دانشگاهيان نيز عكس العمل انقلابي و جهادي در مقابل اين رفتار و عملكرد نشان ندادند.

نقش دانشگاه و بالاخص جنبش ها و تحركات دانشجويي در سالهاي پس از جنگ ، چه در دوران بي فروغ و سازندگي و چه در دوران با اصطلاح اصلاحات و چه در زمان حال كه ناقوس عدالت به صدا در آمده است و عدالت بازيچه دست برخب بااصطلاح انقلابيون گشته است ، آنچنان كم رنگ بوده كه در تمامي اين دوره ها مسئولين وقت به خود اجازه داده اند كه از اين غفلت اسفناك سو استفاده نموده و تمامي انديشه هاي درست و غلط خود را بدون نظارت نهادهاي مردمي و انقلابي از جمله دانشجو و دانشگاه به اجرا در آورند كه متاسفانه نتايج مخرب برخي از اين عملكردها به وفور در جامعه كنوني مشاهده مي شود .

از جمله ي آنچه كه گذشتگان و مديران سابق نظام با عملكرد اشتباه و آگاهانه خود براي حال به ميراث گذاشته اند فقر اقتصادي و فرهنگي مطلق مي باشد كه تنها و تنها به ثروتمند شدن ثروتمندان انجاميده است كه حال بايد قضاوت نمود اين نتايج را با آرمانهاي انقلاب خميني ؟!!

در دولت كنوني نيز كه شعار عدالت اجتماعي و برخورداري همگان از امكانات به يك سطح مساوي مطرح گشته است و معاون اول رياست جمهوري سرانه ساليانه چهار ميليون نفر را 30 هزار تومان اعلام نموده و از لفظ فقر خشن استفاده مي نمايد و وزير رفاه از آمار 2/9  ميليون نفر انسان زير خط فقر مطلق خبر مي دهد ، عملكردهاي غلط اجرايي جامعه را به سمتي سوق داده است كه بازهم همان ميراث ماندگار ادامه يابد و فقرا همچنان با فقر خود دست و پنجه نرم  نمايند و ثروتمندان در ثروت خود غوطه ور شوند .

در اين هياهوها و اعلام خطوط و مرزبندي هاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي در جامعه ايران اسلامي ، آنچه كه مي توان آن را به خاموشي آگاهانه تعبير نمود ، عدم تحرك ، آرمانخواهي  و عدالتخواهي جامعه دانشگاهي در مقابل اين ظلم هاي آشكار مي باشد كه نشان دهنده بي دغدغه بودن دانشجويان باصطلاح آينده ساز بوده كه واي بر جامعه آينده ؟!!

دانشجوي متعهد و مسلمان بايد بداند كه از اصل و ريشه دانشجو بودن فاصله گرفته است ، دانشجويان قرن ارتباطات و اطلاعات بايد بدانند كه واقعه تسخير لانه جاسوسي كه از آن به انقلاب دوم ياد شده است را همين دانشجويان رقم زدند اما با يك تفاوت ظريف : آنها دغدغه مند بودند و بر پيمان خود با ولي خويش تا پاي جان استوار بودند و مي دانستند كه دانستن و فرياد زدن تنها راه بقاي تفكرشان بوده است .

دريافته بودند كه به دور از هرگونه تسامح و تساهل و محافظه كاري ، هر شخص حقيقي و حقوقي را كه از اصول نظام و انقلاب عدول نمود ، خواه از انقلابيون باشد و خواه از مخالفان ، رسوا نمايند چرا كه در اين صورت عمل به تكليف و وظيفه نموده بودند و به سفارش وليشان اعتقاد كامل داشتند كه مكلف به انجام و اداي وظيفه بودند و نه قائل به نتيجه چرا كه خداوند متعال نصرت به پيروزي داده است .

بايد به اين واقعيت تلخ اعتقاد داشته باشيم كه هر اندازه دانشجو از عدالتخواهي و مطالبه گري فاصله گيرد به همان اندازه نيز جامعه و تمام واقعيت هاي تلخ و شيرين آن ، از دانشجو و دانشگاه فاصله مي گيرند و آن زمان است كه ديگر دوران مرگ دانشگاه فرا رسيده است .

در زمانه اي كه دين و دنياي مردم به سخره گرفته مي شود و فرياد حق طلبي و عدالت از مد افتاده است ،‌ بايد به خاطر بياوريم وصيت پير جماران را كه فرمود : صاحبان اصلي اين انقلاب مستضعفان و پابرهنگانند و نيز همواره به ياد داشته باشيم كه : نگذاريم اين انقلاب به دست نامحرمان و نا اهلان بايفتد و به دور از تمام جهت گيريهاي سياسي بيانديشيم كه دانشگاه و دانشجو تا چه اندازه در جهت حفظ حرمت و تكريم اجتماعي و اقتصادي و .. مستضعفان جامعه گام برداشته است ؟

بايد به قضاوت بيانديشم كه در اين هياهوي عدالت و فوران بي عدالتي تا چه اندازه فريادهايمان جهت تحقق آرمانهاي انقلاب خميني روح خدا بوده است و به ياري مستضعفان و فقرا و پابرهنگان منجر شده است  و چه مقدار از فرياد هايمان ، نوشته هايمان و تحركاتمان و عدالتخواهيمان را خرج بازيهاي سياسي و تفكرات الحادي گروههاي مختلف سياسي و اجتماعي نموده ايم ؟!!

بايد بدانيم كه در جامعه كنوني و براي قشر دانشجو و دانشجوي متعهد ، دانستن جز لا ينكف زندگاني او مي باشد و حال بايد دانست كه هردانستني مسئوليتي بر دوش انسان قرار مي دهد و كه هركس به نصبت توانايي و استعداد خود بايد باري را بر دوش گيرد.

در جامعه دانشگاهي كنوني ايران اسلامي ، متاسفانه شاهد هزينه شدن اصول والاي انقلاب و فراتر از آن ارزشهاي انساني از سوي برخي گروهها و تشكلهاي اصولگرا ، اصلاح طلب و ... مي باشيم كه در اين بين فقدان آنچه مسلم و مبرهن مي نماياند ، عدم رفتار اعتدال گونه ، آرمانخواهانه و بدور از هرگونه محافظه كاري و مطالبه گري مي باشد كه آنچنان تمامي اقشار دانشگاهي را تحت تاثير قرار داده كه يكي از عمده ترين دلايل ركود تحركات اصولي و بدور از تقسيم بندي هاي سياسي مي باشد . در بين تحركات دانشگاهيان آنچه كه به نظر كمتر دچار بحران و آسيبهاي موجود گشته حركت دفاع از مستضعفين و پابرهنگان مي باشد كه از آن به عدالتخواهي ياد مي گردد.

عدالتخواهي و مطالبه گري پيش از آنكه يك سازمان نظم يافته باشد يك تفكر و فراتر از آن يك وظيفه مي باشد و از آنجا كه دانشجو كمتر در گير و دار زندگاني روزمره بوده و مي تواند بدون جهتگيري سياسي و بدور از محافظه كاري به اين امر بپردازد ، انتظار بيشتري از او مي رود كه اگر دانشجو به اين وظيفه خويش عمل نكند شاهد آنچه خواهيم بود كه متاسفانه در شرايط كنوني ، كم و بيش ، با آن مواجه مي باشيم.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 1:26 توسط فقیر |

نشريه مستقل دانشجويي مستضعفين از اول مهرماه به صورت مستمر و متمركز در دانشگاه بوعلي سيناي همدان به صاحب امتيازي م . صالحي منتشر مي گردد.

