
I extend my appreciation to my Master, Ayatullâh Mohammad Taqi Mesbah Yazdi for his efforts in building my Islamic knowledge structure and encouraging me to take part in this program. I have benefited fiom several individuals and wish to acknowledge their helpespeciaiiy Mohammad Javad Zarean, Seyed Ahmad Rahnama, Seyed Mohamrnad RezaHejazi, Ali Mesbah, Mahmood Namazi, Abd-Hasan Haghani, Morteza Agha Tehrani. Idns Samawi, Foad Izadi, Dr. Naglii Namakforoosh and Tom Testa.
[Al-Fayd al-Kashani (1598-1680) on self-supervision and self-accounting (Muhammad ibn Murtada al-Fayd al-Kashani, Islam) by Saghaye-Biria, Mohammad Nasser, MA
MCGILL UNIVERSITY (CANADA), 1997, page 3]
وقتی شهید بهشتی ، مدرسه حقانی را بواسطه مخالفت غیرمنطقی جمعی از طلاب با نظریات دکتر شریعتی ترک کرد ، در یکی از آخرین سخنرانیهای خود در جمع طلاب این مدرسه گفت :"مدرسه ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت کند که نتوانندبا ھمه دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟این نوع موضعگیریھا بسیاری از افراد را به یاد چماق ھای تکفیری می اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و و قرون وسطی خوانده اند.
(دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن نوشته شهید دکتر بهشتی ، تھران ، انتشارات بقعھ،1378)
مخاطب اصلی این سخنان شخصی جز اقای مصباح یزدی نبود، چه اینکه ایشان بواسطه همین تندرویها سرانجام از مدرسه حقانی رفتند.جالب است ایشان علت رویگردانی خود از مدرسه حقانی را نفوذ تفکرات مارکسیستی با محوریت فداییان خلق عنوان کردند. نکته دیگر اینکه علت اصلی و قدیمی اختلافات ایشان با اقای هاشمی رفسنجانی که به اوایل دهه پنجاه برمی گردد ، نیز بر سر مجاهدین خلق می باشد
.اکثریت ممتازطیف نوگرا و روشنفکر مدرسه حقانی و همفکران آنها شامل افرادی همچون شهید بهشتی ، شهید قدوسی ، شهید مفتح در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی! و سایرعملیاتهای تروریستی اول انقلاب که از سوی مزدوران استکبار جهانی صورت می گرفت به شهادت رسیدند ولیکن طیف سنتی از این بحبوحه جان سالم بدربرد.بعدها راجع به طیف سنتی مدرسه حقانی بیشتر خواهم نوشت
.اما آقای مصباح یزدی پس از مدرسه حقانی ، راهی موسسه در راه حق شد و چندی نیز در آنجا به فعالیتهای آموزشی و پژوهشی پرداخت و سرانجام با راه اندازی بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) ، آموزش حوزویان را از حالت سنتی به سمت آموزش کلاسیک و دانشگاهی رهنمون ساخت .این اتفاق درسال 1366 روی داد و پس از هشت سال مداومت و استمرار این حرکت ، در تاریخ 20 تیر 1374 ، شورای عالی انقلاب فرهنگی با به رسمیت شناختن موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) به سرپرستی آقای مصباح یزدی ، اعتبار ویژه ای به این موسسه بخشید.درهمان سال طی دیدار رهبرانقلاب از موسسه ،
حکم ریاست ایه الله مصباح یزدی تنفیذ شد.بلافاصله پس از رسمیت یافتن موسسه ، عده ای از شاگردان برجسته ایشان با تطبیق مدارک حوزوی خود و گرفتن مدارک معادل دانشگاهی ، برای ادامه تحصیل با استفاده از سهمیه بورسیه شورای عالی انقلاب فرهنگی راهی دیار غرب شدند و البته تمامی انها از جمله فرزندان خود آقای مصباح ابتدا در دانشگاه مک گیل مونترال کانادا به عنوان دانشجوی فوق لیسانس مشغول به تحصیل شده وپس از گرفتن مدرک فوق لیسانس ،برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، راهی دیگر مراکز دانشگاهی کانادا و امریکا شدند.از جمله این افراد ، اقایان مرتضی اقا تهرانی و محمدناصر سقای بی ریا بوده اند که راهی ایلات متحده شدند. آقای آقاتهرانی در دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک مشغول به تحصیل شد و تز دکترای خود را در زمینه تاثیر عرفانی خواجه نصیرالدین طوسی بر روی افکار ابن سینا به پایان رساند . وی در اثنای تحصیل امامت جماعت مسجد امام علی (ع) در منطقه بروکینز نیویورک را برعهده گرفت که البته در روزهای جمعه همانند ایران ، نماز جمعه را در آنجا اقامه می کرد.آقای بی ریا راهی تگزاس شد و همانند آقای تهرانی ، امام جمعه تگزاس شد