از اين پس وبلاگ فرياد مستضعفين به طور كامل مطالب مندرج در اين نشريه دانشجويي را پوشش خواهد داد .

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 1:22 توسط فقیر |

 آنكه از ابديت نيامده است هرگز به سوي ابديت باز نمي گردد


در سكوت و آرامش شب مرگ از پيش خدا به سوي شهر خفته فرود آمد و بر بلندترين گلدسته شهر مستقر شد. با دو چشم فروزان خويش ديوار خانه ها را شكافت و در ارواح خفتگاني كه بر بالهاي رويا و بسته بر بال زنجيرها سفر مي كردند ، نگريست.

... مرگ با قدمهاي آرام در ميان خانه هاي شهر به راه افتاد تا به كاخ ثروتمندي رسيد.

 

                                     

 

... دستي بر پيشاني مرد كشيد و اورا از خواب بيدار كرد.

... مرد با نعره اي آميخته به خوف و وحشت گفت : « اي روياي وحشتناك دور شو ! دور شو اي خيال ترسناك و شرور ! ... براي چه به سراغ من آمده اي ؟من هنوز كارهايم را تمام نكرده ام . تو از ثروتمنداني نظير من چه مي خواهي ؟ سراغ مريضها و بدبختها برو ... نه نه ! اي مرگ مهربان ... از طلاهاي من مشتي بگير و يا جاني چند از خدمتكاران من بستان و مرا آسوده بگذار ... دست مردم پولهايي دارم كه بايد پس بگيرم. كشتي هاي تجارتي من هنوز به ساحل ...

اي مرگ گوش كن تنها يك فرزند دارم كه نور چشم من است و كانون آرزوهايم ، جان او را بگير و برو ... ولي با من كاري نداشته باش ، من ... »

آنگاه مرگ پنجه زمختش را بر دهان ثروتمند گذاشت و جانش را گرفت و چون غباري به هوا بخشيد .

پس مرگ ميان خانه هاي فقرا به راه افتاد .

 

                                        

 

به كلبه حقيري رسيد و داخل شد و به كنار بستر جواني رفت كه در بهار عمر بود ... جوان فقير چون مرگ را در كنار خويش ديد خود را به پاي او انداخت و ... با لحني آميخته با محبت و اشتياق گفت : « خوش آمدي اي مرگ زيبا ! جانم را قبول كن اي حقيقت روياهاي من و اي قله آرزوهايم ! اي مرگ مهربان روحم را بگير ! مرا در اينجا رها مكن . تو فرستاده خدايي ، تو دست حقي ، اي دست حق جان مرا بگير ! چه بسيار دنبال تو گشتم ولي نيافتمت .چه بسيار تورا فرياد زدم ولي صدايم به گوشت نرسيد. اينك كه صدايم را شنيده اي ، اميدم را نااميد مكن . جانم را در آغوش بگير اي مرگ محبوب من ! »

پس آنگاه مرگ سر انگشتان لطيفش را بر لبهاي جوان گذاشت و جانش را گرفت و در زير بالهاي خويش جاي داد .

وقتي مرگ پر گشود عزم آسمان كرد به زمين نگاهي انداخت و اين سخنان در هواي شهر دميد: « آنكه از ابديت نيامده است هرگز به سوي ابديت باز نمي گردد. »

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:31 توسط فقیر |

از انجمنی بسیجی تا بسیجی انجمنی

                                   

مهم‌ترين گزاره‌‌ي انقلاب و به تبع آن فضاي حاكم بر جامعه و دانشگاه در دهه‌ي 60 و پايان دهه‌ي 50 بازگشت به فطرت و در نتيجه رشد و نهادينه‌شدن نگاه حداكثري به اسلام در ابعاد فردي و اجتماعي بود. جريان اسلام‌گرا(نگاه حداكثري به اسلام) در دانشگاه‌ها در تقابل با جريان چپ (كمونيست، ماركسيست و...) و چپ‌گرا ( التقاط اسلام و سوسياليسم نظير سازمان منافقين(مجاهدين خلق و...)) و جريان راست و التقاط ليبرالي و هم‌چنين نگاه حداقلي و فردي به اسلام (نظير نهضت آزادي، جبهه ملي، انجمن حجتيه و...) در آن دوران در انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سازمان يافت. اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان – دفتر تحكيم وحدت انجمن‌هاي اسلامي – و دفاتر دانشگاهي و دانشكده‌اي انجمن‌ها به عنوان مهم‌ترين محمل حضور حضور جريان اسلام‌گرا در دانشگاه‌ها به تبع فضاي انقلاب و تعريف ارائه شده از اسلام ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم) به وسيله‌‌ي امام راحل:« اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنج‌ديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک‌طينتان عارف، اسلام ائمه هدى، اسلام فقراى دردمند، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت‌ها و...» در تقابل با اسلام آمريكايي: «اسلام سرمايه دارى، اسلام مستکبرين، اسلام منافقين، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان، اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاى کثيف دربارى، اسلام مقدس‌نماهاى بي‌شعور حوزه‌هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه‌ها، اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مقدس‌نماهاى متحجر و سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بى درد و...» جريان دانشجويي اسلام‌گرا را كه به وي‍ژه در اواخر دهه‌ي 50 و ابتداي دهه‌ي 60 ويژگي‌هاي جنبش دانشجويي را يافته بود. (آن چه بعدها و حتي پيش از انقلاب جز در برهه‌هايي كوتاه مجال تحقق آن حتي براي جريانات چپ و راست نيز محقق نشد.) به تعامل فكري، فرهنگي، اجتماعي و حتي بعضا اقتصادي با مستضعفين و لايه‌هاي فرودست جامعه روي آورد. توليد محصولات متعدد فرهنگي، تشكيل تيم‌هاي وِيژه براي گروه‌ها و طبقات مختلف نظير كارگران و كشاورزان و... با تقسيم بندي و سطوح متفاوت، رفتن به مناطق محروم و اجراي كارهاي سازندگي در آن مناطق – كه دو دهه بعد الگوي ناقصي از آن تحت عنوان اردوي جهادي در كشور رايج شد. – و بعدها تاسيس جهاد سازندگي براي سازماندهي و علمي‌كردن فعاليت‌هاي صورت گرفته، مطالبه‌ و برخورد با سرمايه‌داراي و رفاه‌طلبي چه در بعد نظري و هنري كه در نشريات دانشجويي جريان اسلام‌گرا و مقالات شاخص به جا مانده از آن دوره نظير كتاب «مي‌رويم تا خط امام بماند» شهيد رجب‌بيگي، دانشجوي عمران دانشكده فني دانشگاه تهران، متجلي است و چه در بعد عملي فعاليت‌هاي صورت گرفته در نهادهاي انقلابي آن روز كه بسياري ا ز آنان را بدنه‌ي اين جريان به راه انداختند و اداره كردند متجلي شد.


 

انجمن‌هاي اسلامي در جبهه‌ي استكبارستيزي نيز در دو بعد نظر و عمل حضوري جدّي داشت، كه برجسته‌ترين نماد آن فتح لانه‌ي جاسوسي به دست آن عده از انجمن‌ها بود، كه بعدها خود را دانشجويان مسلمان پيرو خط امام ناميدند. با آغاز جنگ تحميلي، اداره‌ي جنگ چه در سطح فرماندهي و تشكيل سپاه و اداره‌ي آن، چه در سطح بسيجيان و چه در سطح پشتيباني فني و مهندسي مانند جهاد سازندگي و چه در سطح امدادگري به وسيله‌ي آن‌ها انجام شد.


 

با پايان يافتن جنگ امام با تعريف جبهه‌ي جديد جنگ فقر و غنا و لزوم سازماندهي جديد نيروهاي حزب‌اللهي براي جبهه‌ي مبارزاتي جديد ، براي تشكيل بسيج دانشجو و طلبه، به عنوان ضروري‌ترين تشكّل پيامي صادر كرد. «دفاع با تمام توان از اسلام و انقلاب و پاس‌داري از اصول تغيير ناپذير «نه شرقي و نه غربي» در حوزه و دانشگاه، اتحاد و يگانگي حوزه و دانشگاه، جلوگيري از نفوذ ايادي شرق و غرب در دانشگاه و حوزه، و ارائه‌ي چارچوب‌هاي اصيل اسلام ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم) به ساير بسيجيان، و از همه مهم‌تر توليد فكر و فعاليت براي تشكيل حكومت بزرگ اسلامي، ايجاد هسته‌هاي مقاومت در سراسر جهان، ايجاد پشتوانه براي اثبات امكان تحقق زندگي مسالمت‌آميز توام با صلح و آزادي با استقلال از شرق و غرب» از جمله وظايف بسيج دانشجو وطلبه اعلام شد.


 

بلافاصله پس از پيام امام حدود300 نفر از دانشجويان دانشگاه امام صادق (عليه السلام) اقدام به تاسيس تشكلي به همين نام در دانشگاه خويش نمودند.


 

در كشاكش حاكم شدن تفكر ليبرالي در كشور پس از جنگ تحت گفتمان غالب سازندگي در اوايل دهه‌ي 70 حركت عدالتخواهانه‌ِ بچه‌هاي دفتر تحكيم وحدت، معدود بچه‌هايي از بسيج دانشحو و طلبه ادامه داشت. راه‌پيمايي جداگانه‌ي سيزده آبان آن سال‌ها – كه البته اين ميراث بعد از 76 و استحاله‌ي دفتر تحكيم به وسيله‌اي براي عقده‌گشايي عليه آرمان‌ها تبديل شد.- با شعرهايي نظير «كاخ‌نشينان همه دين‌فروشند، برضد آمريكا نمي‌خروشند، جاسوس‌خانه را ما گرفتيم، ابهت آمريكا را شكستيم»  ادامه داشت. ضديت با سياست‌هاي ضد عدالت و سرمايه‌داري محور آن دوره به كليدواژه‌‌هاي اصلي جنبش اسلام‌گراي فعال كه كم‌كم در اقليت قرار گفته بودند، تبديل شده بود. تجمع‌هاي چندهزارنفري جلوي وزارتخانه‌ها از جمله كارهايي بود كه با همراهي جريان حزب‌اللهي بيرون دانشگاه نيز همراه شده بود. در بعد استكبارستيزي نيز به طور نمونه اعتراض شديد دفتر تحكيم به طرح مذاكره‌ي مستقيم با آمريكا به وسيله‌ي مهاجراني مشاور رئيس‌ جمهور وقت قابل ذكر است.


 

اما روي ديگر سكه در اين دوره بخش عمده‌اي از جريان اسلام‌گرا بود كه با آوردن اين توجيه كه مسئولين دولت از انقلابيون و مورد تاييد امام و رهبري‌اند، در مقابل اشتباهات و انحرافات سكوت اختيار كردند. حتي در مقابل جريان اسلام‌گراي فعال ايستاده و برچسب ضد ولايت فقيه به آن حركت‌ها زده شد. و با كمك دولت و جناح حاكم، تشكل‌هاي حاشيه‌اي مانند جامعه‌ي اسلامي دانشجويان و جنبش اعتدال و توسعه تشكيل شد.


 

از سوي ديگر در كشاكش تحكيم و سپاه و جهاد و ديگران براي تشكيل بسيج دانشجو و طلبه ، با پيروزي سپاه و تحريف نظريه‌ي امام با تفكيك طلاب و دانشجويان و تشكيل سازمان بسيج دانشجويي به جاي تشكل مدنظر امام، رويه فعاليت هاي‌ جريان اسلام‌گرا صورت ديگري گرفت.


 

يادگار آن علم سوخته را گم كرديم


 

آخرين آتش افروخته را گم كرديم


 

تضعيف شديد جريان اسلام‌گراي فعال، قدرت گرفتن جريان راست و ليبرال در انجمن‌ها كم‌كم و در دوراني كه مسئولين وقت فضاي خفقان و پخمه كردن دانشگاه‌ها را براي توسعه و رشد كشور(!) پيش گرفته بودن، كليد خورد. از سويي نگاه سازماني و اداري و بالا به پايين و بخش‌نامه‌اي به تشكل مد نظر امام و غلبه‌ي سازمان بر آرمان كه به شدت مد نظر جريان‌هاي حاكم دوران سازندگي(!؟) و اصلاحات(!؟) بود، و رفتن به دنبال مسائل بي اولويت، به صورتي كه تنها دغدغه‌ي نيروهاي اسلام‌گرا اسلامي كردن دانشگاه از طريق برگزاري دعاي كميل و توسل و برخورد شديد با بي‌حجابي - و نه با عوامل آن و فقر و فساد و تبعيض بود- فعال‌كردن جريان وابسته به راست و چپ، به وسيله‌ي اپوزيسيوني كه ديگر حاكميت را در دست گرفته بود، و نيز چمدان پول‌هاي آمريكايي و انگليسي كه كم‌كم افشا مي‌شد، همه و همه كاتاليزور تشتت و تضعيف جريان اسلام‌گرا شد، و كم‌كم دفتر تحكيم به طور كامل به دست ليبرال‌ها افتاد. جريان اسلام‌گرا كه به شدت تضعيف شده بود، به جاي پي‌گيري آرمان‌هايي كه امام براي تشكل جديد ترسيم كرده بود، يعني «ارائه‌ي چارچوب‌هاي اصيل اسلام ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم) به ساير بسيجيان، و از همه مهم‌تر توليد فكر و فعاليت براي تشكيل حكومت بزرگ اسلامي، ايجاد هسته‌هاي مقاومت در سراسر جهان و...» به برخورد واكنشي به هجمه‌ي همه جانبه‌ به اسلام پرداخت. كلاس‌هاي پاسخ‌گويي به شبهات، كلاس‌هاي غرب‌شناسي و فمينيسم شناسي، درگير شدن با مسائل كلامي صرف و در نتيجه حاكم شدن فضاي رخوت،


 