.متن انگلیسی فوق از صفحات ابتدایی
تز فوق لیسانس جناب آقای محمدناصر سقای بی ریا گرفته شده است. معمولا در چنین صفحاتی ، دانشجو از اساتید راهنما و مشاور و همچنین خانواده خود تقدیر و تشکر می کند ، اما تشکر ویژه ایشان از رهبر معنوی خود یعنی جناب اقای مصباح یزدی و نیز تشکر از دیگر همفکران همراه خود در مونترال کانادا که جملگی از شاگردان آیه الله مصباح یزدی هستند جلوه دیگری دارد و اوج تعلق خاطر ایشان به مراد خود را نشان می دهد.برخی از این افراد پس از اتمام تحصیل ، به ایران بازگشتند و در موسسه آقای مصباح شروع به تدریس کردند و برخی دیگر همانند آقای علی مصباح فرزند ارشد آیه الله مصباح یزدی که تمایل چندانی به بازگشت نداشتند ، علیرغم اتمام تحصیل چند صباحی بیشتر در آنجا ماندگار شدند.این در حالی است که تمامی دانشجویان بورسیه خارج می بایست بلافاصله پس از اتمام تحصیل به داخل کشور برگردند وگرنه وثیقه انها به مورد اجرا گذاشته می شد. اما در مورد بورسیه شدگان موسسه مصباح هیچگونه وثیقه ای از طرف دولت اخذ نشده بود که آنان نگران این مورد باشند
.بهرحال تمامی این شاگردان که اکنون عنوان دکتر را پیش از نام خود به همراه دارند ، با استفاده از فضاهای تبلیغی که در اختیارشان گذاشته شد، شروع به بسط تفکرات و اندیشه های استاد خود نمودند.هسته اصلی این فضا ی تبلیغی سخنرانی پیش از خطبه های اقای مصباح در نماز جمعه های تهران بود که بصورت یک هفته در میان ، خوراک فکری شاگردان را جهت گسترش اندیشه ایشان درلایه های مختلف اجتماعی تامین می کرد. این فضاها گاهی منابر مساجد و تکایا و هیئات مذهبی بودند.گاه دیگر نشستهای سیاسی که اغلب از سوی طیف مذهبی و تندرو دانشجویان در دانشگاهها برگزار می شد را هدف خود قرار می داد و در این زمینه طرحی بنام طرح ولایت اوج فعالیت تبلیغاتی آقای مصباح و اطرافیانش در دانشگاهها قلمداد شد. این روند تا سال 83 ادامه یافت و انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم به عنوان موعد برداشت میوه شیرین قدرت پس از سالها مرارت و سختی آقای مصباح و شاگردانش و البته افراد حامی ایشان تلقی شد و تمامی فعالیتهای حول این نقطه متمرکز گردید
.
به امید یک هوای تازه تر...
حکومت به کفر می ماند ولی به ظلم نمی ماند .
العدل اساس الاحکام.

جملات زيبايی که انگار فقط برای قاب گرفتن و شعار دادن بيان شده اند ! وقتی پای مصداق دفاع از عدالت و حق طلبی به ميان می آيد همه محافظه کار می شوند.
کافی است پای مسائل دست چندم به ميان بيايد آسمان و زمين را به هم می دوزند که وا اسلاما اسلام ازدست رفت و حال آنکه صاحب اسلام عدالت را اساس احکام می داند و می گويد که همه چيز ذيل عدالت است . کو گوش شنوا ؟انگار راست گفته اند که دعوا سر لحاف ملاست!..
امروز هر از گاهی در گوشه و کنار اين سر زمین گاهی طلبه ای گاهی دانشجوئی و يا گاهی هنرمندی به پای شعار عدالت خواهی نظام پا در ميدان مين می گذارد اما انگار همه منتظرند فقط کسی بميرد تا در گراميداشتش خطبه و شعر بخوانند و خيابان به نامش کنند....
يکی نيست به اين مسئولين حالی کند نيم نگاهی اگر به سيره امير المومنين داشته باشيد می بينيد که حضرت در تبعيد ابوذز به خاطر عدالتخواهی اش سکوت نکر د و به بدرقه اش رفت و نترسيد که متهم به همنشينی و دفاع از آرمانگرايان شود ....
جالب است مسئولينی که از گرده و نردبان عدالتخواهان بالا رفته اند حال از آنها پرهيزمی کنند !!!
يکی نيست به اين طلبه مهاجر که با پای پياده دنبال کاروان عدات است بگويد غم چه داری و حرفت چيست؟
|
|
|
هر موقع یادمان رفت عزت و ظلت از خداست و خواستیم جای خدا باشیم فرعون در درون ما نبش قبر شده .هر کداممان یک جورهایی وقتی دچار غفلت می شویم شریک در ادعای فرعون هستیم....
|

لطفا دلسوزي نكنيد
اسامي و ميزان كمك طرفداران هاليوودي اوباما و كلينتون
طرفداران هاليوودي «باراك اوباما» و «هيلاري كلينتون»، دو كانديداي حزب دموكرات هاليوود با نزديك شدن به زمان انتخابات رياستجمهوري آمريكا تبليغات خود را هر چه بيشتر گسترش دادهاند..پايگاه خبري هافينگتون طي يك گزارش تصويري از داغ شدن بازار تبليغات دو رقيب انتخاباتي «باراك اوباما» و «هيلاري كلينتون» خبر داد كه بازيگران هاليوود در اين ميان حضور پررنگي دارند.