رفتن به سراغ معنويت منهاي عدالتخواهي (با چاشني نصفه نيمه‌ي عقلانيت - ، زياد كردن ظواهر شرعي بدون رجوع به باطن دين يعني عدالت كه به تعبير معصوم« العدل حيات الاحكام»، اقدام‌هاي بي‌اولويت و دوري از فضاي عمومي جامعه و دانشجويان و در يك كلمه انجمن حجتيه اي عمل كردن برآيند عمل جريان اسلام‌گرا شد. جريان اسلام‌گراي حداكثري نيز در دل مجموعه‌ي بسيج و بعدها تشكل‌هاي ديگر به صورت محدود وارد عمل شد. البته شعار اسلام‌گرايي حداكثري و مبارزه با سكولاريسم از اكثر جريانات مذهبي بلند بود، اما در عمل اكثر اين جريان سكولار شده بودند. جدا كردن مسائل اجتماعي دين و كنار گذاشتن عدالتخواهي اسلامي(در كنار مورجود بودن عدالتخواهي جناحي) و آرمان‌هاي جهاني و محدود كردن فعاليت‌هاي اجتماعي به مبارزه با بدحجابي(كه بعد از سال‌ها امروز موفقيت اين مدل كاملا مشهود است!؟) و كار تئوريك در حوزه اين كه ولايت فقيه انتخابي است يا انتصابي محدود شده بود. از سويي جريان‌هاي دانشجويي به پياده نظام جريان‌هاي سياسي تبديل شده بود. بسيج پياده نظام جناح راست و انجمن پياده نظام جناح چپ(كه خود اين چپ مخلوطي از راست ليبرال تا چپ و چپ‌گرا و از خط امام تا اپوزيسيون بود) شد. در نتيجه جنگ زرگري جناح‌ها(كه در مواقع حساس نظير انتخابات رياست جمهوري دوره‌ي نهم نشان داده‌اند هر دو سر در يك آبشخور دارند) دفاتر بسيج و انجمن به اتاق جنگ عليه يكديگر تبديل شد.


 

بعد از سوم تير با پيروزي گفتمان عدالت(فارغ از قضاوت در باره‌ي نتيجه‌ي عملي بعد از آن) يك اتفاق افتاد با توجه به آرمان‌هاي مطرح شده كه اقبال عمومي را هم دربرداشت، اين جريان بار ديگر پي‌گيري آن‌ها را به خود دولت‌مردان سپرد و در نتيجه فضاي ركودي كه به وسيله‌ي تلاش‌هاي رهبري با يادآوري جبهه‌بندي طرح شده به وسيله‌ي امام و درخواست از جنبش دانشجويي براي مطالبه‌ي عدالت صورت گرفته‌ بود، و در نتيجه‌ي آن معدود حركت‌هاي اصيلي صورت گرفته بود، از بين رفت.


 

انجمن‌ها كه با شكست جريان ليبرال مضمحل شده‌اند و سرگرم لمپنيسم، بسيج و ساير تشكل‌ها هم كه عملا كنار كشيده‌اند. دوباره حركت‌هاي معنوي منهاي عدالتخواهي و عقلانيت در حال شكل‌گيري است. معدو.د حركت‌هاي منفعلانه هم با توجه به شرايط موجود تنها راه زنده نگاه‌داشتن جنبش دانشجويي را حمله به قوه‌ي قضائيه يافته است، كاري كه تا چند زماني پيش كه به وسيله‌ي جريان اسلام‌گراي فعال صورت مي‌گرفت، برچسب ضديت با ولايت فقيه مي‌خورد.


 

17 سال بعد در اول شهرويور 85 رهبري در پيامي دوباره به مسئولين بسيج، دورنمايي ديگر از بسيج دانشجويي تعريف كردند:« به ميدان آوردن همه ي توانايي هاي خود در راه آرمان هاي نظام اسلامي، تکاپوي اميدوارانه و هدفدار در راه تحقق اين آرمان‌ها، سلوک مؤمنانه و رو به کمال، کانون الهام بخشي آرمان‌هاي انقلاب و وسعت‌بخشيدن به پرتو بيداري اسلامي» از مهم‌ترين اهداف بسيج شمرده شد. جريان‌شناسي حضور جريان‌اسلام‌گرا در دانشگاه و نقد بسيج نه به منزله ي تخريب، كه به عنوان نقد درون‌پاراديمي زمينه‌ي بالندگي اين جريان است. چه اين كه خط و ربط نويسندگان اين مجموعه با بسيج مشخص و واضح است، لذا شبهه‌ي تخريب باقي نمي‌ماند، مسئله اين‌جاست، فروردين 58 و نشست انجمن‌ها با امام كه منجر به تشكيل دفتر تحكيم وحدت شد، 2 آذر 67 كه منجر به تشكيل سازمان بسيج دانشجويي، با تمام كشو قوس‌‌ها و انتقادات شد. بعدها كه در مورد 1 شهرويور 85 مقاله مي‌نويسند عملكرد جريان اسلام‌گراي موجود را چگونه تحليل مي‌كنند؟


سلام

ما دوباره برگشتیم و اومدیم تا بازم باشیم ....

اما یه حرف بی ربط : هر کی من اوی رضا امیرخانی رو نخونده حتما بخونه ؟؟؟!!!

یا علی ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 20:27 توسط فقیر |

 

اعوذب ا... من نفسی

خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟

                                                        (سوره نحل آیه 71)

 

روزشمار:  ۳ روز(امروز پنجشنبه ۱ شهریور)

سه روز از رسانه اي شدن اين جريان مي گذرد و هنوز هيچ مسئولي اقدام موثری نكرده است.در ضمن هوای تهران امروز ابری است و احتمال بارندگی زیاد است...

 

 

منتظر نظرات شما در خصوص ساير موارد اينچنيني و مشكلاتي كه بحران مسكن براي اقشار محروم ايجاد كرده است هستيم. (درقسمت انتهاي متن نظر خود را ثبت كنيد.)

 

تصاویر گویا نیست. عکاس بینوا رویش نشد نزدیکتر شود. مادر دخترک هم نخواست که از نزدیک از چهره دخترک تصویری تهیه شود.

 

 

زن بینوا می گفت " وقت قرارداد اجاره خانه که تمام شد، صاحبخانه که می بیند مستاجرهایش آهی در بساط ندارند به بهانه اینکه در خانه باجناقم اتاقی برای شما تهیه کرده ام اسباب و اثاث مان را بار ماشین کرد وقتی از اطراف محل قدیمی مان دور شدیم به ناگاه راننده ترمز کرد و به همراه صاحبخانه اسباب مان را بر روی خیابان خالی کردند و رفتند."

الان ده روزی است که در پیاده رو کنار دیوار مدرسه ای که نامش علی بین ابیطالب است سکنی گزیده اند.

"مرد خانه مان راننده سرویس کارکنان ایران خودرو می باشد. پیمانی کار می کند. ماشین از خودمان نیست."

دخترک رنگ پریده است و ده دوازده سالی بیشتر ندارد و در فضای اطراف بین وسیله های خانه نشسته است.  

 

 

روزها مرد درخانه (پیاده رو) نیست سرکار است و شبها ... .

تا کنون از طریق مساجد محل و شهرداری منطقه 15 و کمیته امداد اقدام موثری انجام نشده است.

نشانی محل اقامت: تهران، افسریه، شهرک مسعودیه،اسلام آباد، خیابان مسلم، پیاده رو جنب مدرسه علی ابن ابیطالب.

 

 

پی نوشت :

۱- تمامی دوستانی که مایل به همیاری و مدد به این عزیزان هستند می توانند :

الف - پست این مطلب را در وبلاگ خود استفاده نمایند

ب- به آدرس http://faryadesabz.blogfa.com/ مراجعه و نظر خود را اعلام نمایند

ج-به ایمل مقابل پیام فرستاده و ارتباط گیرند mahoor13600@yahoo.com

یا حق

 

+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 0:46 توسط فقیر |

شعري از "اورهان ولي" در مناظره فقر و غنا

گربه آواره خطاب به گربه قصاب:
ما نمی توانیم با هم دوست شویم، راه ما جداست
تو گربه قصابی، من گربه سرگردان کوچه ها.
تو از ظرف لعابی می خوری، من از دهان شیر
تو خواب عشق می بینی، من خواب استخوان.
اما کار تو هم چندان آسان نیست عزیز
دشوار است هر روز خدا دم جنباندن!

پاسخ گربه قصاب به گربه آواره:
تو از فقر می گویی
پس کمونیستی.
بعد آتش می زنی به ساختمان ها
در استانبول
در آنکارا...
عجب خری هستی تو!


اورهان ولی شاعری است ترک، که شاید حرف و حدیث در موردش زیاد باشد. با این همه ادعای ما در این است که تا آنجا که ممکن است به "ماقال" توجه کنیم و نه "من قال". شعر زیر برگرفته از "ما قال" اورهان ولی است.

برگرفته از سایت عدالتخانه

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:34 توسط فقیر |

روزگار غريبي است...
ياد سقا هنوز تو را به طواف آب مي‌برد
دل‌نوشته‌اي از ديدار با بهشتيان

ساعت 30/14 حركت كنيم.خيلي ديرتر از 30/14 حركت كرديم.ملاقات با محكومين بهشت داريم و ثبت‌نام مي‌كنند.ثبت‌نام كرديم.

اينجا حريم است و تو زائري.زيارت بي‌انتظار،سيرابي بدون تشنگي است.گفتي تشنگي؟،ياد سقا هنوز تو را به طواف آب مي‌برد. امروز مولود سقاست و آمديم به زيارت وجودهايي كه به عشق او مولايش، روزگاري آبروي اين خاك شدند.

خيلي دلش مي‌خواهد مثل هر ديدار ديگري گزارش بدهد،اما اينجا نمي‌تواند گزارش بدهد. توصيف بهشت،خبرنگار بهشتي مي‌خواهد و او هنوز بسته به اين خاك است.

سال 67 را در ذهنت تصور كن.وقتي خمپاره 60 در ارتفاعات قلاويزان، تركش خود را همسايه شاهرگ «عبدالله بالازاده» كرد،چشمانت بي‌هدف مي‌گشت. او امروز سخت راه مي‌رود. اگر دوست داري عبور كني، عبور كن اما مراقب باش آرام از كنار رنج «محمدحسن ترابي» كه والفجر 4 برايش سينه‌اي سوخته از جراحت شيميايي به يادگار گذاشت عبور كني، تا صداي قدمهايت آرامش او را به هم نزند.

شايد اگر همان لحظات ابتدايي ماسك مي‌رسيده، فايده مي‌كرد اما تقدير در شلمچه به گونه‌اي ديگر رقم خورد و گاز خردل، از والفجر 8 ميهمان وجود سبز «صفرعلي مرادلو» شد. او 16 سال بعد متوجه شد كه جانباز است. گفت كه قبل از رسيدن ما سرفه كرده است و لكه‌هاي خون، دوباره يادش آورده كه سال 67، روزهاي سختي داشت.

آن ديگري اهل خيبر است. شايد «همت» را درست فهميده باشد ذرات خاك مجنون، امروز گواه يك تصوير تمام قد از دلاوري «محسن حاجي آقا جان» در سال 62 است. او پاي راستش را جايي در خاطره‌ها پنهان كرده است.

او اين طرف نشسته است. گلي كه بچه‌ها برايش آورده‌اند را به دست گرفته سريع مرور مي‌كند، بي‌آنكه خم به ابرو بياورد. شلمچه، كربلاي 5، سال 65، قمقمه خالي، لشگر 34 بعثت، شيميايي، تشنگي، برداشتن ريه ... اين آسماني «اصغر كمال» است. گاز خردل سينه‌اش را مي‌سوزاند. اين روزها سينه‌هاي زيادي مي‌سوزد.

تو هنوز مي‌چرخي. طواف تمام نشده است. سخت است بهشت را در 5 طبقه از يك بيمارستان در قلب پايتخت ورق بزني. وارد هر اتاق كه مي‌شوي، يكي دو دنيا روي تخت خوابيده يا نشسته است. اين جا همه بيدارند. با صداي بلند سلام كردم، قبل از آنكه سلام كنم. موج انفجار، تمام حضور پيرمرد را لبريز از بودن كرده است.

«عين‌الله محبي‌فر» وقتي در كربلاي 5 پشت فرمان تانك، از موج انفجار پر شد، 40 سال داشت. او بعد از آنكه تمام اين سالها را در يك جمله «درد دارم» خلاصه كرد، بغضش گرفت. گفت اگر باز هم بخواهند، هر كجا، هر لحظه، از اين ثانيه تا انقلاب مهدي (عج) مي‌جنگم. عين‌الله شيعه بودنش را به رخ ايمانهاي ضعيفمان كشيد و آن را بهانه همه اين عشق معرفي كرد.

باز هم جنوب،حوالي همين روزها، او كه آنجا بوده مي‌گويد تيرماه بود گرما امان مي‌بريد. كم‌كم موسيان سال 67 را روايت مي‌كند. «حسن بابانسب» همه را آرام گفت. شايد اصلا نمي‌خواست بگويد كه بيكار است و حقوقي نمي‌دهند، شيميايي اعصاب هر از گاهي در وجودش قدرت نمايي مي‌كند و همه بدنش درد مي‌كند اما گفت و آرامتر از آن زمزمه كرد:به خدا... . كساني كه روزي همه فرياد ما و فرياد همه ما بودند، امروز حداقل تقاضاي خود را در عرض 3 ثانيه با آهسته‌ترين صداي ممكن به گوش ما مي‌رسانند. روزگار غريبي است...

از كنار همه‌شان ساده عبور مي‌كنيم. دعا مي‌كنيم كه زودتر خوب شوند اما مي‌دانيم كه بهبودي آنها بيشتر شبيه معجزه است.

اين يكي مي‌خندد. وقتي خنديد، من هم با خنده سلام كردم. بيشتر كه حرف زدم، بيشتر خنديد. اما به آخر نرسيده بوديم كه علت خنده‌اش بغضم را تركاند. او هم با موج به اوج رسيده است. سال 62 تا 64 را «حميدرضا مدن‌پور» از دريچه يك باور بر تابلوي حماسه و ايثار رنگ پاشيده است. گفتم اگر باز هم جنگ شود؟ جوابش مثبت نبود اما اين نسل، نجابت خود را از جاي ديگري وام گرفته است. اين نجابت، قدرت «نه» گفتن ندارد. گفت: شايد با اين اوضاع ديگر كسي نرود. روي شايد، تاكيد كرد.