( در ضمن این نکته را نباید فراموش کرد که سیاست سیاست امریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بنا نهاده شده است . پس ما این وسط نه برای کسی دلسوزی کنیم و نه آرزوی پیروزی نماینده ای بر دیگری را از خداوند منان خواستار باشیم...!!! )
***طرفداران هاليوودي «باراك اوباما»:
«جنيفر آنيستون»، بازيگر مشهور هاليوود و همسر سابق «براد پيت» اخيرا در يكي از مصاحبههاي خود آشكارا حمايت خود از اوباما را ابراز كرد و كمي بعد نيز مبلغ 2300 دلار به ستاد انتخاباتي اوباما اعطاء كرد.
«كريس راك»، كمدين سياهپوست هاليوود نيز با اعطاي كمكي بالغ بر 4600 دلار پول نقد به ستاد انتخاباتي اوباما، حمايت خود از از اوباما را آشكار كرد.
«رابرت دنيرو»، بازيگر و كارگردان صاحب نام هاليوود خطاب به كساني كه اوباما را شخص بيتجربهاي دانستهاند، گفت: اينكه يك كانديدا مخالف جنگ باشد خود نشان دهنده تجربه اوست.
«ساموئل ال جكسون»، ديگر بازيگر سياهپوست هاليوود نيز ضمن اعطاي 4300 دلار كمك نقدي به ستاد انتخاباتي اوباما، در توصيف اين كانديداي دموكرات، بدون آنكه به بوش اشارهاي كند، گفت: به كسي نياز داريم كه با جهان كمي مهربانتر باشد.
«جورج كلوني»، بازيگر 44 ساله هاليوود نيز كه تاكنون چندين ميليون دلار صرف حمايت از اوباما كرده، اخيرا نسبت به رسيدن اوباما به قدرت ابراز اميدواري كرد.
«بن افلك»، بازيگر هاليوودي كه اخيرا نيز وارد عرصه كارگرداني شده است، به همراه همسرش «جنيفر گارنر»، يكي از طرفداران سرسخت اوباما است او در يكي از مصاحبههاي خود گفت: هاليوود عاشق اوباماست.
«اسكارلت جوهانسن»، نيز ديگر بازيگر هاليوودي است كه همواره در مصاحبههاي خود، حمايتش از اوباما را آشكارا بيان كرده و ابراز داشته كه او يكي از طرفداران سرسخت اين كانديدا است.
«اپرا وينفري»، مجري و ميلياردر آمريكايي در كنار همكاران هاليوودي خود تاكنون بيش از 3 ميليون دلار صرف حمايت از اوباما كرده و همواره در بيشتر برنامههاي تبليغاتي اوباما در كنار اوست.
***طرفداران هاليوودي «هيلاري كلينتون»:
«جك نيكلسون»، بازيگر 71 ساله هاليوود در حمايت خود از «هيلاري كلينتون» در آخرين مصاحبه خود گفت: زنها مرا به وجد ميآورند، خوب ميدانم كه آنها با مشكلات چه ميكنند.
«ناتالي پورتمن»، بازيگر جوان و نامزد اسكار هاليوود نيز در توصيف «كلينتون» گفته است: او از ديگر كانديدها به مراتب برجستهتر و باتجربهتر است.
«باربارا استريسند»، بازيگر، تهيهكننده و كارگردان هاليوودي كه در عرصه سياسي بسيار فعال است، همواره يكي از طرفداران سرسخت خانواده كلينتون بوده كه در زمان «بيل كلينتون»، نيز به طور گسترده فعاليتهاي تبليغاتي زيادي را در حمايت از «كلينتون» مرد انجام ميداد.
«اورا لونگورياپاركر»، بازيگر 33 ساله برنده جايزه گلدن گلوب، در وصف «كلينتون» گفت: هيلاري زن قدرتمند و باتجربهاي است كه ميتواند به خوبي از پس تغييراتي كه ما بدان نياز داريم، برآيد.
«تد دنسون» و «ماري استينبرگن»، زوج هنري و دموكرات كه همواره برنامههاي ستاد تبليغاتي كلينتون را دنبال ميكنند، اخيرا نيز در خانه خود پذيراي كلينتونها بودهاند. البته در كنار هنرمندان هاليوودي، «ايليتون جان»، خواننده مشهور انگليسي نيز حمايت خود از كلينتون را ابراز داشته و در آخرين مصاحبه خود گفته است: من از ته قلب به هيلاري ارادت دارم، همانگونه كه او همواره در كنسرتهايم مرا همراهي ميكند، من نيز اكنون در كنار او خواهم بود، در يك كلام «هيلاري» بايد رييس جمهور شود.