آخرين بهشتي، نامش علي محمد است، فاميلش ابراهيمي. تمام اينها ابراهيمي‌اند. كساني كه برايشان گلستان از آتش به تجلي نشست.علي محمد از كربلاي 4 چنان مي‌گويد كه گويي سال 65 است و او در ميدان جنگ، حرارت وجودش، وجودت را ذوب مي‌كند. دريچه قلب، عوض شده است. خود قلب، 7 بار جراحي شده است. اما قلب، همان قلب كربلاي 4 است، فقط هر از گاهي جراحت شيميايي به گونه‌اي آزارش مي‌دهد كه در پس خنده، چشمانش باراني مي‌شود. پيرمرد، سرزنده است. ايستاده بود، مثل همان روزها. وقتي پرسيدم اگر حادثه تكرار شود چه مي‌كني؟ چند ثانيه فقط نگاه كرد. بعد خودش را به حالت سينه‌خيز روي تخت انداخت وگفت: اگر هزار بار ديگر آن حادثه تكرار شود، هزار بار ديگر به عشق ايران، سينه خيز به جنگ دشمن مي‌روم.

فشرده‌ترين تور بهشت‌پيمايي تمام شد.ما به ملاقات بيمار رفتيم؟اين را وقتي با سليم‌ترين نفوس آن جهاني ساكن در زمين ملاقات مي‌كني،به قضاوت بگذار.كساني كه تو را به دنيايي از جنس عشق و ايثار دعوت مي‌كنند. به جايي كه بتواني از آنجا،سرمستي روح‌هاي منتظر به فنا شدن در ركاب حسين از مورخ «الست بربكم...»تا امروز و مرداني از تبار «من‌المؤمنين رجال صدقوا ماعاهدوالله...»را با همين قلم گزارش كني.به نام نامي حضرت عشق،همه را گزارش مي‌كنيم اما تو اي تاريخ، بشكند قلمت اگر ننويسي بر فرزندان اين سرزمين چه گذشت...


پی نوشت :

۱-شاید این مطلب مربوط به چند روز پیش باشه اما ... اما کار کار دل و هیچ بلایی نمیشه سرش آورد

۲-روز شنبه 27 مردادماه جاري تعدادي از خبرنگاران،دبيران و سردبيران خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به مناسبت روز جانباز با حضور در بيمارستان ساسان،با اهداي گل و شيريني با جانبازان بستري شده در اين بيمارستان ديدار و گفت‌گو كردند.

دل نوشته بالا توصيف يكي از خبرنگاران ايسنا از اين ديدار است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:7 توسط فقیر |

ادامه اظهارنظرات و واكنش ها به مناسبت سومين دور مذاكرات ايران و آمريكا

 

*متكي: آمريكا بايد براي دور چهارم مذاكرات درخواست كتبي بدهد

 

*غلامحسين كرباسچي: با كمك آمريكا، ايراني آباد و آزاد مي سازيم

 

*عبدالله جاسبي: دانشگاه آزاد اسلامي واحد كاليفرنيا و تگزانس از ترم بعد دانشجو مي پذيرد

 

*عزت الله سبحاني: بازرگان راست مي گفت: آخرش اين روحانيون با آمريكا زد و بند مي كنند! خدا بيامرزدش، كم شانس بود...

 

*معاون فرهنگي وزارت علوم: بزرگداشت آزادي خواهان و صلح طلباني چون مجاهد نستوه «علي افشاري» تا آخر همين هفته صورت مي گيرد

 

*مهدي نصيري، صاحب كتاب «اسلام و تجدد»: آمريكا ظلمت است، روشنايي با ظلمت جمع نمي شود

 

*مسعود بهنود: داستان تاريخ روابط ايران و آمريكا به جاهاي خوشش نزديك شد!

 

*سخنگوي قوه قضائيه: ويرانه قضايي و غير شرعي آمريكا را آباد مي كنيم

 

*فاطمه رجبي: آمريكا به معجزه بودن احمدي نژاد پي برد، كاري كه دولتهخاي قبلي طي 27 نتوانستند بكنند او يك تنه انجام داد

 

*سيد ابراهيم نبوي: حسن عباسي، مازيار بيژني و سعيد قاسمي  بايد به جرم توهين به ملت و دولت آمريكا اعدام شوند

 

*عماد الدين باقي: دولت با مذاكره با آمريكا، براي بهبود وضعيت حقوق بشر گام هاي خوبي برداشت. اين گامها بايد سريع برداشته شود

 

*شيرين عبادي: جايزه صلح نوبل خود را به عبدالعزيز حكيم مي دهم

 

*وزارت علوم: دفتر تحكيم وحدت فقط يك طيف دارد آن هم طيف دموكراسي خواه و آزادي خواه

 

*مهر انگيز كار: زنان بايد در مذاكره با آمريكا حضور داشته باشند و گرنه من اعتراض مي كنم

 

*حاج سعيد قاسمي: برادر! حزب الله! كجايي؟ آخر هفته مي خواهي تجمع كني؟! Hello my frend!

 

*يك مسئول قضايي كه خواست نامش فاش نشود: حمايت از سرمايه داران آمريكايي و ايجا امنيت اقتصادي آنها نيز در دستور كار دستگاه قضايي قرار گرفته است

 

*ابراهيم يزدي: بني صدر بايد به ايران برگردد! آمريكا تلاشش را براي بازگرداندن بني صدر آغاز كرده است!

 

*رجانيوز در خبري فوري و فوتي: احمدي نژاد بسيار خوب است، احمدي نژاد با مذاكره با آمريكا، انقلاب را به آمريكا صادر مي كند! آمريكا را ضربه فني مي كنيم! عماد افروغ خائن و  آمريكايي است! احمدی نژاد ضد آمریکاست...

 

*خانواده سبز: شادمهر، هخا، صور اسرافيل، شيلا و ليلي به همراه جنيفر لوپز و نيكول كيدمن به ايران مي آيند

 

*جمعي از طلاب خواستار محجبه شدن رايس در مذاكرات آتي با متكي شدند

 

*عبدالله رمضان زاده: قوميت ها ساختار رابطه دولت با آمريكا هستند، با رابطه با آمريكا مشكل قوميت هاي كشور حل مي شود

 

*دكتر حسن عباسي: با اقدامات اخير آمريكا براي ارتباط با ايران، فروپاشي آن 25 سال ديگر به تعويق افتاد

 

*عطريانفر: 5 شعبه جديد از بانك پارسيان در آمريكا افتتاح مي شود

 

*حاج منصور ارضي: همگان بدانند ما با مذاكره موافقيم تا زماني كه احمدي نژاد رئيس جمهور باشد و گرنه كفن پوشان تجمع و تظاهرات مي كنيم

 

*رامين جهانبگلو: شعبه ايراني بنياد «سوروس» را با نام «سيروس» راه اندازي مي كنم

 

*مسعود ده نمكي: نه مذاكره با آمريكا را مي خواهم نه انصار حزب الله را! برادران چرا ساكت نشستين؟!

 

*اكبر گنجي: تلاش هاي دموكراسي خواهانه من جواب داد، جايزه صلح نوبل حتما بايد به من برسد نه حكيم!

 

*سيمين بهبهاني، محمود دولت آبادي، بهمن فرما آرا و ديگر هنرمندان و روشنفكران آزاد انديش مراسم شبي به ياد آمريكا را در خانه هنرمندان برگزار مي كنند

 

*جوانفكر: مشاور رسانه اي رئيس جمهور: همه رسانه بنويسند «اين آمريكاست كه براي مذاكره با ما له له مي زند» غير از بنويسيد ما مي دانيم و شما!

 

*در پي تهديد اخير مشاور رئيس جمهور از انعكاس اظهارنظرات ديگر خودداري مي كنم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 0:43 توسط فقیر |

www.zaminkhari.blogfa.com

وبلاگ ستادمردمي ويژه بررسي پرونده زمين خواري ۱۰۳۰۰۰ متر مربعی دادگستري در همدان

با درج نظر در قسمت نظرخواهي آمادگي خود را اعلام نماييد

جهت همكاري و حمايت آدرس فوق را در يكي از پستهاي وبلاگ خود درج نماييد

منتظر دريافت اخبار تكميلي و بروز باشيد ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:25 توسط فقیر |

خبر فوری

زمین خواری در عدلیه

چند ماهی بود که در بعضی محافل میشنیدم که یه چند هکتاری زمین تو یکی از مناطق خوش آب و هوای جنوب شهرمون-البته جنوب از لحاظ جغرافیایی و نه از لحاظ...-  هست که دادگسری خریده و می خواد تغییر کاربری بده و به دلیل کار بی وقفه قضاتی که در راستای اجرای عدالت از هیچ کوششی دریغ نمی کنن تحویلشون بده تا توش ذخیره دنیایی برا خودشون بسازن ...

سر همین قضیه چند هکتار زمین ناچیزم بود که یه عده دانشجو وطلبه بیکار تصمیم به تحصن و تجمع و .. خلاصه بر هم زدن جو آرام عمومی و امنیت ملی و نشر اکاذیب و توهین به مقدسات و .... گرفته بودن که با هوشیاری نیروهای خدوم دادگستری و قوه قضاییه و .... این توطئه دشمن هم خنثی شد .....

مردم هم که تقصیری نداشتن و اصولا بازی چه دست یه عده دانشجو و طلبه و آدم بیکار و عوام فریب شده بودن گفتن حالا که حضرات آقایان می فرمان الان شب خوب حتما درست میگن و ما دچار کور رنگی شدیم و آنچنان شد که صف طویلی در اقصا نقاط شهر برای پزشکان چشم به وجود .......

داشتم می گفتم که مردم منطقه هم بی خیال قضیه شدن و با سلام و صلوات رفتن خونه هاشون ...

اما چند روز پیشا دیده بان سازمان همون دانشجوها و طلاب بیکار خبر داد که یه بلوک سیمانی که روش نوشته شده : (ساخت و ساز ممنوع - کمربند سبز) جلوی کاخ استانداری اونم تو یکی از بلوارای بالا شهر گذاشته شده ...

در این هنگام توجه همگان -البته تا کمی تا قسمتی ابری- جلب شد که آقا بیاین که تازه فهمیدیم یا فهمیدن یا فهماندن یا ... که استانداری هم تو کمربند سبز بوده ...!!!!!!!!!!!!!!

اما همون دیده بان پس از فضولی های فراوان گزارش داد که :

اولا اون چند هکتار زمین ناچیزی که بالا گفتم خیلی کمتر از این حرفا بوده تقریبا چیزی در حدود فقط  ۱۰۳۰۰۰ متر مربع باغ بوده ...

ثانیا به چه کسی مربوطه که می خوان توش خونه بسازن یا بازم خونه بسازن ... اینا نماد عدالتن و بهتر از هرکسی می دونن که عدالت چیه مگه قاضیا دل ندارن....!!!!!!!

ثالثا اون قضیه بلوکم کار برادرای دادسرا بوده که در یک عمل شجاعانه حتک حرمت استانداری رو به ساعت -ببخشید ساحت -مقدس دادگستری و قوه قضاییه محکوم کردن و اعلام برائت از این قبیل قلدریها  -بخوانید اعتراضها- کردن و گفتن اگه کسی اعتراض کنه به جرم توهین به مقدسات و نشر اکاذیب و ... میفرستیمش جایی که از به دنیا اومدنش پشیمون بشه و در راستای اجرای عدالت  اون فرد یا ارگان یا سازمان یا ... هر کی و کجا که می خواد باشه باشه : از استانداری و معاون سیاسیش گرفته تا این چندتا بچه اخلالگر ...

و....

اين بار پا به پاي«ابوذر»رفتم

از نخلستان تا خيابان.

از چارراه «درد» گذشتيم،

از چارراه «فقر»،

كه اعتراض«ابوذر»مرا به خود آورد

- «اينان برادران«علي»هستند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»فرياد مي زد:

«چرا شريح قاضي ها رسوا نمي شوند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»،

از كنار اين همه تفاوت نمي گذشت.

دردا كه به«ابوذر»تنه مي زدند

دردا كه به«ابوذر»طعنه مي زدند

دردا كه اعتراض«ابوذر»

در لابه لاي همهمه ها گم شد.


پی نوشت ها :

۱-مطلب فوق داغ داغ و چند روزی که اتفاق افتاده و الان هم جاری اما جهت حفظ مصالح ملی -که پدر مارو دراورده- فعلا بیش از این از دادن اطلاعات معذوریم لطفا توقف نفرمایید !!!!

۲- نهضت همچنان ادامه داره و اون چندتا بچه اخلالگر قصد دارن یه کارایی بکنن پس آماده جهاد با نماد عدل تو مملکت اسلامی بشین !!!!!!!!

۳- الان وقت ندارم ولی ایشالا مطلب جدی و بدور از طنز رو - که البته چنین اتفاق نادری بیش از هر چیزی  لیاقت برخورد طنز گونه رو داره- در اسرع وقت رو سایت میزارم...

+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:7 توسط فقیر |

 

مي‌رويم‌ تا خط‌امام‌ بماند.

مي‌رويم‌ تا خط‌امام‌ بماند. خطي‌ كه‌ از ابراهيم‌ آغاز شد و در تداوم‌ سرخ‌ خويش‌ با دست‌هاي‌ پاك‌ محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و علي (عليه السلام) به‌ قلب‌ پرشور امام‌ امت‌ رسيد تا رنجبران‌ زمين‌ را از جور حكومت‌ قابيليان‌ برهاند‌.

خطي‌ كه‌ تبلور قاطعيت‌ بر عليه‌ جباران‌، عصاره‌ عصيان‌ مستضعفان‌ عليه‌ مستكبران‌، فرياد هميشه‌ مظلومان‌، راه‌ پيروز محرومان‌ است‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ رسالت‌ گسستن‌ زنجيرهاي‌ اسارت‌ از دست‌ و پاي‌ مغضوبين‌ زمين‌ را برعهده‌ دارد.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ پيام‌ قيام‌ پيروزمند مستضعفان‌ را بر تارك‌ تاريخ‌ خواهد داشت‌ و پوزه‌ كثيف‌ جلادان‌را سرانجام‌ به‌ خاك‌ خواهد ماليد.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ راه‌ پيروز انقلاب‌ كبير اسلامي‌ خلق‌ دلاور ايران‌ است‌ و بايد كه‌ حماسه‌‌ي قيام‌ را تا دوردست‌ها بكشاند و نهال‌ انقلاب‌ را در دل‌ خلق‌هاي‌ تحت‌ ستم‌ جهان‌ بنشاند.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ با نفي‌ هرگونه‌ سازشكاري‌ و ستمكاري‌، نويد نابودي‌ سازش‌گران‌ و ستم‌كاران‌ را باخود همراه‌ داشت‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

خطي‌ كه‌ پاسداران‌ خون‌ رزمندگان‌ دلير و شهيدان‌ به خون‌ خفته‌‌ي امت‌ قهرمان‌ ايران‌ است‌.

خطي‌ كه‌ سرانجام‌ شوم‌ امپرياليسم‌ و سلطه‌ گران‌ اجنبي‌ را هم‌ اكنون‌ برقله‌ي‌ عالم‌ نمايان‌ ساخته ‌و دژ مستحكم‌ توحيد را در دور دست‌هاي‌ هر ستم‌كده‌ برپا خواهد داشت‌.

مي‌رويم‌ تا خط‌ امام‌ بماند.

(شهيد مهدي رجب بيگي)

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:2 توسط فقیر |

سوت پايان نيمه اول

 

 

نيمه اول بازي رفت تمام شد !!؟

 

شايد بتوان گفت كه در اين نيمه 45 دقيقه اي كه داراي فراز و نشيب هاي فراواني

 

بوده است نتيجه كماكان صفر صفر است اما به نفع چه كسي ؟؟

 

آري نتيجه مساوي بدون گل مي تواند برنده هم داشته باشد ...

 

اما يك نكته آنكه هر برنده اي هم كه داشته باشد مهم نيست چرا كه تماشاچيان

 

(مردم) از بازي لذت نبردند و اين است دردِ جامعه كنوني ما...

 

نظر دهيد  كه چه كسي برنده اين بازي بدون گل مساوي بوده و آيا با اين روند

 

بازي مجالي جهت برگزاري بازي برگشت باقيست و جايگاه دولت و مردم و ويژه

 

خواران و مدعيان و دوستان و مشاوران و وزرا و وكلا و .... در اين بازي قدرت

 

كجاست ؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 2:6 توسط فقیر |

 

عاقبت زنجير ما را چون كلاف

 

بافت محكم اين عمو زنجير باف

 

بافت محكم اين عمو زنجير باف

 

بعد از آن افكند پشت كوه قاف

 

..................................

 

برّه ها! فكري براي خود كنيد

 

چون شبان و گرگ كردند ائتلاف

 

اينك اين ماييم ؛ نعشي نيمه جان

 

كركسان گِردِ سر ما در طواف

 

ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم

 

پهلوانان را كه اينجا رفت ناف

 

آن يكي صد فخر دارد بر كلاه

 

گرچه بي شلوار شد روز مصاف

 

آن يكي ديگر به آواز بلند

 

حرف حق را گفت ، اما در لحاف

 

آن يكي ديگر به صد مردانگي

 

مي كند تا صبح ، عين و شين و قاف

 

آن دگر مانده است تا روشن شود

 

فرق آب مطلق و آب مضاف

 

كارگاه آسمان تعطيل باد

 

تا كه برگردد جناب از اعتكاف

 

..................................

 

الغرض مثل برنج تازه دم

 

در چلو صاف كَسان گشتيم صاف

 

جهد مردان عمل كاري نكرد

 

مرحبا بر همت مردان لاف

 

شعر از شاعر مجاهد محمد كاظم كاظمي

دي 1382

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 1:54 توسط فقیر |

 

 

 

 

جَبَروتِهِم تَحتَ أقدامِ حزب الله

عظمت آنها زير قدم های حزب الله است

 


 

الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَاباً فَوْقَ الْعَذَابِ
بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ

 

آنانی که کافر شدند و راه خدا را بستند ، به خاطر فسادی که به راه انداخته بودند
عذابی بر عذابشان می افزاييم

 

Those who disbelieve and bar others from the path of Allah, we shall add punishment upon their punishment because they were corrupting
قرآن کريم-نحل-88/quran-nahl-88

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:22 توسط فقیر |

يا علي!ما عرف الله الا انا و انت ولا عرفني الا الله و انت ولا عرفك الا الله وانا

 

 

ديشب در«نهج البلاغه»با كسي بودم

كه مرا پا به پاي خويش،تا نخلستان هاي كوفه برد.

از«نخلستان»صداي«گريه»مي آمد.

ديشب به مضامين مظلوم«نهج البلاغه»مي اندشيدم

كه«ابوذر»از راه رسيد.

اين بار پا به پاي«ابوذر»رفتم

از نخلستان تا خيابان.

از چارراه «درد» گذشتيم،

از چارراه «فقر»،

كه اعتراض«ابوذر»مرا به خود آورد

- «اينان برادران«علي»هستند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»فرياد مي زد:

«چرا شريح قاضي ها رسوا نمي شوند؟»

من مي گذشتم و«ابوذر»،

از كنار اين همه تفاوت نمي گذشت.

دردا كه به«ابوذر»تنه مي زدند

دردا كه به«ابوذر»طعنه مي زدند

دردا كه اعتراض«ابوذر»

در لابه لاي همهمه ها گم شد.


پی نوشت ها :

۱- درج این مطلب از وبلاگ یه اخوی باحال بود:

www.arman57.blogfa.ir

حتما يه سري بزنيد كلي صفا كنيد اما دعا براي اين بنده حقير يادتون نره ...

 2 - من تا پنجشنبه شب نيستم و از تمامي برو بچه هاي با صفايي كه تو اين مدت به ما با پيامهاي باحالشون صفا مي دادن ممنونم و درخواست حلاليت دارم و اميدوارم كه ما رو ببخشن ..

اگر خدا بخواد دارم ميرم يه دوره آموشي - فرهنگي - نظامي كه از طرف بر و بچه هاي موعود به عنوان نماينده استان خودمون انتخاب شدم كه تو مركز آموزشهاي نظامي نيرو دريايي سپاه تو انزلي برگزار مي شه و ما لياقت حضور تو جمع اين بچه هاي باصفا رو پيدا كرديم ايشالا وقتي برگشتم يه خاطره هم ( البته اگر از لحاظ امنيتي مشكل نداشته باشه ) براتون مي نگارم ....

۳ - تو زماني كه من نيستم قراره ديگر فقرا براتون مطلب بزنن ...

به بركت اين دولت اون چيزي كه زياد پيدا ميشه فقيره :

فقير ۱ . فقير ۲ . فقير ۳ و ...

فعلا يا حق..

تو رجب وقتي كه روزه دار بوديد به خدا نزديكتريد دعا فراموشتون نشه

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 0:26 توسط فقیر |

 

و چه زيبا و آرمانيست چنين آرزويي...

و چه زيباست زندگي كردن با چنين نگرشي...

و چه مقدس است چنين هدفي...

........................................................................................................

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،

نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندانم

چه خواهد ساخت ،

ولي بسيار مشتاقم ،

كه از خاك گلويم سوتكي سازد ،

گلويم سوتكي باشد ،

بدست كودكي گستاخ و بازيگوش

واو

يكريز و پي در پي

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ،

بدين سان بشكند در من ،

سكوت مرگبارم را ...

(دكتر علي شريعتي)